راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

ایران

و جنگ ژئوپولیتیکی

مازیار فرهمند

     

در جهانی که سرعت انتشار خبر از سرعت تحلیل پیشی گرفته، جنگ‌های ژئوپولیتیکی بیش از هر زمان دیگری در معرض «ساده‌سازی رسانه‌ای» قرار دارند. منطقه‌ای که ایران در آن نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند - از خلیج فارس تا شرق مدیترانه - نمونه‌ای بارز از این پدیده است. اما چرا رسانه‌ها و به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، چنین منازعات پیچیده‌ای را به دوگانه‌های ساده و احساسی تقلیل می‌دهند؟ و این ساده‌سازی چه پیامدهایی دارد؟

ژئوپولیتیک پیچیده‌تر از یک کلیپ چند دقیقه ای و یک روایت دوخطی است.

ژئوپولیتیک، برخلاف تصویر رایج در شبکه‌های اجتماعی، صرفاً نزاع «خوب و بد» یا «شرق و غرب» نیست.

در خاورمیانه، مجموعه‌ای از عوامل درهم‌تنیده نقش دارند:

رقابت‌های تاریخی و مذهبی،

منافع انرژی (به‌ویژه نفت و گاز)

امنیت خطوط کشتیرانی در خلیج فارس،

نقش بازیگران غیردولتی،

مداخلات قدرت‌های جهانی در نبرد دنیای کهنه ای که حتی با تحمیل یک جنگ جهانی ویرانگر حاضر به پذیرش تغییرات در جهان نو نیست و...

برای مثال، تنش میان ایران و ایالات متحده آمریکا تنها به اختلافات ایدئولوژیک محدود نیست؛ بلکه به موضوعاتی مانند تحریم‌های اقتصادی، برنامه هسته‌ای، توازن قوا در منطقه و امنیت متحدان منطقه‌ای آمریکا و نیز امنیت و تمامیت ارضی ایران مربوط می‌شود.

در این بین نقش پرقدرت رسانه‌های به اصطلاح جریان اصلی در ساده‌سازی مسائل پیچیده بسیار بزرگ است.

رسانه‌های جریان اصلی (Mainstream Media) معمولاً به دلایل زیر به سمت ساده سازی مسائل پیچیده سیاسی-اجتماعی و روایت‌های ساده‌تر و در اصطلاح  «عوام فهم» حرکت می‌کنند:

جذابیت خبری در ژورنالیسم جنجالی: روایت‌های دوگانه مخاطب بیشتری جذب می‌کند. نبرد بین "خوب و بد" و "خیر و شر" برای عوام راحت‌تر قابل فهم است.

محدودیت زمان و فضا: گزارش‌های کوتاه مجال تحلیل عمیق نمی‌دهند و از این‌رو می‌توان در یک زمان کوتاه شنونده و بویژه بیننده را به سرعت احساساتی نموده و تحت تاثیر قرار داد.

چارچوب‌بندی سیاسی: رسانه‌ها اغلب در چارچوب منافع خاص یا ایدئولوژیک کشور خود روایت می‌کنند و در این راه حتی افکار عمومی را به بیراهه می‌کشانند.

برای نمونه، پوشش رسانه‌ای خروج آمریکا از برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) در سال 2018 در بسیاری از رسانه‌های غربی عمدتاً بر «تهدید هسته‌ای» و «خطر ایران» تمرکز داشت، در حالی که رسانه‌های ایرانی بیشتر بر «نقض تعهدات بین‌المللی» و پیامدهای اقتصادی تحریم‌ها تأکید می‌کردند.

 

در این نبرد رسانه ای، شبکه‌های اجتماعی موتور تقلیل‌گرایی هستند.

اگر رسانه‌های رسمی روایت را ساده می‌کنند، شبکه‌های اجتماعی آن را به شعار تبدیل می‌کنند.

