|
قدرت سیاسی از مسیر شبکههای اجتماعی میگذرد؟ تدوین م. فرهمند |
|
عبارت تحریکآمیز «Amplifier for Idiots» که به اریک اشمیت، مدیرعامل پیشین گوگل، نسبت داده میشود، به شبکههای اجتماعی بهعنوان «تقویتکننده» اشاره دارد؛ نه تقویتکنندهی استدلالهای عمیق یا تحلیلهای پیچیده، بلکه بزرگنماییکنندهی پیامهای سادهانگارانه، احساسی و اغلب دوقطبیکننده. گزارهی «درعمل، تنها کسی میتواند حکومت کند که بلد باشد این تقویتکنندههای سادهلوحی را به کار بیندازد»، واقعیتی بنیادین از سیاست معاصر را بیان میکند. شبکههای اجتماعی به مثابه ابزار قدرت دنیای مدرن در نبرد اجتماعی هستند. شبکههای اجتماعی کانالهای خنثی ارتباطی نیستند. الگوریتمهای آنها برای بیشینهسازی توجه طراحی شدهاند. محتواهایی که خشم، ترس، نفرت یا همذاتپنداری و همگرايي شدید را برمیانگیزند، شانس بیشتری برای دیدهشدن دارند. در مقابل، پیچیدگی، تردید و چندلایگی معنا معمولاً به حاشیه رانده میشوند، چرا که با گذر زمان و غرق شدن در شبکه های اجتماعی آستانه تمرکز ذهنی و تحمل آنچنان کاهش پیدا میکند که حتی مطالعه کردن بهمرور به حاشیه رانده میشود و سطح آگاهی فرد به دیدن و شنیدن ویدئوهای کوتاه و در بیشتر موارد ادیت شده نزول پیدا میکند، در عین حال فرد دچار یک اعتماد به نفس کاذب خواهد شد که گویا با دیدن یک ویدئوی کوتاه صاحب نظر شده و بر اوضاع پیرامون احاطه پیدا کرده. این توهم بویژه شدیدتر میشود زمانیکه فرد نادانسته در دام الگوریتم پلتفرمهای اجتماعی میافتد. در چنین فضایی، هر کنشگر سیاسی که خواهان کسب یا حفظ قدرت است، ناگزیر باید این منطق را بفهمد؛ نه الزاماً برای تولید محتوای «ابلهانه»، بلکه برای پذیرش این واقعیت که امروز میزان دیدهشدن کمتر از کیفیت استدلال نیست و بویژه برانگیختن احساسات نسل جوان را میتوان از این طریق بخوبی مدیریت کرد. اینجاست که ساده سازی مسائل پیچیده اجتماعی و سیاسی جای حقیقت را میگیرد. سیاست همواره به نوعی سادهسازی نیاز داشته است. آنچه امروز تغییر کرده، سرعت و دامنهی گردش پیامهای ساده شده یا تحریف شده است. یک جملهی احساسی میتواند در چند ساعت به میلیونها نفر برسد. به اصطلاح "وایرال" شود، پیش از آنکه فرصت هرگونه بررسی مبتنی بر واقعیت فراهم شود. در این فضا، کسانی دست بالا را دارند که آمادهاند مسائل پیچیده را به دشمنسازی، شعار یا خشم اخلاقی فروبکاهند. پلتفرمها دقیقاً همین نوع محتوا را تقویت میکنند - بیاعتنا به درستی یا نادرستی آن. «سادهلوحی» در اینجا بهعنوان یک ساختار دیده میشود و نه یک توهین. واژهی «Idiots» در این عبارت بیش از آنکه توهین به افراد باشد، توصیف یک سازوکار است. منظور، فضای ارتباطیای است که واکنشهای آنی، قضاوتهای شتابزده و رفتارهای احساسی را پاداش میدهد. حتی افراد تحصیلکرده و هوشمند نیز در شبکههای اجتماعی اغلب احساسیتر و کمتأملتر از دیگر موقعیتها عمل میکنند. در این معنا، «سادهلوحان» یک گروه خاص نیستند؛ بلکه حالتی از رفتار انسانیاند که منطق پلتفرمها آن را تشویق میکند. حکومت کردن یعنی توجه مخاطبان را جلب کردن. گاهی یک ویدئوی کوتاه از یک جوان خوش سیما و احیاناً خوش چنان تاثیرگذار است که شخص بیننده و شنونده نظر این یک نفر را بعنوان دیدگاه عمومی میبیند. از این نمونه ها در این روزهای بحرانی در مورد ایران بسیار هستند. توانایی حکومتداری امروز دیگر تنها به برنامهها، نهادها یا اکثریتهای پارلمانی محدود نیست؛ بلکه به مهارت در هدایت توجه عمومی وابسته است. کسی که منطق شبکههای اجتماعی را نادیده بگیرد، حتی با بهترین ایدهها، بهسادگی صدای خود را از دست میدهد. این وضعیت به یک دوراهی منجر میشود: سیاستمداران یا باید قواعد این بازی را بپذیرند، یا خطر نامرئیشدن را به جان بخرند. در این میان، مرز میان ارتباطگیری، پوپولیسم و دستکاری افکار عمومی روزبهروز کمرنگتر میشود. این موضوع را برای مردمسالاری باید بسیار جدی گرفت چرا که این هشداری جدی است. اگر قدرت سیاسی وابسته به «بهکارانداختن تقویتکنندههای سادهلوحی» شود، باید پرسید که مردمسالاری در بلندمدت چگونه میتواند دوام بیاورد. چالش اصلی، ساختن فضاهایی است که در آنها پیچیدگی دوباره مجال بروز پیدا کند - بیآنکه میدان بهطور کامل به بلندترین و سادهترین صداها واگذار شود. در پایان میتوان گفت که اصطلاح «Amplifier for Idiots» نه تحقیر مردم، بلکه نقدی ساختاری به عرصهی عمومیِ دیجیتال است. هر کس که امروز قصد حکومتکردن دارد، باید بداند شبکههای اجتماعی چگونه توجه را تولید و تقویت میکنند. اما پرسش اساسی این نیست که چه کسی میتواند این تقویتکنندهها را به کار بگیرد، بلکه این است که جامعه تا چه زمانی میتواند با چنین قواعدی بازی کند، بیآنکه به خود آسیب بزند.
تلگرام راه توده:
|