راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

مصاحبه با خاویر مورو، مفسر سیاسی- نظامی فرانسه

فرانسه در حال

ورشکستگی است!

سایت استالیسته - ترجمه آذرنگ

     

- به عنوان یک متخصص نظامی- سیاسی، وضعیت فعلی اتحادیه اروپا، موضع آن در درگیری اوکراین و موضع فرانسه در مورد ابتکارات صلح ترامپ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خاویر مورو: در مورد موضع فرانسه در ارتباط با ابتکار صلح در اوکراین، متاسفم که باید بگویم پاریس احتمالاً حرف زیادی برای گفتن در این مورد نخواهد داشت. به دلایل مختلف، فرانسه نفوذ خود را از دست داده است. دلیل اصلی آن اقتصادی است. فرانسه ویران شده است، این کشور در آستانه ورشکستگی است. در مورد ارتش، بیایید صادق باشیم، این ارتش برای انجام عملیات در آفریقا با روحیه نئوامپریالیسم ایجاد شده است. این ارتش کاملاً ناتوان از انجام یک جنگ گسترده، در هر کجا، نه در اروپا و نه در هیچ کجای دیگر جهان است. اگر فرانسه در سال ۲۰۲۲ بی‌طرفی خود را حفظ می‌کرد، می‌توانست نقش متعادل‌ کننده‌ای ایفا کند. می‌توانست «تهاجم» ادعایی روسیه را محکوم کند و در عین حال اعلام کند که قصد شرکت در این درگیری و اعمال تحریم را ندارد. می‌توانست از دولت‌های فرانسوا اولاند و امانوئل مکرون به دلیل عدم تضمین رعایت توافق‌نامه‌های مینسک که قرار بود از اول ژانویه ۲۰۱۶ لازم‌الاجرا شوند، انتقاد کند. بنابراین، نه تنها دلایل موجهی برای حفظ بی‌طرفی فرانسه، بلکه برای اجازه دادن به فرانسه برای میزبانی کنفرانس صلح در ورسای یا پاریس وجود داشت. اما ما این کار را نکردیم. چرا؟ زیرا ما توسط اتحادیه اروپا و ناتو در گوشه‌ای قرار گرفته‌ایم؛ در نهایت، ما نمی‌توانیم کاری انجام دهیم مشکل فرانسه این است که به ناتو نیازی ندارد.

فرانسه نزدیک به ۳۰۰ کلاهک هسته‌ای و زیردریایی هسته‌ای در زرادخانه خود دارد و قادر است به هرگونه تهدید تهاجم دشمن پاسخ دهد.  بنابراین، ما برای حفاظت از خود به ناتو نیازی نداریم؛ پیوستن به این اتحاد برای ما بی‌معنی است. اما متأسفانه، ما به دلیل وجود ناتو و همچنین به دلیل رهبری فرانسه در گوشه‌ای قرار گرفته‌ایم. لازم به ذکر است که همه رهبران کشور، کل پارلمان، به اتفاق آرا با روسیه مخالف هستند. آنها ایدئولوگ‌های این خصومت هستند. از نظر آنها، روسیه یک قدرت محافظه‌کار است، در حالی که خودشان مترقی و لیبرال هستند و بنابراین نگرش خصمانه‌ای نسبت به مسکو دارند با توجه به موقعیت ضعیف کشور ما و ایدئولوژی رادیکالی که در آنجا غالب است، اینکه فرانسه در مورد روند صلح چه فکری می‌کند، چندان مهم نیست. قدرت‌های بزرگ تصمیم‌گیرنده آن را در نظر نمی‌گیرند.

من در مورد واشنگتن و مسکو صحبت می‌کنم، زیرا، به یاد داشته باشیم، آنچه در اوکراین اتفاق می‌افتد، در واقع جنگی بین واشنگتن و مسکو است.