(الگوریتم‌های پلتفرم‌هایی مانند X (توئیتر سابق)، Meta (مالک فیس‌بوک و اینستاگرام) و TikTok محتواهای احساسی، قطبی‌کننده و کوتاه را بیشتر ترویج می‌کنند. نتیجه آن است که:

- تحلیل‌های چندلایه جای خود را به هشتگ‌های هیجانی می‌دهند.

- اطلاعات ناقص یا جهت‌دار سریع‌تر از گزارش‌های تحقیقی پخش می‌شوند.

- کاربران در «حباب‌های اطلاعاتی» گرفتار می‌شوند.

در چنین فضایی، پیچیدگی روابط ایران با کشورهایی مانند روسیه یا چین به روایت‌هایی مانند «ائتلاف ضدغربی» فروکاسته می‌شود، در حالی که این روابط نیز مبتنی بر منافع متغیر و بعضاً رقابتی هستند.

ایران؛ بازیگری چند بعدی در یک میدان چند سطحی در صفحه شطرنج ژئوپولیتیک منطقه و جهان است.

ایران صرفاً یک «بازیگر بحران‌ساز» یا «قربانی تحریم» نیست؛ بلکه کشوری است که نقش بسزایی در تاریخ جهان ایفا کرده. کشوری است با ظرفیت‌های ژئوپولیتیکی گسترده:

- موقعیت استراتژیک در تنگه هرمز

- جمعیت جوان و تحصیل‌کرده

- منابع عظیم انرژی

- شبکه‌ای از روابط منطقه‌ای...

تحولات مربوط به برنامه هسته‌ای ایران، تنش‌ها در خلیج فارس، و روابط با کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی، همگی بخشی از معادله‌ای بزرگ‌تر هستند که در آن امنیت منطقه‌ای، رقابت قدرت‌های بزرگ و سیاست داخلی کشورها در هم تنیده‌اند.

ساده‌سازی جنگ ژئوپولیتیکی هزینه ها و پیامدهای جدی دارد:

- افزایش قطبی‌سازی داخلی و بین‌المللی،

- کاهش امکان گفت‌وگو و دیپلماسی،

- تقویت سیاست‌های هیجانی به جای استدلال و تصمیم‌گیری عقلانی،

- بی‌اعتمادی عمومی به رسانه‌ها و...

وقتی کاربران شبکه‌های اجتماعی در «جنگ روایت‌ها» با انبوهی از روایت‌های احساسی مواجه می‌شوند، درک واقعیت دشوارتر می‌شود و تحلیل جای خود را به واکنش می‌دهد.

برای مقاومت و مقابله در برابر ساده‌سازی بایستی از مطالعه منابع متنوع و بین‌المللی استفاده کرد، بایستی خبر را از تحلیل و نظر شخصی تفکیک کرد و به زمینه تاریخی هر رویداد توجه نمود و از بازنشر فوری محتوای احساسی پرهیز کرد.

درک این نکته ضروری است که جنگ‌های ژئوپولیتیکی - به‌ویژه در منطقه‌ای که ایران در آن نقش کلیدی دارد - نه یک داستان کوتاه، بلکه روایتی چندجلدی با بازیگران متعدد است.

ساده‌ سازی رسانه‌ای شاید فهم اولیه را آسان‌تر کند، اما در بلندمدت به تحریف واقعیت می‌انجامد. ایران در مرکز یکی از پیچیده‌ترین شبکه‌های رقابت قدرت در جهان قرار دارد؛ شبکه‌ای که بدون شناخت لایه‌های تاریخی، اقتصادی و امنیتی آن نمی‌توان تصویری دقیق از آن به دست آورد.

در عصر شبکه‌های اجتماعی، مسئولیت مخاطب به اندازه مسئولیت رسانه سنگین است:

انتخاب میان روایت‌های آسان و احساسی در یک سمت و حقیقت‌های پیچیده در سمت دیگر.

 

تلگرام راه توده

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1001  -  13 خرداد  1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت