راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

کودتاها - 3

عراق

سرزمینی

کودتا خیز

در همسایگی ایران

 

 

 

تاریخ عراق با کودتا رقم خورده است. این کشور از کودتا خیز ترین کشورهای خاورمیانه است، چنان که آن را می توان با کشورهای امریکای لاتین مقایسه کرد.

کودتاها در کشور همسایه ما "عراق" هم از نظر تعداد و هم به سبب خشونت نمونه است. اولین کودتای عراق پس از تشکیل این کشور (پس از جنگ جهانی اول) و در سال 1941 روی داد. «رشید علی گیلانی» وقتی در جریان جنگ جهانی دوم و اوج پیروزی های آلمان قدرت را در دست گرفت، مصم شد انگلیسی ها را که تمام خاک عراق را در اشغال داشتند از کشور بیرون کند. جنگ سختی درگرفت. ارتش کوچک عراق با حمایت همه جانبه مردم، در مقابل قوای انگلیس جنگید. جنگی نابرابر بود، ولی هشتاد روز به طول انجامید! آلمانی ها کمکی را که به رشید علی گیلانی وعده داده بودند نرساندند. او شکست خورد، به ایران پناهنده شد و بعد به آلمان رفت. از آن پس انگلیس ها کوشیدند تسلط خود را بر عراق کامل کنند. چندی بعد با اشغال ایران توسط متفقین، عراق در محاصره کامل قرار گرفت.

پس از خاتمه جنگ جهانی اول و تجزیه امپراتوری عثمانی، بعضی از کشورهای عربی مثل عراق و عربستان به استقلال رسیدند، برخی دیگر مانند شیخ نشین ها و یمن و عمان و عدن تحت الحمایه انگلیس شدند. در عراق انگلیسی ها «ملک فیصل اول» را پادشاه کردند. او در سیاست عراق اثری نداشت. بعد از مرگ او، سلطنت به پسرش «ملک غازی» رسید. او جوانی ورزشکار، خوش فکر و وطن دوست بود. می خواست در مقابل انگلیس سیاست مستقلی در پیش بگیرد، ولی ناگهان در حادثه ای کشته شد. آن چه به طور رسمی اعلام کردند چنین بود: اعلیحضرت ملک فیصل در حین رانندگی اتومبیل با تیر چراغ برق تصادف کرد و کشته شد!

عراقی ها هرگز اعلامیه های رسمی را باور نکردند. شایعه رایج و مورد قبول عامه این بود: انگلیسی ها او را کشته اند تا برادر او «امیر عبدالله» به عنوان نایب السلطنه عراق و سرپرست ملک فیصل خردسال (چهارساله) سیاست های انگلیس را در عراق اجرا کند. از آن پس سیاست انگلیس در دست «نوری سعید پاشا» رهبر حزب «الاتحاد الدستوری» و امیر عبدالله بود. از دیگر سیاستمداران مشهور عراق «عدنان چادرچی» رهبر حزب «الوطنی الذیمقراطی» بود که از سوی انگلیسی ها کنار گذاشته شد.

 

وقتی سرهنگ جمال عبدالناصر در سال 1952 میلادی به اتفاق ژنرال نجیب کودتا کرد و سیاست ضد غربی پیش گرفت، اهمیت عراق و عوامل انگلیسی آن کشور زیادتر شد. در برابر اتحاد مصر و سوریه، عراق با اردن هاشمی اتحادی تشکیل داد و در مقابل محبوبیتی که ناصر در کشورهای عربی پیدا کرده بود و نزدیک شدن او به بلوک شرق، نوری سعید پاشا کارگردان پیمان بغداد شد. پیمانی که شاه نیز پس از کودتای 28 مرداد فورا دست به کار شده و عضو فعال آن شد. سیاست انگلیسی در بغداد تسلط کامل یافت. فیصل دوم پسر ملک غازی پادشاه فقید، پس از بلوغ، تازه به سلطنت رسیده بود و می توانست ویترین خوبی برای انگلیسی ها باشد؛ که در روز 14 ژوئیه سال 1958 میلادی ژنرال عبدالکریم قاسم با کودتایی رژیم سلطنتی عراق را سرنگون کرد و قدرت را در دست گرفت و تصورات انگلیس ها نقش بر آب شد.

کودتای ژنرال عبدالکریم قاسم. کودتای او به یک قیام انقلابی شبیه بود. پس از به قدرت رسیدن قاسم، "نوری سعید پاشا" نخست وزیر انگلوفیل و امیر عبدالله نایب السطنه که از مجریان سیاست انگلیس در عراق بودند اعدام شدند و بدنبال آنها، شمار زیادی از رجال سیاسی گذشته عراق از حکومت کنار گذاشته و یا محاکمه و اعدام شدند. از جمع این رجال، عدنان چادرچی زنده ماند.

 

ژنرال عبدالکریم قاسم که سیاست نزدیکی به شوروی را اتخاذ کرد و از این نظر یک حامی قدرتمند خارجی پیدا کرد.

عبدالکریم قاسم طی چند سال حکومت، 7 کودتا را که علیه رژیم خود را توانست کشف و خنثی کند. حکومت او درعراق 5 سال ادامه یافت. سرانجام در سال 1963 میلادی سرهنگ نیروی هوائی عراق، «عبدالسلام عارف» که تا کنار قاسم نفوذ کرده و اعتماد او را بدست آورده بود، با کمک افسران ناراضی زمینه را برای یک کودتای جدید آماده کرد. او که میدانست کودتا بدون کشتن قاسم امکان پیروزی در عراق ندارد و ضمنا عبور از سدهای امنیتی کاخ ریاست جمهوری تقریبا ناممکن است، حتی با توپ و تانک، نیمه شب با همدستی عده ای افسر خلبان کاخ تسخیر ناپذیر ریاست جمهوری را بمباران کرد. گارد ریاست جمهوری که به گارد انقلاب مشهور بودند تا آنجا که جان در بدن و سلاح در اختیار داشتند مقاومت کردند، اما سرانجام شکست خوردند و تسلیم شدند. مردم بغداد صدای گلوله ها، خمپاره ها، توپ ها و بمب ها را می شنیدند، ولی تصور می کردند در کاخ ریاست جمهوری آتش بازی است. و آنها که حدس می زدند کودتائی انجام شده، یقین داشتند این کودتا نیز مانند 7 کودتای دیگر شکست خواهد خورد و قاسم پیروز میدان خواهد شد. صبح آن شبی که کودتا شده بود، تلویزیون بغداد سر بریده ژنرال قاسم را در میان کاخ بمباران شده ریاست جمهوری نشان داد و به هر دو فرضیه مردم خاتمه بخشید. کودتای معروف شیلی علیه "آلنده" از این نظر شباهت به کودتای بخشی از ارتش عراق علیه ژنرال قاسم داشت.

عبدالسلام عارف تنها سه سال، یعنی از سال 1963 میلادی تا 1966 توانست بر عراق حکومت کند. در این سال هلیکوپترش (که شایع بود در آن خرابکاری شده بود) سقوط کرد و او کشته شد. ارتش و سران رژیم بلافاصله برادر عبدالسلام عارف را که فردی ملایم بود، به عنوان رئیس جمهور عراق منصوب کردند، اما حکومت او هم زیاد دوام نیافت. در سال 1972 در اثر کودتای افسران عضو حزب بعث عراق به رهبری ژنرال «احمد حسن البکر التکریتی» ساقط شد. در همان سال حسن البکر عنوان ریاست جمهوری به خود داد.  عبدالسلام عارف را بر خلاف سنت رایج در عراق نکشت بلکه فقط از کشور تبعید کرد و او نیز چند سال بعد به مرگ طبیعی مرد.

در دوران حکومت احمد حسن البکر بار دیگر خشونت و خونریزی بر عراق حاکم شد. پس از مدتی ژنرال صدام حسین که«احمد حسن البکر» دائی او بود، در سال های آخر به عنوان معاون ریاست جمهوری همه کارها را در دست گرفته بود، صدام نیز سرانجام دایی خود را با یک کودتای سفید کنار گذاشت. از آن پس آن چه که در کشور همسایه ما عراق روی داد مانند سه جنگ خونین خارجی، جنگ های داخلی، کودتاها و ضد کودتاها، اعدام ها و سرانجام حمله ارتش امریکا به عراق و اشغال این کشور و اعدام صدام حسین تقریبا در حافظه بسیاری از ایرانی ها هست.

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده  472   20 شهریور ماه 1393

 

                                اشتراک گذاری:

بازگشت