|
روح مک کارتی در کالبد ترامپ ترجمه و تدوین: آذرنگ |
|
یکی از موضوعات اصلی بحثهای سیاسی در ایالات متحده در تابستان امسال... کمونیسم بوده است. یک سوم قرن پس از اعلام پیروزی با صدای بلند در جنگ سرد، مقامات آمریکایی با "ترس سرخ" مردم عادی را میترسانند. دونالد ترامپ در مراسم بزرگداشت 250مین سالگرد تأسیس ایالات متحده، کمونیسم را "بزرگترین تهدید از زمان جنگ جهانی اول و دوم،« پرل هاربر» یا« 11 سپتامبر» خواند." این تصویر پیشگویانه نسبتاً نخنما شد و استدلالها کلیشههای تکراری را تکرار میکردند. ترامپ خواستار انتخاب بین مارکس و آمریکا شد. او اعلام کرد: «شما میتوانید کمونیست باشید یا میهنپرست؛ نمیتوانید هر دو باشید». پس از آن، اظهاراتی درباره «مرگ و ویرانی» مطرح شد که کمونیسم «بیش از هر سیستم دیگری» در آن مقصر است و در نهایت، اشارهای به رژیمهای فاشیستی که مارکسیسم را به عنوان سلاحی از نیروهای متخاصم به تصویر میکشیدند. ترامپ با متهم کردن کمونیسم به عنوان دشمن آزادی، استقلال و قانون اساسی، اظهار داشت: تهدید کمونیستی در خاک ما دوباره ظهور کرده است، بخشی از آن به دلیل ورود افراد جدید به کشور ما. آنها باورهایی را پذیرفتهاند که کاملاً با شیوه زندگی و موفقیت بزرگ ما در تضاد است. رئیس جمهور پس از تهییج حضار، سوگند یاد کرد که «به سرعت کمونیسم را شکست دهد.» او با غرور گفت: «پرچم آمریکا دیگر داس و چکش را به فراموشی سپرده است» و با روحیهای خشمگین از پیشوایی، آمریکاییها را «بهترین مردم روی کره زمین» و ایالات متحده را «کشوری استثنایی» خواند. برخی از ناظران، چین را به عنوان هدف اصلی این پیشبینیها مشخص کردهاند. با این حال، جوهره ماجرا عمیقتر است. مهم نیست فهرست رذایل طبقه حاکم آمریکا چقدر طولانی باشد، حماقت در میان آنها نیست. آنها کاملاً درک میکنند که خطر مهلک نه در تمدن، بلکه در روابط طبقاتی نهفته است. ترس از ظهور پکن اگر چین به مرزهای صرفاً بورژوایی محدود میشد، اینقدر آزاردهنده نبود. با چنین افرادی میتوان مذاکره کرد و میتوان آنها را فریب داد. مسیر سوسیالیسم منبع اصلی نگرانی است، به همین دلیل است که حزب کمونیست چین در تمام اسناد استراتژیک به عنوان دشمن شماره یک آمریکا تعیین شده است. مشکل با این واقعیت پیچیدهتر میشود که «شبح کمونیسم» نه تنها در خارج از کشور در حال ظهور است. آگاهی از بیعدالتیهای نظم اجتماعی در داخل خود کشور نیز در حال افزایش است. نسبت کسانی که سرمایهداری را یک سیستم ناکارآمد میدانند، در ده سال گذشته از ۳۷٪ به ۵۱٪ افزایش یافته است. تعداد فزایندهای از آمریکاییها معتقدند که تسلط شرکتها برای جامعه مضر است. دو سوم جوانان دیدگاه مثبتی نسبت به سوسیالیسم دارند و تقریباً ۴۰٪ با کمونیسم همدردی میکنند. این وضعیت در ایالات متحده بیسابقه است، از این رو وحشت در میان نخبگان حاکم ایجاد شده است. بازگشت پیروزمندانه جمهوریخواهان، در بحبوحه تسلیم دموکراتها، قرار بود «عصر طلایی» جدیدی را برای سرمایه رقم بزند. ترامپ تمام تلاش خود را کرد و مالیات شرکتها، هزینههای اجتماعی و مقررات تجاری را کاهش داد. غولها برای تصاحب سودها هجوم آوردند. در سه ماهه دوم، سود خالص پنج بانک بزرگ وال استریت نسبت به سال گذشته ۳۹ درصد افزایش یافت. جی. پی. مورگان ۲۱.۲ میلیارد دلار درآمد کسب کرد - بالاترین رقم سه ماهه در تاریخ خود. گلدمن ساکس با ۲۰.۳ میلیارد دلار فاصله چندانی با آنها نداشت و سود سیتیگروپ ۴۵ درصد افزایش یافت. در مجموع، درآمد شرکتها از ۴.۴ تریلیون دلار یا ۱۲.۴ درصد از تولید ناخالص داخلی فراتر رفت. آخرین بار در سال ۲۰۲۱، در بحبوحه رونق پس از همهگیری، رقمی مشابه ثبت شد. در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، این رقم از ۷ تا ۸ درصد تجاوز نمیکرد. مجموع ثروت میلیاردرها در طول سال گذشته یک سوم افزایش یافته و به ۹.۲ تریلیون دلار رسیده است. خود ترامپ نیز مشتاق است از این سود بهره ببرد. درآمد سالانه او از ۶۲۲ میلیون دلار به ۲.۲ میلیارد دلار افزایش یافته است. ثروت خانواده رئیس جمهور دو برابر شده و به ۱۰ میلیارد دلار رسیده است سهم ثروت ملی که در اختیار ۲۰ تاجر ثروتمند است، چهار برابر بیشتر از سهم آن در آستانه رکود بزرگ است. با این حال، آن دوران مدتها اوج نابرابری تلقی میشد! امروزه، ثروتمندان تصمیم گرفتهاند از همه آن« راکفلرها و وندربیلتها» پیشی بگیرند. پیروزی در این رقابت شدید بدون دو روش غیرممکن است: افزایش استثمار در داخل کشور و گسترش در صحنه بینالمللی. شرط اول باید با دقت رعایت شود. سهم جبران خسارت نیروی کار در درآمد ملی به ۵۳.۸ درصد کاهش یافته است که در یک قرن گذشته بیسابقه بوده است. تورم از رشد دستمزدها پیشی گرفته است و ۴۸ میلیون نفر به غذای کافی دسترسی ندارندمقامات مشکلات اقتصادی را با اهداف سیاست خارجی توجیه میکنند. ترامپ اعلام کرد: «ما نگران مهدکودکها و مراقبتهای بهداشتی نخواهیم بود؛ ما باید نگران دفاع نظامی باشیم. همه این کارهای کوچک - ایالتها باید آنها را انجام دهند.» قرار بود حمله به ایران، علاوه بر غارت یک قربانی جدید، توجه را از سیاستهای نئولیبرال منحرف کند. اما وقایع طبق برنامه پیش نرفت. میزان محبوبیت ترامپ به ۳۵ درصد کاهش یافت و حدود ۸۰ درصد از شهروندان، رئیس جمهور را به خاطر بدتر شدن وضعیت اقتصادی سرزنش میکنند . «سایه پیشوا»
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای، این وضعیت جمهوریخواهان را با شکست تهدید میکند. چنین شکستهایی در ایالات متحده امری عادی است. اگر حزب دموکرات همچنان ابزاری مطیع در دست شرکتهای بزرگ باقی میماند، ترامپ و اطرافیانش چندان نگران نبودند. با این حال، تغییر اجتماعی به چپ تأثیر قابل توجهی بر این سازمان داشته است. انتخابات مقدماتی - فرآیند انتخاب نامزد - به چندین چهره مرتبط با سوسیالیستهای دموکرات آمریکا و سایر گروههای مترقی اجازه داد تا پیروزیهایی کسب کنند. در نیویورک، نامزدهای مورد حمایت شهردار چپ میانه،« زهران ممدانی »- برد لندر، کلر والدز و داریالیسا شوالیه - انتخاب شدند. در کلرادو،« ملت کیروس»، یک اتیوپیایی ۲۹ ساله، «دایان دگت» را که از سال ۱۹۹۷ در کنگره خدمت کرده بود، شکست داد. نیتیا رامان، عضو حزب سوسیالیستهای دموکرات آمریکا، به دور دوم انتخابات در لسآنجلس راه یافته است، در حالی که متحد او، «جنیس لوئیس جورج»، رقیب قدرتمندی برای پیروزی در انتخابات در واشنگتن دی سی است. فرانچسکا هونگ، یکی دیگر از سوسیالیستها، در «ویسکانسین» نامزد شده است. هونگ میگوید: «مردم بیشتر و بیشتر متوجه میشوند که سیستم فعلی خراب است. آنها شایسته سیستمی عادلانهتر هستند که در آن قدرت متعلق به طبقه کارگر باشد، نه نخبگان و شرکتهای بزرگ.» نامزدها خواستار افزایش مالیات بر سود و ثروت شرکتها، و سایر برنامههای اجتماعی، کاهش هزینههای نظامی و پایان دادن به سیاستهای تهاجمی هستند. اگرچه سیاستمداران مترقی مجبورند در یک سیستم دو حزبی بالفعل از پلتفرم دموکراتها سوءاستفاده کنند، اما این امر به طور عینی رژیم را تضعیف میکند. طبقه حاکم با محدود کردن دموکراسی به این امر پاسخ میدهد. ترامپ با اهریمن جلوه دادن مخالفان خود، آنها را "مشتی جنایتکار، مهاجر و هر کسی که کار نمیکند" مینامد. او در یک رویداد اعلام کرد: "آنها حیوان هستند، از مردم و کشور ما متنفرند." چند ماه قبل از انتخابات، رئیس جمهور تهدید کرد که به نتایج اعتراض خواهد کرد. او در پاسخ به نامزدی «جنیس لوئیس جورج »اعلام کرد: «ما این را تحمل نخواهیم کرد. ما میتوانیم کنترل واشنگتن را پس بگیریم و آن را در سطح فدرال اداره کنیم.» سخنرانی ترامپ در 16 ژوئیه آغاز این تصاحب قدرت داخلی بود. او با متهم کردن چین به دسترسی به دادههای 220 میلیون رأیدهنده آمریکایی، سیستم انتخاباتی را «به طرز وحشتناکی آسیبپذیر» خواند. این در حالی بود که سازمانهای اطلاعاتی ادعاهای دخالت را انکار میکردند و حتی سازمانهای همسو با ترامپ نیز در ارائه شواهدی از تقلب گسترده در انتخابات 2020 و کمپینهای قبلی ناتوان بودند. رئیس جمهور ادامه داد، تنها راه برای محافظت از خودمان، تصویب قانون حمایت از حقوق رأیدهندگان است. این قانون، رویههای انتخاباتی، از جمله اصلاح فهرست رأیدهندگان، ممنوعیت رأیگیری پستی و غیره را سختتر میکند. در این صورت، ترامپ افزود: «ما تا صد سال دیگر در انتخابات شکست نخواهیم خورد.» برای آسانتر کردن امور، او کار کمیسیون کمک به انتخابات را مسدود و اعضای آن را اخراج کرد. این آژانس فدرال دو حزبی، تجهیزات رأیگیری را تأیید میکند..... قرار است اداره مهاجرت و گمرک و سایر واحدهای وزارت امنیت داخلی به «گارد پرتورین» تبدیل شوند که وظیفه حفظ نظم را بر عهده دارند. اختیارات و تعداد آنها افزایش یافته و قانون «امنیت آمریکا» که در ماه ژوئن تصویب شد، 70 میلیارد دلار دیگر به این آژانس اختصاص داده است. به بهانه مبارزه با مهاجرت غیرقانونی، یک حکومت واقعی ترور در کشور برقرار شده است. در 7 ژوئیه، «لورنزو آراخو»، یک کارگر، در تگزاس به قتل رسید. شش روز بعد، مأموران،« خوان گوئررو»، ساکن قانونی ایالات متحده، را در شهر «مین» به ضرب گلوله کشتند. ترامپ به نیروهای امنیتی گفت: «نگران هیچ چیز نباشید و به کار مهم خود ادامه دهید. نه نفر که در مقابل یک مرکز بازداشت مهاجران در تگزاس اعتراض کرده بودند، به حبسهایی از ۱۰ تا ۳۰ سال محکوم شدند. آنها به «حمایت از تروریسم» متهم شدند. استراتژی جدید مبارزه با تروریسم سه تهدید اصلی را شناسایی میکند: «تروریستهای مواد مخدر و باندهای فراملی»، «تروریستهای اسلامگرا» و «افراطگرایان چپگرای خشن، از جمله آنارشیستها و ضدفاشیستها». در این استراتژی آمده است: «هر یک از این تهدیدها قابل توجه و گسترده هستند.» مخالفان حملات علیه کوبا در حال حاضر هدف قرار گرفتهاند. ۱۴۵ سازمان در لیست سیاه قرار گرفتهاند. آنها تحت بررسی دقیق قرار دارند و در معرض خطر انحلال هستند. نویسنده این استراتژی، «سباستین گورکا»، مدیر ارشد مبارزه با تروریسم در شورای امنیت ملی ایالات متحده، چهرهای برجسته است. او که فرزند مهاجران مجارستانی است که از قیام ۱۹۵۶ گریختند، در ارتش بریتانیا خدمت کرده و به عنوان مشاور ویکتور اوربان کار کرده است. گورکا از حامیان سرسخت احیای «فرقه شوالیهها» است - یک باشگاه نخبگان مجارستانی که به دلیل همکاری با آلمان نازی لکهدار شده است. «سرمایهداری منسوخ شده است»
موضعگیری حزب دموکرات نشان میدهد که ضدیت با کمونیسم ریشههای طبقاتی دارد تا سیاسی. جان گاتهایمر، سخنگوی حزب دموکرات، اعلام کرد: «ما باید تا آخرین نفس بجنگیم تا از تبدیل شدن حزبمان به گروگان سوسیالیستها جلوگیری کنیم. اکثر آنها میخواهند وحشت بپراکنند، نه اینکه مشکلات را حل کنند.» گروهی از مقامات عالیرتبه حزب دموکرات، مانیفستی منتشر کردند که در آن به حامیان مالی خود در مورد تعهدشان به سرمایهداری، قانون و نظم اطمینان میدادند، در حالی که با حسرت جنایات مککارتیسم را یادآوری میکردند. بسیاری از فرمانداران و شهرداران دموکرات، اقدامات تنبیهی را ترویج میدهند. سال گذشته، بیش از نیمی از اعضای فراکسیون دموکراتها در مجلس نمایندگان از قطعنامهای که سوسیالیسم را محکوم میکرد، حمایت کردند. این قطعنامه تأکید میکند که «بزرگترین جنایات تاریخ توسط ایدئولوژیستهای سوسیالیستی» از جمله لنین، استالین، مائو تسهتونگ، فیدل کاسترو و هوگو چاوز مرتکب شدهاند. در پایان این قطعنامه آمده است: «کنگره، سوسیالیسم را در تمام اشکال آن محکوم میکند و با اجرای سیاستهای سوسیالیستی مخالف است.» این امر مستلزم آن است که نیروهای مترقی در تلاشهای خود مستقل و متحد باشند. حزب کمونیست ایالات متحده این گفته« گئورگی دیمیتروف» را به یاد میآورد: «هنگامی که راه حل مناسب برای یک مشکل پیدا شد، موفقیت آن به کار سازمانی بستگی دارد.» همانطور که کمونیستها اشاره میکنند، چپ مدرن با وظیفه مشابهی روبرو است.» این حزب اظهار میدارد: «تهدید فاشیسم به طور فزایندهای فوری میشود. طبقه سرمایهدار با از دست دادن حمایت افکار عمومی، به ناامیدکنندهترین اقدامات متوسل میشود. پلاتفرم سوسیالیستهای دموکرات آمریکا، که از توهمات سوسیال دموکراتیک فاصله میگیرد، نمایانگر پیشرفت است.» در این سند آمده است: «سرمایهداری که قادر به حل مشکلاتی که خود ایجاد کرده نیست، به سمت اقتدارگرایی راستگرایانه روی میآورد. سیاستمداران در حال تحریک نفرت در میان کارگران هستند.» یادآوری میشود که دو حزب اصلی، از منافع «طبقه جنایتکار میلیاردرها و سودجویان جنگ» دفاع میکنند«برنامه حداقلی» شامل درخواست آموزش و مراقبتهای بهداشتی رایگان و همچنین گسترش حقوق اتحادیههای کارگری است. جنگهای خارجی و تحریمهای تنبیهی باید پایان یابند، پایگاههای نظامی خارجی باید تخلیه شوند و جنایتکاران جنگی باید مجازات شوند. حزب سوسیالیست دموکراتیک خواستار کنترل دولت بر مشاغل است، اما دولت نیز باید در قبال رأیدهندگان پاسخگو باشد. برای این منظور، سوسیالیستها خواستار لغو کالج انتخاباتی و سیستم دو حزبی و همچنین حذف سنا هستند که آن را یک نهاد نخبهگرا میدانند. با این حال، این سازمان اذعان میکند که تغییر واقعاً برگشتناپذیر بدون تخریب بنیانهای اجتماعی-اقتصادی غیرممکن است. نویسندگان این پلتفرم تأکید میکنند: «ساختن یک جامعه بیطبقه اصل راهنمای جنبش ماست. تنها در آن صورت جنگها و فقر فراموش خواهند شد.» آنها استدلال میکنندکه برای دستیابی به این هدف، ایجاد یک حزب کارگری ضروری است . https://gazeta-pravda.ru/issue/79-31860-2427-iyulya-2026-goda/vozrozhdenie-makkartizma/.
تلگرام راه توده:
|