راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

توهم براندازی

"مازیار فرهمند"

    

میلیاردها دلار سرمایه گذاری، سال‌ها دروغ و بحران شکست در بخشی از اپوزیسیون برانداز
یکی از مهم‌ترین پرسش‌های سیاسی سال‌های اخیر این است که چرا بخشی از اپوزیسیون برانداز، با وجود برخورداری از شبکه‌های رسانه‌ای گسترده، حمایت مالی قابل توجه و دسترسی به امکانات تبلیغاتی کم‌نظیر، نتوانست به اهداف اعلام‌شده خود دست یابد و اکنون، به جای بازنگری در راهبردها و اعتراف صادقانه به اشتباهاتش، بیش از هر زمان دیگری به تمسخر ایران، توان دفاعی کشور و حتی مردم ایران روی آورده است.

این پرسش، صرفاً درباره موفق یا ناموفق بودن یک جریان سیاسی نیست؛ بلکه درباره سازوکار شکل‌گیری یک توهم سیاسی و پیامدهای آن است.

در سال‌های گذشته، بخش مهمی از اپوزیسیون برانداز، به‌ویژه طیف سلطنت‌طلب، با تکیه بر شبکه‌های ماهواره‌ای، رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، فضای مجازی و حمایت برخی محافل پرنفوذ سیاسی خارجی، دائماً این روایت را تکرار می‌کرد که جمهوری اسلامی «در آستانه سقوط قریب الوقوع» قرار دارد. این روایت به شکلی مداوم بازتولید می‌شد؛ به گونه‌ای که هر اعتراض اجتماعی، هر بحران اقتصادی، هر انتخابات، هر اعتصاب و هر حادثه‌ای به عنوان «آخرین روزهای حکومت» معرفی می‌شد.

این وعده‌ها سال‌ها تکرار شدند، اما هیچ‌گاه تحقق نیافتند.

در این میان، بخشی از این جریان نه‌تنها از فشارهای اقتصادی و تحریم‌های گسترده استقبال کرد، بلکه آشکارا از تشدید آنها حمایت نمود. حتی برخی چهره‌های شاخص این طیف، از حمله نظامی خارجی به ایران، ایجاد منطقه پرواز ممنوع، بمباران زیرساخت‌ها و مداخله مستقیم قدرت‌های خارجی دفاع کردند؛ با این تصور که چنین اقداماتی می‌تواند مسیر تغییر حکومت را هموار کند.
اما واقعیت برخلاف این پیش‌بینی‌ها پیش رفت.

تجربه کشورهای عراق، لیبی، افغانستان و سوریه نشان داده بود که مداخله نظامی خارجی نه‌تنها به دموکراسی منتهی نمی‌شود،بلکه می‌تواند به فروپاشی نهادهای دولتی، جنگ داخلی، ناامنی و بحران‌های طولانی‌مدت بینجامد. با وجود این تجربه‌ها، همچنان بخشی از اپوزیسیون بر همان راهبرد اصرار ورزید.
از دیدگاه علوم سیاسی، هنگامی که یک جریان سیاسی تمام سرمایه خود را بر یک پیش‌بینی بنا می‌کند و آن پیش‌بینی محقق نمی‌شود، معمولاً با «بحران اعتبار» روبه‌رو می‌شود. در چنین شرایطی انتظار می‌رود که آن جریان دست‌کم به ارزیابی انتقادی از عملکرد خود بپردازد، خطاهای تحلیلی را بپذیرد و راهبردهایش را اصلاح کند.

اما آنچه در عمل مشاهده می‌شود، در بسیاری از موارد مسیر دیگری است.

به جای پذیرش اشتباه، مسئولیت شکست به گردن دیگران انداخته می‌شود؛ مردم متهم می‌شوند که «قیام نکردند»، جامعه به «ترس» یا «بی‌تفاوتی» متهم می‌شود و در نهایت، ایران و توان دفاعی آن به سوژه تمسخر تبدیل می‌شود. گویی تمسخر، جایگزین تحلیل شده است.

این رفتار را می‌توان از دید روان‌شناسی سیاسی نیز تحلیل کرد. هنگامی که یک پروژه سیاسی سال‌ها بر وعده‌های قطعی استوار بوده و آن وعده‌ها یکی پس از دیگری محقق نمی‌شوند، پذیرش شکست هزینه سنگینی برای رهبران آن جریان دارد. در نتیجه، ساده‌ترین راه، تغییر موضوع بحث است؛ به جای پاسخگویی درباره ناکامی راهبردها، تمرکز بر تمسخر، تحقیر و تولید هیجان رسانه‌ای قرار می‌گیرد.
اما تمسخر، جای استدلال را نمی‌گیرد.

بی‌تردید درباره سیاست‌های جمهوری اسلامی، عملکرد اقتصادی و به نوعی مافیای اقتصادی حاکم، وضعیت حقوق بشر یا بسیاری از موضوعات دیگر نقدهای جدی وجود دارد و این نقدها نیز باید آزادانه مطرح شوند. اما تمسخر موجودیت ایران یا نادیده گرفتن توان دفاعی کشوری که در منطقه‌ای پرتنش قرار دارد، نه تحلیل سیاسی است و نه نشانه بلوغ فکری.

واقعیت آن است که هر کشوری، صرف‌نظر از نوع حکومتش، برای حفظ امنیت خود به توان بازدارندگی نیاز دارد. ارزیابی میزان این توان، موضوعی تخصصی و قابل بحث است؛ اما انکار مطلق یا تمسخر آن، بیشتر بیانگر موضع سیاسی است تا یک تحلیل مبتنی بر واقعیت.
شاید مهم‌ترین بحران امروز بخشی از اپوزیسیون برانداز، نه شکست در تغییر حکومت، بلکه ناتوانی در پذیرش این شکست باشد. جریان سیاسی‌ای که قادر نباشد خطاهای خود را بپذیرد، به‌تدریج از سیاست به تبلیغات، و از تبلیغات به تمسخر و تخریب فرو می‌غلتد.
در نهایت، اعتبار هر جریان سیاسی نه با تعداد دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی و نه با بودجه رسانه‌ای آن سنجیده می‌شود؛ بلکه با توانایی‌اش در تحلیل واقع‌بینانه، پذیرش اشتباه، اصلاح راهبردها و احترام به شعور مخاطبان اندازه‌گیری می‌شود.

اگر قرار باشد آینده‌ای بهتر برای ایران تصور شود، این آینده بیش از هر چیز به گفت‌وگوی عقلانی، مسئولیت‌پذیری و صداقت سیاسی نیاز دارد؛ نه به وعده‌های پایان‌ناپذیرِ «فردای براندازی» و نه به تمسخر کشوری که سرنوشت میلیون‌ها انسان به ثبات، امنیت و آینده آن گره خورده است.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1009  - 14 مرداد ماه 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت