راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

دیدگاه استراتژیک

کمونیسم علمی

جوزاس جرماویچیوس

روزنامه پراودا

ترجمه- نعمت بوستانی

     

کمونیسم علمی پاسخ صحیحی به این سوال که در دنیای مدرن چه می‌گذرد، ارائه می‌دهد. سایر آموزه‌ها، ایدئولوژی‌ها و ادیان در یک بحران جهانی فرو رفته‌اند و به تاریخ چند صد ساله تمدن باستانی مبتنی بر مالکیت خصوصی ابزار تولید پایان داده‌اند. ناسیونالیسم، روحانیت‌گرایی، لیبرالیسم، فاشیسم و سایر گرایش‌های ضد کمونیستی، درک کافی از واقعیت تاریخی را رها کرده‌اند و بنابراین به رویکرد ضد علمی غارنشینان تنزل یافته‌اند. بدون درک کافی از زندگی اجتماعی، درک علمی از آن نمی‌تواند توسعه یابد. تنها یک تأمل جامع در مورد واقعیت عینی به عنوان نقطه شروع برای یک جهان‌بینی علمی عمل می‌کند

بقای و موفقیت کمونیسم علمی توسط هسته نظری و روش‌شناختی آن - ماتریالیسم دیالکتیکی - تضمین می‌شود.

 در دنیای مدرن، دیالکتیک ماتریالیستی ثابت کرده است که تنها آموزه‌ای است که در برابر تأثیر مخرب بحران جهانی مقاومت می‌کند و در عوض به درک علمی علل و روش‌های غلبه بر آن کمک می‌کند.

 دیالکتیک ماتریالیستی به عنوان پایه نظری و روش‌شناختی برای درک کافی و فهم علمی از جهان عمل می‌کند.

تحقق عملی این پتانسیل مستلزم تسلط مداوم بر جهان‌بینی علمی ماتریالیسم دیالکتیکی، یک دیدگاه جهانی و کل‌نگر از جهان، در نظر گرفتن آخرین تحولات در فرآیندهای تاریخی جهانی و پیش‌بینی استراتژیک برای آینده است.

پایه و اساس درک علمی از جهان، دیالکتیک توسعه اجتماعی بشر است. دیالکتیک تعامل نیروهای تولیدی و روابط تولیدی در جامعه است. دیالکتیک مبارزه طبقاتی اضداد اجتماعی در درون تمدن است. دیالکتیک یکپارچگی و تضادهای جهان است. دیالکتیک است که منطق عینی تاریخ جهان را بیان می‌کند. و به گفته کارل مارکس، بنیانگذار کمونیسم علمی، لوکوموتیوهای تاریخ، انقلاب‌ها هستند. خود دیالکتیک ماهیت انقلابی دارد.

در فرآیند تاریخی جهانی، یک تناوب طبیعی از انقلاب‌های صنعتی و اجتماعی وجود دارد که توسط تعامل دیالکتیکی نیروهای تولیدی و روابط تولیدی بشریت تعیین می‌شود.

انقلاب طولانی کشاورزی، شرایط مادی لازم برای جهش‌های انقلابی در توسعه اجتماعی جمعیت جهان را از جامعه بدوی انسانی به جامعه طبقاتی با مشخصه نابرابری و خصومت اجتماعی، تا ظهور تولید صنایع دستی، فراهم کرد.

شکوفایی صنایع دستی و سایر دستاوردهای تولیدی فئودالیسم، به عنوان پایه مادی انقلاب‌های بورژوایی عمل کرد که منجر به انقلاب صنعتی در قرن هجدهم شد.

 انقلاب صنعتی به ایجاد صنایع ماشینی در مقیاس بزرگ منجر شد که به پایه مادی انقلاب‌های سوسیالیستی قرن بیستم تبدیل شد.

قوانین جهانی و عینی دیالکتیک، مستقل از هرگونه نیت جوامع اجتماعی، قومی، نژادی یا سایر جوامع، پایه و اساس منطق تاریخی را تشکیل می‌دهند.

این منطق تاریخی تصریح می‌کند که نیازهای اساسی یک جامعه توسط شرایط مادی وجود آن تعیین می‌شود.

 برآورده کردن این نیازهای اساسی، احترام به قوانین عینی توسعه اجتماعی و به کارگیری آنها در عمل تاریخی را پیش‌فرض می‌گیرد.

عدم انجام این کار، خطر خودویرانگری را به همراه دارد، که دقیقاً همان چیزی است که در تاریخ با شکل‌گیری‌های اجتماعی-اقتصادی منسوخ رخ می‌دهد.

 در نهایت، احترام به قوانین عینی پیشرفت تاریخی در زندگی عملی، بقای ملت‌ها را تضمین می‌کند .

دوران تاریخی مدرن، که با گذار انقلابی بشریت از سرمایه‌داری به سوسیالیسم مشخص می‌شود، نقطه عطفی اساسی در تاریخ جهان است.

 این نقطه عطف شامل تبدیل تمدن مبتنی بر مالکیت خصوصی به نقطه مقابل آن - یک شیوه زندگی اجتماعی برای جمعیت کره زمین - است.

 این نشان‌دهنده جهش انقلابی بشریت از تمدن طبقاتی نابرابری و تضاد اجتماعی به یک نظم اجتماعی بی‌طبقه آزادی و برابری اجتماعی است.

چنین تغییر تاریخی رادیکالی طبیعتاً مستلزم درک علمی از جوهره و قوانین توسعه آن است.

 بدون درک علمی و توجیه علمی برای عملکرد جامعه، هیچ راه فراری از بحران جهانی که تمدن مبتنی بر مالکیت خصوصی را به انقراض محکوم می‌کند، وجود نخواهد داشت.

گذار انقلابی بشریت از سرمایه‌داری به سوسیالیسم با انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه آغاز شد.

تأثیر عمیق و دگرگون‌کننده آن بر تاریخ جهانی، تا اواسط قرن بیستم، یک انقلاب علمی و فناوری جهانی را برانگیخت.

 این انقلاب از طریق تبدیل تدریجی علم به یک نیروی تولیدی مستقیم برای جامعه، نیروهای مولد جمعی بشریت را به طور کیفی متحول کرد و طبیعتاً مستلزم بازسازی متناظر ساختار اجتماعی مردم جهان بود.

انقلاب علمی و فناوری، راه را برای انقلاب سوسیالیستی جهانی هموار کرد که به عنوان موضوع اصلی توسعه اجتماعی جهانی در پایان قرن بیستم ظهور کرد.

 تحقق این فرصت و ضرورت تاریخی مستلزم بهره‌برداری از دستاوردهای تولیدی انقلاب علمی و فناوری است.

انقلاب علمی و فناوری جهانی، نیازهای ضروری برای توسعه تاریخی بیشتر بشریت را به طور عینی تعیین کرده است.

ظهور علم به عنوان یک نیروی مولد مستقیم در جامعه، ارتقای نیروهای مولد آن را به سطح کیفی جدیدی از توسعه تضمین کرده است، که منجر به ایجاد نوعی تولید مبتنی بر علم شده است که الزامات کاملاً جدیدی را بر بلوغ اجتماعی و توسعه فکری جمعیت کره زمین تحمیل می‌کند.

 

نیاز اولیه و ضروری در زندگی ملت‌ها، توجیه علمی فعالیت‌های اجتماعی و مدیریت علمی توسعه اجتماعی آنها شده است.

ارضای این نیاز اجتماعی جامعه، مستلزم استفاده مداوم و هدفمند از قوانین عینی توسعه آن در عمل به فعالیت‌های زندگی‌اش است.

سازماندهی علمی تولید مادی به گونه‌ای طراحی شده است که ماهیت روابط تولیدی جامعه با سطح توسعه نیروهای تولیدی آن مطابقت داشته باشد، که در شیوه تولید سوسیالیستی هم واقعاً ممکن و هم ضروری است.

مبنای علمی برای تولید، مستلزم توجیه علمی برای کل سازماندهی زندگی برای جمعیت جهان است که مستلزم به کارگیری آگاهانه قوانین عینی توسعه اجتماعی برای اهداف خاص پیشرفت اجتماعی است.

 مدیریت علمی فرآیندهای اجتماعی می‌تواند بر بی‌ثباتی اقتصادی و اجتماعی غلبه کند و آن را با هماهنگ‌سازی کل سیستم روابط اجتماعی جایگزین کند، که مشخصه سازماندهی سوسیالیستی جامعه است.

 در مجموع، علم امکانات نامحدودی را برای توسعه تولید، تا ارضای کامل نیازهای انسانی همه ساکنان کره زمین، که مستلزم ساخت یک جامعه کمونیستی است، تضمین می‌کند.

کلاسیک‌های کمونیسم علمی اولویت بالایی برای علم قائل بودند. ک. مارکس آن را به عنوان یک «نیروی مولد اجتماعی جهانی» توصیف می‌کرد. به گفته ف. انگلس، «هرچه علم جسورانه‌تر و قاطع‌تر عمل کند، بیشتر با منافع و آرمان‌های کارگران همسو می‌شود.» وی. آی. لنین معتقد بود که ساخت سوسیالیستی شامل «ورود واقعی علم به تار و پود زندگی و تبدیل شدن به یک عنصر کاملاً و واقعاً جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره» است.

تصادفی نیست که توجیه علمی برای ساخت یک جامعه سوسیالیستی به یک قانون عینی این فرآیند تاریخی تبدیل شد.

و رد رویکرد علمی به زندگی اجتماعی منجر به نابودی شیوه زندگی سوسیالیستی برای مردم در سراسر قاره وسیع اوراسیا شد.

تبدیل علم - نیروی مولد اجتماعی جهانی بشریت - به یک نیروی مولد مستقیم برای جامعه، پایه علمی زندگی اجتماعی مردمان جهان را تشکیل می‌دهد.

 تحقق این پتانسیل در کاربرد قوانین عینی توسعه اجتماعی در عمل تاریخی مشخص تجسم می‌یابد.

 این امر مستلزم درک علمی از زندگی جامعه است که توسط جهان‌بینی علمی ماتریالیسم دیالکتیکی تضمین می‌شود.

 این امر توسط یک ایدئولوژی علمی که محتوای علوم اجتماعی دیالکتیکی-ماتریالیستی را وام می‌گیرد، روشن می‌شود.

 در فرآیند تاریخی جهانی، ظهور علم به عنوان یک نیروی مولد مستقیم برای جامعه، جهش انقلابی آن از تمدن مالکیت خصوصی خودانگیختگی اجتماعی و بیگانگی به ساختار زندگی اجتماعی آزادی اجتماعی و مدیریت علمی را نشان می‌دهد.

 این امر توسط فریدریش انگلس به عنوان "جهش بشر از قلمرو ضرورت به قلمرو آزادی" مفهوم‌سازی شد، که او آن را با "بزرگترین انقلاب تمام دوران" یکی دانست.

 پایه مادی این جهش کیفی، تولید فشرده علمی است که توسط انقلاب علمی و فناوری جهانی ایجاد شده است

جنبش اجتماعی بشریت مدرن توسط علم روشن می‌شود، علمی که به لطف انقلاب علمی و فناوری جهانی، به پایه و اساس زندگی اجتماعی آن تبدیل شده و الزامات اساسی پیشرفت تاریخی آن را تعریف می‌کند.

 بر اساس نظریه و روش‌شناسی ماتریالیسم دیالکتیکی، ایدئولوژی علمی بشریت را به ورود به یک دوره تاریخی جدید از توسعه جمع‌گرایانه و انسان‌گرایانه، به سوی مرحله بالاتری از تمدن، از نوع کمونیستی، در تقابل با نظم جهانی قدیمی مبتنی بر مالکیت خصوصی، دعوت می‌کند.

 تلاش‌های نیروهای ضدانقلاب برای حفظ تمدن مالکیت خصوصی در مقیاس جهانی، تنها زوال آن را تسریع و پیامدهای آن را تشدید می‌کند.

 ابتکار عمل و چشم‌انداز استراتژیک کاملاً متعلق به کمونیسم علمی است. اهمیت آن در جهان با خروج بشریت از بحران جهانی و گسترش ساخت و ساز سوسیالیستی افزایش خواهد یافت.

 

https://gazeta-pravda.ru/articles/strategicheskaya-perspektiva-nauchnogo-kommunizma/

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1007  - 31 تیر ماه 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت