راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

یورش به حزب توده ایران از جمله به جرم پیش بینی همین فاجعه بود.

حاصل ادامه جنگ با عراق

همین شد که سرلشگر باقری گفت!

     

جرم اصلی حزب توده ایران، از نگاه رهبری جمهوری اسلامی در آغاز دهه 60 عبارت بود از مخالفت با ادامه جنگ در خاک عراق (پس از بازپس گیری خرمشهر). کسانی که نماز جمعه های 10 روز فاصله فتح خرمشهر و ورود قوای نظامی ایران به خاک عراق را به خاطر داشته باشند، میدانند که سه امام جمعه وقت تهران، یعنی رفسنجانی، جنتی و موسوی اردبیلی، از بیانیه و موضع گیری حزب توده ایران در مخالفت با ادامه جنگ در خاک عراق بشدت انتقاد کرده و حتی آن را سند خیانت حزب به انقلاب و جمهوری اسلامی دانستند. در پایان آن 10 روز، سرانجام آیت الله خمینی با نظر رفسنجانی و برخی فرماندهان سپاه (از جمله محسن رضائی) موافقت کرد و قوای نظامی ایران وارد خاک عراق شد. تلفات عظیم انسانی و نابودی تجهیزات نظامی ایران در این مرحله از جنگ غیر قابل توصیف است. به گفته هاشمی رفسنجانی در یکی از نمازهای جمعه (چندین سال پس از قبول قطعنامه آتش بس از طرف آیت  الله خمینی) خسارات جنگ 8 ساله برای ایران ویرانی چند شهر در جنوب کشور و بالای یک هزار میلیارد دلار(زمانی که دلار شاید 7 تا 10 تومان بود) خسارت بود. جمهوری اسلامی به امید گرفتن سلاح از کشورهای غربی و در راس آنها امریکا و همچنین خرید تجهیزات جنگی از اسرائیل به خواست آنها برای یورش به حزب توده ایران تن داد و فاجعه گمراهی انقلاب از همین دوران آغاز شد و شتاب گرفت. جمهوری اسلامی حتی با "نیمرودی" رئیس شبکه موساد در ایران که در اروپا پرسه می زد تماس گرفت و تقاضای سلاح کرد. "نیمرودی" که در دوران شاه در ایران فعالیت داشت، به نوشته ارتشبد فردوست قائم مقام ساواک و چشم و گوش شاه بالای 300 مامور ورزیده موساد را در ایران رهبری می کرد.

انگیزه دیگری که جمهوری اسلامی را تشویق به یورش به حزب توده ایران و دستگیری رهبران و بردن آنها به زیر مخوف ترین شکنجه ها شد، ترس از وحدت حزب و سازمان فدائیان اکثریت بود.

تا فروردین 1362 بازجوئی و شکنجه رهبری حزب جریان داشت اما در فروردین ماه برای توجیه ادامه یورش به حزب و  دستگیری های گسترده، یک سوژه و بهانه تازه یافتند و آن "کودتا"ی حزب توده ایران به سبک کودتای چپ در افغانستان و ورود ارتش سرخ به این کشور بود. در این دوران شکنجه هائی را اعمال کردند که شرح آن را زنده یاد کیانوری در نامه به علی خامنه ای رهبر وقت جمهوری اسلامی مو به مو نوشته و تاکید کرده که درباره این شکنجه ها و اعتراف گیری ها یکبار که "گالیندوپل" مسئول حقوق بشر سازمان ملل به زندان آمده و با وی گفتگو کرده بود سخن گفته است.

با یک این مقدمه بسیار فشرده بخشی از سخنرانی سرلشگر باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران که در جنگ 12 روزه بدست عوامل اسرائیل در ایران ترور شد را منتشر می کنیم. این سخنان کارنامه فاجعه ادامه جنگ با عراق در خاک آن کشور است. یعنی همان مرحله از جنگ که حزب توده ایران با آن مخالفت کرد و آن را آغاز فاجعه بار جنگی فرسایشی تحلیل کرد. امروز نه کیانوری در قید حیات است و نه سرلشگر باقری که از جمله فرماندهان آگاه و شریف سپاه بود و با صراحت دلیل پذیرش قطعنامه سازمان ملل از سوی آیت الله خمینی برای خاتمه جنگ با عراق را بیان می کند.

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1010  - 26 مرداد 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت