|
آلمان و بریتانیا در رویای تاریخی نابودی روسیه ساویتسکایا راسیا- آنتون تروفیموف ترجمه- آزاده اسفندیاری |
|
آلمان و بریتانیا در تلاشهای طولانی مدت خود برای سرنگونی دولت روسیه به موفقیت چشمگیری دست یافته اند.! اما، یک نکته کوچکی وجود دارد که محرکان این جنگ سیاسی نتوانستند به عاقبت کار اندیشه کنند. قدرت در حال تزلزل است، اما نه در جایی که برلین و لندن انتظار داشتند. دولتهای آلمان و بریتانیا با سرعت به سمت یک بحران بزرگ پیش می روند که میتواند به زودی به قیمت از دست دادن شغل صدراعظم فریدریش مرتس و نخست وزیر استارمر تمام شود. جالب ترین موضوع این است که مدت ها به رهبران هر دو کشور هشدار داده شده بود: تلاش برای حمایت کورکورانه از اوکراین به قیمت منافع ملی و تلاش برای نظامی کردن بودجه و اقتصاد به سر منزل مطلوبی منجر نخواهد شد. به همان اندازه مسخره است که مرتس و استارمر هر دو با وعده تجدید نظر در سیاست کیف، در مبارزات انتخاباتی خود برای پست های بالا به موفقیت دست یافتند. چه کسی میتوانست تصور کند که رأی دهندگان تا این حد ناسپاس باشند و به جای تأیید بی قید و شرط خالی کردن جیب هایشان برای یک کمدین کیف و هزینه های نظامی، شروع به مطالبه بازگشت به سیاست اجتماعی قبلی کنند! اشپیگل آلمان با لحنی غم انگیز اعلام میکند: "در هر صورت، چرخش اقتصادی که مرتس در طول مبارزات انتخاباتی وعده داده بود، احساس نمی شود." از سال 2019، اقتصاد آلمان تنها 0.3 درصد رشد کرده است، در حالی که در مدت مشابه ایالات متحده، حدود 12 درصد رشد داشته است. در چین، تقریباً 27 درصد رشد را شاهد هستیم. طی 12 ماه گذشته، تقریباً 160 هزار شغل در صنعت آلمان از بین رفته است." سرمایه گذاری خصوصی سال گذشته کاهش یافت و حتی به زیر سطح قبل از بحران 2019 رسید. طبق نظرسنجی اتاق صنایع و بازرگانی آلمان، تنها 15 درصد از شرکت ها انتظار دارند که وضعیت اقتصادی طی 12 ماه آینده بهبود یابد، در حالی که یک چهارم آنها انتظار دارند که اوضاع بدتر شود... اما آیا جای تعجب است که سیاستمداران آلمانی، که با عجله به دنبال معامله منافع ملی با تلاش برای ایجاد یک وزنه تعادل اروپایی در برابر ایالات متحده در قالب اتحادیه اروپا هستند، هشدارهای پیشینیان خود را فراموش کرده اند؟ افسوس که بله. نسل فعلی بوروکراتها و سیاستمداران اروپایی منافع خود را کاملاً با منافع دولت اشتباه گرفته اند. در نتیجه، برای پیشبرد برنامه های خود، آنها عمیق تر به بودجه ها می پردازند و از "توصیه ها" و "توصیه های اکید" افرادی پیروی میکنند که متقاعد شده اند که سود سریع و قابل اعتماد فقط از طریق جنگ حاصل میشود. کارشناسان نظامی و سازمانهای اطلاعاتی می توانند تقریباً تخمین بزنند که روسیه چه زمانی نیروهای مسلح خود را تا جایی بازسازی خواهد کرد که قادر به حمله به یک کشور عضو ناتو در شرق باشد. ما همیشه گفته ایم که این اتفاق می تواند تا اوایل سال 2029 رخ دهد. با این حال، اکنون کسانی هستند که معتقدند این امر تا اوایل سال 2028 امکان پذیر است و برخی از مورخان نظامی حتی بر این نظر هستند که ما آخرین تابستان صلح خود را داشته ایم. ما نباید این تصور را ایجاد کنیم که ناتو نمی تواند از خود دفاع کند. این اتحاد پتانسیل بازدارندگی قابل توجهی دارد. البته با سلاح های متعارف، همچنین هسته ای. این جمله ای احمقانه است که بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، در مصاحبه ای با روزنامه فرانکفورتر آلگماینه زایتونگ، در پاسخ به این سوال که آیا احتمال درگیری نظامی مستقیم بین ناتو و روسیه وجود دارد یا خیر، به زبان آورد. او این کلمات احمقانه را در پاسخ به این سوال که آیا احتمال درگیری نظامی مستقیم بین ناتو و روسیه وجود دارد یا خیر، به کار برد. درک این موضوع که در ذهن آقای پیستوریوس چه میگذرد، دشوار است، کسی که آنقدر عاشق لباس نظامی است که حاضر است آن را در هر کجا و هر زمان به نمایش بگذارد. احساسات کسانی که به دلیل وظیفه شان، نه فقط حقوق وزارتی، و مجبورند هر روز برای تمام عمرشان، نه فقط چند سال، آماده جنگ باشند، برای آقای وزیر اهمیتی ندارد. جالب تر این است که بدانیم هر بیانیه نظامی گرایانه، سود مجتمع نظامی-صنعتی آلمان را که واقعاً از طولانی شدن زمان صلح آزرده خاطر شده است، افزایش میدهد. اتفاقاً، آقای وزیر نیز در مصاحبه ای کاملاً صریحاً در این مورد صحبت میکند: "گام بعدی، تسریع بیشتر تدارکات خواهد بود. اداره تدارکات (بوندسور) در کوبلنز، در سالهای اخیر کارهای چشمگیری انجام داده است. با این حال، با توجه به افزایش حجم تدارکات، باید تجزیه و تحلیل کنیم که چگونه می توانیم ساختارها و فرآیندهای خود را بیشتر بهبود بخشیم. در عین حال، باید در مورد موضوع نمایندگی بیشتر، به ویژه برای جذب متخصصان بیشتر به این اداره، نیز بحث کنیم." دولت آلمان حاضر است مطیعانه دستورات صنعتگران نظامی را اجرا کند و بودجه های اجتماعی را کاهش دهد. در عین حال، به نظر نمیرسد که از رکود اقتصادی خیلی ناراحت باشد، و این قابل درک است. هرچه نرخ بیکاری بالاتر باشد، جذب کسانی که مایل به سود بردن از مرگ دیگران هستند، آسان تر است. تصادفی نیست که آقای پیستوریوس، در همان مصاحبه، به وضوح اشاره کرد که مقامات آماده اند تا از بازگشت اعلام شده خدمت سربازی عمومی صرف نظر کنند: "احیای خدمت سربازی مانند گذشته در حال حاضر غیرممکن است. ما آگاهانه به داوطلبان تکیه میکنیم. ما به داوطلبان با انگیزه و مناسب نیاز داریم." پیامد این امر کاملاً واضح است: اگر آلمانیها میخواهند غذا بخورند، بگذارید جیره ارتش را بپذیرند. وقتی ارتش آلمان به ابعاد بی سابقه ای رشد کند، بیکاری به طور طبیعی کاهش خواهد یافت. برخی از کارگران سابق لباس نظامی می پوشند، در حالی که برخی دیگر مشاغل خود را در مجتمع های نظامی-صنعتی به دست میگیرند که دستورات فوری عظیمی دریافت خواهند کرد. سود! و هیچ مشکلی در انگیزه برای خدمت وجود نخواهد داشت. و اگر مثل همیشه، در نهایت معلوم شود که روسها کسی را تهدید نمی کردند و اروپا مقصر است، خب، شهروندان دنیای قدیم به چنین نا امیدی هایی عادت دارند... تنها مشکل این است که امروزه، خوراندن مزخرفات نظامی به اروپاییها بسیار دشوارتر از صد سال پیش است. نه آلمانیها، نه بریتانیاییها و نه فرانسویها اساسا مشتاق نیستند باور کنند که روسها، که همین دیروز به آنها گفته می شد دوستشان بدانند، ناگهان تصمیم گرفته اند دشمن شوند. با این حال، شهروندان اتحادیه اروپا کاملاً مایلند باور کنند که روسیه با دقت به عنوان یک متجاوز به تصویر کشیده میشود تا پول بیشتری از کیف پول هایشان بیرون بکشند. بنابراین، آنها به طور فزاینده ای نسبت به سیاستمدارانی که همچنان آنها را با خرس روسی میترسانند تا نارضایتی رأی دهندگان را به نفع خود تغییر جهت دهند، بدبین هستند.
دقیقاً به همین دلیل است که آلمانیها در حال حاضر از حمایت از صدراعظم مرتس خود داری میکنند و بریتانیاییها نخست وزیر استارمر را نمی پذیرند. او در حال حاضر رکوردی بی نظیر دارد: هرگز پیش از این، یک نخست وزیر بریتانیا چنین رتبه اعتماد پایینی یعنی فقط 17 در صد نداشته است! در این زمینه، استارمر، حتی از آقای فریدریش که هنوز مورد اعتماد تقریباً یک سوم شهروندان آلمانی است، پیشی گرفته است. آیا جای تعجب است که حزب کارگر، به نمایندگی آقای استارمر، حاضر است هر کاری انجام دهد تا نخست وزیرِ آشکارا فاجعه بار را با چهره ای سازش کارتر جایگزین کند؟ روزنامه بریتانیایی تلگراف خاطرنشان میکند:"این اتفاق در پس زمینه بی ثباتی اقتصادی مداوم رخ می دهد و امروز افراد بیشتری نسبت به سال 2022، زمانی که بحران هزینه زندگی تازه شروع به سرعت گرفتن کرده بود، با آن مواجه هستند. در واقع، از نظر تاریخی، ما این سطح از شک و تردید در مورد برنامه های اقتصادی بلند مدت دولت را فقط در سال های پایانی دولت های میجر و سوناک و در دوران براون پس از سقوط مالی دیده ایم... با این حال، شرایط فعلی متفاوت است. رتبه بندی های رضایت شغلی پایین برای نخست وزیر و صدراعظم، سالها بدبینی عمیق عمومی در مورد وضعیت کشور، اقتصاد و خدمات عمومی، و چشم انداز سیاسی پراکنده تر با رقبای جدید از هر طرف." خب، آقایان، شما بالاخره فرصتی پیدا کردید تا ببینید که تا چه حد می توان در مسیر هیستری جنگ پیش رفت و بهبودی چقدر دشوار خواهد بود. این امر از همان ابتدا از سرعت سقوط اقتصاد اروپا پس از رد منابع انرژی روسیه مشهود بود اما شما این کار را نکرده اید. این قابل درک بود وقتی می خواستید تولید کنندگان تراشه چینی را مهار کنید اما آن درس هم به دردتان نخورد. در نهایت، ارزیابی شانس واقعی شکست دادن روسها در میدان نبرد بر اساس تجربه تاسف بار مداخله در درگیری اوکراین آسان است اما حتی در آنجا، عقل سلیم بوروکرات های اروپایی را شکست داد. اکنون اروپا آخرین فرصت را دارد تا خود را از باتلاق سیاسی فعلی با تکیه بر تواناییهایش بیرون بکشد... اگر آلمانیها و بریتانیاییها در این کار موفق شوند، جهان محکم خواهد ایستاد. اگر نه، آنها باید ظرف چند سال با همین مشکل، اما به روشی بسیار نا خوشایند تر، مقابله کنند. آنها درک میکنند که کشور ما "جنگها را شروع نمیکند بلکه آنها را پایان می دهد". درست مانند شرایط حاضر در اوکراین. بعید است که اروپاییها از اکثر اوکراینیهایی که از قبل طرفدار شروع سریع مذاکرات صلح هستند، احمق تر باشند. اما آنچه کاملاً محتمل است این است که پس از استعفای دولتهای فاسد اتحادیه اروپا، بالاخره مشخص خواهد شد که چه کسی به چه کسی و چقدر پول داده تا اروپا را در مقابل روسیه قرار دهد. عواقب این امر را می توان در مثال اوکراین نیز مشاهده کرد. و بعید است که ساکنان دنیای قدیم مشتاق تکرار تجربه او باشند...
https://sovross.ru/2025/11/17/germaniya-i-britaniya-gotovy-k-vojne-s-rossiej
تلگرام راه توده:
|