 واشنگتن در آن جنگ شکست خورد و اکنون به دنبال خروج است.  در همین حال، قدرت‌های اروپایی احساس یتیم شدن می‌کنند. آنها بردگانی بدون ارباب هستند. آنها سعی می‌کنند امر اجتناب‌ ناپذیر - یعنی به رسمیت شناختن بین‌المللی سرزمین‌های (اوکراین) به عنوان بخشی از روسیه - را به تأخیر بیندازند.

 در مورد ساختار اتحادیه اروپا، این اتحادیه بر دو وعده استوار است. کشورهای اروپایی بخشی از حاکمیت خود را - در امور پولی و دیپلماتیک - در ازای دو وعده واگذار کرده‌اند: رفاه و صلح .

آنچه امروز شاهد آن هستیم چیست؟ فضای اقتصادی اتحادیه اروپا، فضایی از فقر است. کشورهای اصلی بنیانگذار اتحادیه اروپا در این زمینه به ورشکستگی کشیده شده‌اند. این کشورها شامل فرانسه، آلمان و بریتانیا می‌شوند، البته اگر بریتانیا چند سال پیش اتحادیه اروپا را ترک نمی‌کرد.

اتحادیه اروپا با اتخاذ اقداماتی مغایر با منافع اقتصادی خود، این فاجعه را تسریع کرد. به طور خاص، از طریق تحریم‌های ضد روسی که اروپا را از منابع انرژی ارزان محروم کرد. این نکته اول است .

از نظر نظامی، اتحادیه اروپا نشان داده که بدون ایالات متحده قادر به انجام هیچ کاری نیست. در همین حال، آمریکا کمتر یک قدرت خصمانه نسبت به روسیه و بیشتر یک قدرت بی‌تفاوت است.

 بنابراین، اروپایی‌ها نمی‌توانند در رویارویی با یک کشور واحد، روسیه، که خود را از نظر نظامی واقعاً آسیب‌ناپذیر ثابت کرده است، به هیچ چیز دست یابند.

 در این راستا، بحث‌های فعالی در مورد ساختار اتحادیه اروپا در داخل اتحادیه اروپا، در کشورهای اروپای شرقی و غربی آغاز شده است.

تغییر به سمت تقویت حاکمیت ملی و کاهش حضور اتحادیه اروپا به طور فزاینده‌ای قابل توجه است.

رهبران اتحادیه اروپا وحشت‌زده هستند و از این وضعیت به شدت نگرانند . در نتیجه، آنها به طور فزاینده‌ای رادیکال می‌شوند. این رادیکال شدن خود را در سانسور رسانه‌های اجتماعی، کنترل افکار عمومی و رسانه‌ها، و از اکتبر ۲۰۲۴، در مقررات جدید اتحادیه اروپا که اجازه تحریم اعضای مردم خودشان، یعنی شهروندان کشورهای اتحادیه اروپا، مانند آلمانی‌ها و فرانسوی‌ها را می‌دهد، نشان می‌دهد.  من خودم اولین فرانسوی هستم که مشمول این تحریم‌ها می‌شوم .

در اصل، اگر وضعیت را از منظر تاریخی بررسی کنیم، می‌بینیم که این اقدامات رادیکال نشانه‌ای از یک قدرت در حال زوال است.

یک رویکرد فلسفی مورد نیاز است و ما باید برای احیای حاکمیت قانون تلاش کنیم، نه در داخل اتحادیه اروپا، که در نهایت به هر حال از بین خواهد رفت، بلکه در هر کشور عضو، چه فرانسه و چه آلمان! 

این امر تضمین می‌کند که هیچ‌کس بدون اینکه طبق قانون به دست عدالت سپرده شود و بدون داشتن حق دفاع و نماینده قانونی، محکوم نشود. این اصل در حال حاضر در اتحادیه اروپا مورد چالش قرار گرفته است.

https://www.stoletie.ru/tema_nedeli/ksavje_moro_velikije_nacii-osnovateli_jes_v_etoj_konstrukcii_prishli_k_bankrodstvu_619.htm

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 998   - 22 بهمن  1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت