|
قدرت نظامی پشتوانه دیپلماسی و مذاکره |
|
آنچه جمهوری اسلامی یا جریانهای قدرتمندی در آن، چهل و هفت سال است از درک آن عاجزند این واقعیت است که جنگ اخرین راه حل در ادامه دیپلماسی است نه اینکه جنگ مقدم بر دیپلماسی است. ضمن اینکه در عین مخالفت ظاهری با دیپلماسی در همه این دوران دیپلماسی و مذاکره را بصورت پنهانی و دور از چشم مردم ادامه دادند که نتیجه اش همین شرایط نه جنگ و نه صلح و حمله به ایران و پاسخ به حمله از جانب ایران است. در همه جهان اصل بر آن است که نظامیان دستورات دیپلماتها را اجرا می کنند، نه برعکس. چنانکه در خود امریکا هرگز به ارتش امریکا اجازه نمی دهند خودسرانه تصمیم بگیرد که مثلا نیرو به خلیج فارس اعزام کند یا نکند و یا چه نیروهایی و چه شمار و چه زمان و برای چه مدت. همه اینها بر عهده دیپلماتها و مقامات سیاسی از جمله رئیس جمهور و مجالس است. آنها هستند که برای ارتش تصمیم می گیرند و دستور جنگ یا آتش بس یا صلح می دهند یا قدرت نظامی را پشتوانه مذاکرات سیاسی و تجاری خود در جهان می کنند. بدیهی است که نظامی گری در عرصه سیاسی با داشتن قدرت نظامی دو موضوع کاملا مختلف است. هیچکس مخالف این نیست که ایران مدرن ترین سلاح ها را تولید کند یا قدرت دفاعی خود را افزایش دهد و حتی در خارج از مرزهای کشور بسود حفظ امنیت و وحدت سرزمینی ایران با نیروهای معینی همکاری کند یا پشت جبههای ایجاد کند. همه اینها نافی مذاکره نیست، بلکه باید گلولههای توپخانه مذاکرات باشد. مهم آنست که مذاکرات با قبول تسلیم در برابر دشمن ماهیتی کاملا متفاوت دارد. همین امروز هم بخشی از امکانات ایران در مذاکرات قدرت دفاعی ایران است. البته هنوز کسانی هستند که یا از سر اعتقاد و یا در جنگ قدرت با طرفداری از نظامی گری مسئله را وارونه می فهمند یا جلوه می دهند. آنها نظامیگری را برای کسب قدرت سیاسی انحصاری خود می خواهند نه در خدمت قدرت سیاسی که مردم آن را انتخاب کرده باشند. در حالیکه قدرت نظامی ما باید در خدمت کشور و مردم و انتخاب آنها باشد نه علیه آنها که در غیراینصورت مردم نسبت به این قدرت نظامی بدبین و مخالف می شود چنانکه امروز بخش مهمی از مردم کشور ما چنین احساسی را دارند. برای پایان دادن به این وضع نه تنها باید قدرت نظامی در خدمت دیپلماسی باشد بلکه نظامیان نیز بخشی از دیپلماسی و سیاست روز باشند نه برعکس.
تلگرام راه توده:
|