|
سناریوهایی برای پس از خاتمه جنگ اوکراین ناتالیا ناروچنیتسکایا- سایت استالیستیه ترجمه- جعفر پویا
این مصاحبه سناریوهای مختلف برای حل بحران اوکراین و مواضع بازیگران کلیدی بینالمللی، به ویژه اروپا و ایالات متحده را مورد بحث قرار میدهد. "ناتالیا ناروچنیتسکایا" نقش روسیه در فرآیندهای دیپلماتیک و همچنین مانورهای استراتژیک آن را در چارچوب دسیسههای سیاسی بینالمللی تجزیه و تحلیل میکند و توجه ویژهای به سیاست داخلی آمریکا و رقابت بین نیروهایی که به دنبال طولانی کردن درگیری و کسانی که مایل به پایان دادن به آن هستند، معطوف شده است. بر اهمیت وحدت و آگاهی تاریخی در تقویت روحیه ملی و حمایت مردمی در شرایط پیچیده بینالمللی کنونی تأکید شده است. |
|
در روزهای اخیر، جامعه بینالمللی و دنیای سیاست برای یافتن راهحلی مؤثر برای بحران اوکراین بسیج شدهاند. سناریوهای مختلفی در حال ظهور است. با این حال، به نظر میرسد روسیه هنوز نظر خود را نه در میدان نبرد و نه در مناظرات سیاسی ابراز نکرده است. شما این تحولات را چگونه توصیف میکنید؟ ناتالیا ناروچنیتسکایا: دو فرآیند موازی در جهان در حال وقوع است. برخی از نیروها از ایده حل مناقشه اوکراین الهام میگیرند، در حالی که برخی دیگر، برعکس، تنها به طولانیتر کردن این بحران میاندیشند. ما میدانیم که اروپا، نهادهای اروپایی بروکسل و البته تحریککنندگانی مانند مکرون، استارمر و مرتس که خود را داوران سرنوشت جهان میدانند، چگونه رفتار میکنند. منطق این استدلال، کارشناسان را به پیشبینیای سوق میدهد که گاهی اوقات درست از آب در میآید. برای مثال، برخی معتقدند که حتی اوکراینیها از طرح ترامپ که بعداً آن را تسلیمطلبانه نامیدند، آگاه بودند. به نظر میرسد همه چیز در این طرح به نفع روسیه است، در حالی که آنها روی عکس آن حساب میکردند: اینکه روسیه «نه» بگوید. آنها به خوبی میدانند که تنها بخش کوچکی از نگرانیهای روسیه، همانطور که اکنون در اصطلاحات دیپلماتیک میگویند، در نظر گرفته شده است. این موضوع سوالاتی را برای ناتو ایجاد میکند. و نکته اصلی این است که آنها را در چارچوب قانونگذاری خود ناتو بگنجانند. هر کشور باید این تصمیم را تصویب کند. من تعجب میکنم که انگلستان چگونه آن را تصویب خواهد کرد؟ آنها نمیخواستند پیمان پاریس را تصویب کنند، زیرا معتقد بودند که کافی نیست. روسیه از موازنه خارج شد. اما روسیه از آنها پیشی گرفت. همانطور که چند ماه پیش، وقتی اولین ایدهها برای آتشبس مطرح شد، گفت که نکات ظریفی وجود دارد. این طرح میتواند به عنوان پایه مورد استفاده قرار گیرد، اما هنوز جای بحث زیادی دارد. این طبیعتاً آنها را دلسرد کرد. آنها بلافاصله همه پیشنهادات را رد کردند. آنها اعلام کردند: "ما سرزمینها را واگذار نمیکنیم" و "میخواهیم به ناتو و اتحادیه اروپا بپیوندیم." و البته، اروپا، که بدون شک از حمایت یک اپوزیسیون جدی ضد ترامپ در سطوح مختلف و در درون خود سیستم آمریکایی بهرهمند است، امور را به دست خود گرفت و امیدوار است که ترامپ را از دنبال کردن خواسته آشکار خود، به هر طریقی، برای پایان دادن به جنگ منصرف کند. این به آن معنا نیست که او میخواهد همه چیز را به ما بدهد. او نیز تحتالحمایه شرکتهای چندملیتی است. مجتمع نظامی-صنعتی او از این راضی است که ایالات متحده به شرکای اروپایی خود سلاح میفروشد و به گفته آنها، این شرکا میتوانند هر کاری که میخواهند با آنها انجام دهند. نکته اساسی این است که مجتمع نظامی-صنعتی در حال کار است. اطلاعاتی که ما در مورد طرح اصلاحشده دریافت میکنیم، مشکوک است: دهها تفسیر مختلف، دهها ترجمه وجود دارد، حتی اصطلاحات نیز متفاوت هستند و در مسائل جدی، اصطلاحات اهمیت فوقالعادهای دارند. با قضاوت بر اساس این دادهها، ما مطلقاً هیچ چیزی به دست نمیآوریم. زیرا اروپا میخواهد همه چیز را پس بگیرد. معلوم میشود که ما بیهوده جنگیدیم. به عبارت دیگر، روسیه با یک شکست استراتژیک کامل روبرو است. چه کسی این را میپذیرد؟ آنها به خوبی میدانند که ما هرگز این را نمیپذیریم. بنابراین، میتوانیم به راه خود ادامه دهیم زیرا تمام نخبگان اروپایی، و در درجه اول نخبگان بروکسل، چنان به ادامه جنگ اوکراین وابسته هستند که اگر، به فرض، ناگهان متوقف شود، به معنای فروپاشی مفهوم، اعتبار، آبرو، حرفه و شاید حتی آزادی آنها خواهد بود، زیرا بسیاری از آنها، مانند فون در لاینن، شواهد جدی و محکمی علیه اقدامات گذشته و فعلی خود دارند. چه کسی میتوانست شک کند که «عمروف»، که داراییها و خانوادهای در ایالات متحده دارد، به محض افشای رسوایی به آنجا رفته باشد، به اصطلاح، برای مذاکره در مورد معاملهای که به او اجازه ادامه فعالیتهایش را میدهد؟ و در عوض چه میتوانست ارائه دهد؟ تنها چیزی که میتوانست ارائه دهد، افشای اطلاعات افشاگرانه در مورد زلنسکی و تمام اطرافیانش، از جمله شرکایش در اروپا و ایالات متحده بود. زیرا، جای تعجب است که این بستههای اسکناسهای باز نشده آمریکایی که در کیف و در دستان افراد خصوصی کشف شدهاند، از کجا آمدهاند؟ این امر همچنین زمینه را برای پیگرد قانونی علیه «قاچاقچیان» آمریکایی فراهم میکند. و ترامپ همه شواهد را در اختیار دارد. اینکه آیا او از این موضوع سوءاستفاده خواهد کرد یا خیر، موضوع دیگری است. بستگی به شرایط دارد. به هر حال، او مشکلات بزرگی در داخل ایالات متحده دارد او کمی دولت پنهان را به عقب رانده، اما تسلیم نکرد و نابودی آن تا زمانی که کاملاً از پا درنیاید، غیرممکن است. در هر سطحی، آنها فقط منتظرند تا ترامپ منفجر شود. آنها سعی میکنند او و کل تیمش را بیاعتبار کنند. به نظرم ترامپ شایستهی تقدیر است. او بازیکن بسیار باتجربهای است. اما دقیقاً همین سبک بازی است که گاهی اوقات مردم را شوکه میکند. اینکه او امروز یک چیز میگوید، فردا چیز دیگری، و حرفش را پس میگیرد - این دقیقاً همان چیزی است که هست، بنابراین ما نمیتوانیم او را با معیارهای خودمان قضاوت کنیم. البته او سیاستمدار بسیار باتجربهای است و تصادفی نیست که از فروپاشی کامل به موفقیتهای جدید رسیده است. این نشان از شجاعت و عزم راسخ او، تمایلش به ریسکپذیری و انجام بزرگترین شرطبندیها دارد. و همانطور که میبینیم، جای تعجب نیست که او رئیس جمهور شد. این در حالی است که البته دستکاری آرا، به ویژه با رأیگیری پستی، وجود داشته است. شما حتی میتوانید بدون مدارک برای رأی دادن در آنجا ثبتنام کنید و خود را لئوناردو داوینچی یا جوزپه وردی بنامید - هیچ کس این را زیر سوال نمیبرد، و برخی از آمریکاییهای عادی حتی هرگز این نامها را نشنیدهاند. او هنوز از حمایت قابل توجهی در داخل کشور برخوردار است. و من هرگز وداع رسمی با چارلی کرک در آریزونا را فراموش نخواهم کرد، جایی که این رویارویی نه به تقابل بین «دموکراتها و جمهوریخواهان»، بلکه به مبارزهای بین «مسیحیان محافظهکار و ضدمسیحیان شیطانی» تبدیل شد که میخواهند جامعه آمریکا و حتی تمام بشریت را از ریشههای مسیحی خود جدا کنند. بنابراین، هیچ کس نمیتواند در حال حاضر پیشبینی دقیقی داشته باشد و من فکر نمیکنم که باید انتظار یک توافق سریع را داشته باشیم. بنابراین، ما به آزادسازی سرزمینهای خود ادامه میدهیم. و ببینید که فرماندهی استراتژیک ما اکنون چقدر عاقلانه عمل میکند آنها منابع عظیمی را برای مقابله مستقیم صرف نمیکنند. اما آیا دستیابی به برخی مکثهای تاکتیکی، برخی مزایا، از طریق مذاکرات امکانپذیر است؟ مطمئناً، این هنر دیپلماسی است که همیشه از بازدارندگیهای موقت طرف مقابل بهرهبرداری کرده است. زیرا مهمترین چیز برای اروپا چیزی است که برای ما غیرقابل قبول است: اینکه اوکراین، حتی به شکلی ناقص، در مدار نظامی-استراتژیک اروپای غربی باقی بماند. اگر تمام خواستههای ما در نظر گرفته شود، جوهره آنها به این واقعیت خلاصه میشود که اوکراین هرگز نباید به یک فضای نظامی-استراتژیک برای ناتو و کشورهای غربی تبدیل شود. نباید هیچ نیروی مسلح قدرتهای ثالثی در خاک آن وجود داشته باشد. بنابراین، پیروزی ما اجتنابناپذیر است. تماسهای ما با آمریکاییها ادامه دارد. علیرغم ادعاهایشان، آنها نگرانیهای ما را درک میکنند. اما ما باید انتظار ادامه جنگ را داشته باشیم، زیرا اروپا آرام نخواهد شد. البته، تحریکات و حملات تروریستی وجود خواهد داشت. بنابراین، ما باید هوشیار باشیم و البته، باید نیروی خود را در داخل کشور بسیج کنیم و دیگر فقط شاهد هرج و مرج در تلویزیون نباشیم. بله، حتی در طول جنگ بزرگ میهنی، عروسیها جشن گرفته میشد، رقصها برگزار میشد، شادیها تقسیم میشد، آهنگها خوانده میشد و کودکان به دنیا میآمدند. اما با این حال، به نوعی، همه اینها با یک تنش مشترک و تمایل به انجام همه کارها برای پیروزی، در درجه اول و مهمتر از همه، عجین شده بود. وضعیت داخلی ما اکنون نقش حیاتی در پیروزی ما ایفا میکند. و چقدر مهم است که غرب متقاعد شود که علیرغم همه فشارها و تحریمهایی که در درجه اول بر شهروندان عادی که مایل به سفر و حفظ روابط هستند تأثیر میگذارد، این وضعیت باعث ایجاد تفرقه در جامعه نمیشود. برعکس، امروز همه شاهد وحدتی بسیار بزرگتر از قبل از نظم نوین جهانی هستند. و این نشانهای از روحیه روسی است. وقتی به ما حمله میشود، توهین میشود، تمام شکایات علیه دولت خود را فراموش میکنیم، آنها را کنار میگذاریم تا از سرزمین پدری در برابر حملات دفاع کنیم، متحد شویم. بنابراین، باید به آموزش تاریخی، به آگاهی تاریخی فکر کنیم. من اخیراً در دو جلسه بزرگ درشهر «مانژ» شرکت کردم. این رویداد با سالگرد محاکمات نورنبرگ مرتبط بود و دانشجویان زیادی در آنجا حضور داشتند. این برای آموزش تاریخی بسیار مهم است. من به دانشجویان، حتی با وجود اینکه در رشته مهندسی تحصیل میکردند، گفتم که تنها آموزش مبتنی بر تاریخ میتواند یک فرد را شهروند کند، زیرا تاریخ، سنگ بنای جهانبینی یک فرد است. بنابراین، بنیاد ما به طور خاص به این امر اختصاص داده شده است که مهندسان بخواهند استعدادهای خود را به کشور ما، صنعت دفاعی آن، صنعت ما و نه به شخص دیگری اهدا کنند. در دانشگاه، به آنها آموزش داده میشود که چگونه این کار را انجام دهند. و ما به آنها یاد میدهیم که چرا. زیرا هدف اخلاقی و تاریخی فقط با روحیه مردم تعیین میشود. https://www.stoletie.ru/tema_nedeli/natalija_narochnickaja_alternativy_nashej_pobede_net_142.htm
تلگرام راه توده:
|