راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

نگاهی به نتایج دو جنگ جهانی

و شکل گیری کشورهای تازه

جمهوری ترکیه

لقمه کوچکی که از سفره

امپراطوری عثمانی  باقی ماند

 

 

پایان هر دو جنگ جهانی، جهان و بویژه آسیا و در راس آن "خاورمیانه" دستخوش تغییرات مهمی شد. از دل امپراطوری عثمانی "ترکیه" بیرون آمد، کشورهای سوریه و عراق و ... تشکیل شدند. اما این پایان کار نبود. جنگ قدرت در کشورهای نوپا و تقسیم شده، یک دوره نسبتا طولانی تاریخ منطقه را شکل بخشید که ما سعی می کنیم چند نمونه را بتدریج در راه توده شرح دهیم. در این شماره سرگذشت حکومت های ترکیه، از بعد از متلاشی شدن امپراطوری عثمانی را می خوانید:

 

پس از شکست امپراتوری عثمانی (متحد آلمان و ژاپن در جنگ جهانی اول)، متفقین (انگلیس فرانسه- آمریکا) به ویژه فاتحان اروپایی آن جنگ، این امپراتوری بیمار یا به قول معروف «در حال نزاع» را تجزیه کردند. قسمت های اروپایی عثمانی (قسمت هایی از اروپای شرقی) مستقل شدند، کشورهای عربی مسلمان بین امپراتوری انگلیس و فرانسه تقسیم شد. فاتحان به این هم اکتفا نکردند. تصمیم گرفتند قسمت هایی از خاک اصلی ترکیه را نیز بین همسایه ها قسمت کنند.

سلطان عبدالحمید ششم آخرین «خلیفه» عثمانی برای آن که فاتحین او را بپذیرند این قراردادهای خفت بار را پذیرفت، ولی نظامیان ترک و گروهی از جوانان وطن دوست ترکیه زیر بار تجزیه کشور نرفتند. در ترکیه از مدتی قبل عده ای از نظامیان به رهبری مصطفی کمال پاشا گروهی به نام «ترک های جوان» را تشکیل داده بودند و طرفدار سیستم جدیدی از حکومت بودند. اما این گروه وقتی دیدند نه تنها از امپراتوری عظیم عثمانی چیزی باقی نمانده، بلکه سرزمین اصلی ترکیه نیز در حال تقسیم شدن بین همسایه هاست، به جنگ با حامیان آنها یعنی متفقین پرداختند. دولتین انگلیس و فرانسه که پس از 4 سال جنگ خونین از یکسو و ترس از نتایج "انقلاب اکتبر" در روسیه وحشتزده شده بودند به امید تقویت ناسیونالیسم در برابر سوسیالیسم پیشنهادات مصطفی کمال پاشا را پذیرفتند و حاضر به تخلیه قسمت هایی از خاک ترکیه شدند. این کشورها بیم داشتند انقلاب اکتبر سرمشقی شود برای کشورهای دیگر و به همین دلیل تن به برخی عقب نشینی در ترکیه و یونان دادند.  یونان نیز که به تشویق متفقین تا ازمیر پیش رفته بود از ترکیه بیرون رفت. دیگران نیز چنین کردند و مصطفی کمال پاشا با بستن قراردادهایی با دولت انقلابی روسیه که خواهان حفظ قراردادهای استعماری دوران تزار نبود، قسمت هایی از اراضی مجاور را به دولت ترکیه باز گرداند.

پس از این دستآوردها، جوانان ترک کشور را جمهوری اعلام کردند. مصطفی کمال پاشا در سال 1923 به ریاست جمهوری ترکیه انتخاب شد. بلافاصله سلطان محمد ششم را از «سلطنت- خلافت» عزل کرد. برادر او سلطان عبدالمجید را به عنوان رهبر مذهبی «خلیفه» خواند که سال بعد او را هم از مقام برکنار کرد.

به این ترتیب با تجزیه امپراتوری عثمانی مصطفی کمال پاشا که قبلا به نام غازی (جنگجو) و بعدا به آتاتورک (پدر ترک) معروف شد، توانست قسمتی از خاک ترکیه را با جنگ، قسمتی دیگر را با لغو قراردادهای استعماری دولت انقلابی روسیه و قسمت هایی را هم با مذاکره با متفقین و تهدید به جنگ پس بگیرد و ترکیه ای با محدوده فعلی تشکیل دهد.

آتاتورک طی حدود 15 سال حکومت مطلقه (از سال 1923 تا 1937) تصمیم گرفت ترکیه را به صورت یک کشور اروپایی درآورد. او که یک متجدد افراطی بود، در این زمینه تا آنجا پیش رفت که ترکیه را که زمانی مرکز خلافت اسلامی بود به صورت یک کشور غیر مذهبی درآورد (رژیم لائیک.)

تغییر لباس مردانه، ممنوع کردن فینه، لغو حجاب زنان، تدوین قانون مدنی، تغییر حروف الفبا از عربی به لاتین، قسمتی از کارهای آتاتورک بود. او دستور داد اذان را هم در مساجد به زبان ترکی بخوانند.

پس از مرگ آتاتورک، معاون او «عصمت اینونو» به ریاست جمهوری ترکیه رسید. جنگ جهانی دوم آغاز شد و اینونو بر خلاف رضاشاه که خود را به آلمان هیتلری نزدیک کرده بود، توانست با سیاستی ماهرانه بی طرفی ترکیه را حفظ کند و به سرنوشت ایران دچار نشود.

پس از جنگ ترکیه توانست از کمک های امریکا استفاده کند. این وضع تا سال 1955 میلادی ادامه یافت. در انتخابات سال 1955، یعنی سالی که کمونیستم ستیزی و شوروی ستیزی به سیاست استراتژیک داخلی و خارجی امریکا تحت بهانه دفاع از دمکراسی و آزادی تبدیل شده بود، حزب دموکرات ترکیه به رهبری «عدنان مندرس» و «جلال بایار» پیروز شد.

جلال بایار به ریاست جمهوری رسید و عدنان مندرس با اختیارات کامل نخست وزیر ترکیه شد. (ترکیب این تقسیم قدرت در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ترکیه که در آن اردوغان نخست وزیر تبدیل به اردوغان رئیس جمهور شده، می رود تا با تغییر قانون اساسی تغییر کند. یعنی رئیس جمهور اختیارات وسیع داشته باشد و نخست وزیر اختیارات محدود و صرفا اجرائی). دراین دوران به توصیه امریکا که سعی می کرد مذهب را در برابر کمونیسم تقویت کند، آزادی های مذهبی در ترکیه وسعت گرفت. نظامی های ترکیه که مذهب را یگانه راه حل مقابله با کمونیسم و نفوذ اتحاد شوروی در ترکیه و یونان نمی دانستند، ابتدا دانشگاه ها را علیه دولت تحریک کردند و سپس خود به بهانه حفظ آرامش وارد میدان شدند.

عدنان مندرس که تمایلات مذهبی داشت، در صدد برآمد برای مقابله با ارتش نیروی مذهب را تقویت کرده و وارد میدان کند و با همین هدف آزادی های بیشتری به نیروهای مذهبی داد. در ضمن سعی کرد خودش را به عنوان یک مسلمان معتقد به مردم بشناساند. از قضا در همین زمان هواپیمای حامل عدنان مندرس از ارتفاع چند هزار پایی در یک روستا سقوط کرد. هواپیما صدها قطعه شد ولی عدنان مندرس بدون کوچکترین صدمه ای از حادثه جان بدر برد. عدنان مندرس از این واقعه استفاده تبلیغاتی فراوان کرد. هواخواهانش آن را بعنوان یک معجزه تبلیغ کردند، به طوری که کشاورزان ترکیه که نیروی اصلی طرفداران اصول مذهبی در ترکیه بودند برای سلامتی او قربانی ها کردند و جشن ها گرفتند. این وضع باعث نگرانی بیشتر نظامی ها، در نتیجه آنها نیز بصورت غیر مستقیم شورش ها را در کشور تشویق کردند.

سرانجام، ژنرال «جمال گورسل» فرمانده تنومند، جدی و بی لبخند نیروی زمینی، در سال 1960 در باره هرج و مرجی که ارتش خود محرک آن بود، به دولت اخطار کرد. چون اخطار او اثر نکرد، اعلام خطر کرد. وقتی دید اعلام خطر هم به نتیجه نرسید، به کمک عده ای از فرماندهان ارتش ترکیه کودتا کرد. قدرت را در دست گرفت، سران حکومت و رهبران حزب دمکرات را به زندان انداخت و خود رئیس جمهور، نخست وزیر و صاحب قدرت مطلق العنان در ترکیه شد.

یکسال بعد محاکمه سران دولت گذشته آغاز شد. دادگاه 15 تن از سران دولت  پیش از کودتا، از جمله عدنان مندرس نخست وزیر و جلال بایار رئیس جمهوری را محکوم به اعدام کرد. جلال بایار بعدا مورد عفو قرار گرفت، ولی عدنان مندرس و سایرین اعدام شدند. آخرین عکس عدنان مندرس مربوط به زمانی است که او را با قیافه ای شکسته و اندوهگین روی یک صندلی نشانده، نامه اعمالش را روی کاغذ نوشته و به گردنش آویزان بود. او پس از انتشار این عکس اعدام شد.

روی آن کاغذ، کودتاچی ها باصطلاح «خیانت های» عدنان مندرس به ملت ترکیه را نوشته بودند. بسیاری از توده مردم روستائی و حتی شهری که همچنان در توهم معجزه سقوط هواپیمای عدنان مندرس و سالم ماندن او بودند فکر می کردند حتما هنگام اعدام عدنان مندرس طناب دار پاره خواهد شد و عدنان یکبار دیگر نجات خواهد یافت، اما چنین نشد. عدنان مندرس را با طناب چند متر بالا کشیدند و پس از چند دقیقه دست و پا زدن دیگر حرکتی نکرد و مرد. تنها در سال 1990 از او اعاده حیثیت شد.

ماجرای کودتا در ترکیه فقط با اقدام قاطع و شدید ژنرال گورسل خاتمه پیدا نکرد. سلیمان دمیرل در سال 1965 به قدرت رسید. او نیز سعی کرد مانند عدنال مندرس به نیروهای مذهبی در برابر نظامی ها تکیه کند. به همین دلیل آزادی های مذهبی را بیشتر کرد. فرماندهان ارتش اینبار نه به بهانه خطر کمونیسم بلکه برای حفظ منافع و ثروتی که به چنگ آورده بودند وارد میدان شدند. البته باز هم به بهانه مقابله با اغتشاش در کشور.

سلیمان دمیرل سرانجام سقوط کرد و «بلند اجویت» نخست وزیر ترکیه شد. در سال های 1975 تا 1980 عده ای از سیاستمداران غیر نظامی به ترتیب به قدرت رسیدند و بار دیگر آزادی به خصوص در زمینه مذهب موجب بروز اغتشاشاتی در کشور شد. سرانجام ژنرال «کنعان اورل» دست به کودتا زد. نخست وزیران پیشین به زندان افتادند، از فعالیت سیاسی محروم شدند.

نظامی ها تا سال 1983 قدرت و ثروت را در دست های خود حفظ کردند. در این سال دوباره حکومت را به سیاستمداران واگذار کردند. این یکی از شروط اروپا برای موافقت با ورود ترکیه به جامعه اروپا بود که نه تنها ژنرال های بلکه سیاستمداران و سرمایه داران ترکیه نیز سخت بدنبال آن بودند. این آرزو، حتی با انواع مانورها و تهدید های اردوغان رئیس جمهور کنونی ترکیه با گرایشات اسلامی نیز تحقق نیافته است. جنگ سوریه و خیز اردوغان برای احیای امپراطوری عثمانی که سوریه بخشی از آن بود را نیز باید در گذشته ای که ذکرش رفت جستجو کرد.

تلگرام را توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 


 

 

 تلگرام راه توده :

https://telegram.me/rahetudeh

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                       شماره 673  راه توده -  29 آذرماه  1397

 

                                اشتراک گذاری:

بازگشت