|
ذوب آهن اصفهان چگونه تاسیس شد! م. نوروزی |
|
قبل از جنگ جهانی دوم (در زمان سلطنت رضاشاه) طبق قرار دادی کشور آلمان
متعهد شد یک کارخانه ذوب آهن کوچک
۱۵
هزار تنی در ایران بسازد. آلمانها مقدمات آنرا با ساختن تاسیساتی در کرج
شروع کردند ولی با شروع جنگ جهانی دوم، انگلستان وسائل و تجهیزات فنی
کارخانه را که آلمانها فرستادند در راه به ایران مصادره کردند و مانع تاسیس
کارخانه ذوب آهن در ایران شدند. دولتمردان سیاسی وعمدتا اقتصادی آن زمان مانند دکتر علینقی عالیخانی، دکتر یگانه و مهندس صفی اصفیا که به منافع ملی و توسعه صنعتی ایران توجه داشتند با پشتیبانی اسداله علم وزیر دربار، محمد رضاشاه را قانع کردند، حالا که غرب بویژه آمریکا، بدون توجه به منافع ملی ایران با تاسیس ذوب آهن در ایران مخالفت میکند میتوان از کشور اتحاد شوروی بخواهیم که در این جهت ایران را یاری کند. این توصیه ها در شاه موثر افتاد تا اینکه در اولین سفر شاه به اتحاد شوروی یک تفاهمنامه همکاری صنعتی و فنی با مقامات مسکو امضا شد. بر اساس این تفاهمنامه قرار شد روسیه در ایران یک کارخانه ذوب آهن در اصفهان و یک کارخانه ماشین سازی در اراک بسازد و در ازای قیمت آن، یک لوله گاز سرتاسری از مناطق جنوب ایران تا مرز روسیه برای صدور گاز ایران به روسیه کشیده شود. جالب اینکه در حدی که باور کردنی نیست شوروی قبول کرد که کلیه مخارج این تاسیسات عظیم از محل صدور گاز منطقه جنوب ایران که سالها در هوا می سوخت و محیط زیست خوزستان را آلوده میکرد مستهلک شود. نکته مهم اینست که در صورت موافقت هر یک ازکشورهای غربی با تاسیس ذوب آهن، ایران باید مخارج آن را بصورت ارز رایج آن کشور پرداخت میکرد که هزینه آن سر به فلک میکشید و از طرفی با کشیدن این لوله سرتاسری گاز، شهرها و روستاهای ایران در مسیر دارای لوله کشی گاز میشدند. پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ اولین اقدام دولت باصطلاح انقلابی بازرگان، مهندس بازرگان نخست وزیر این دولت با توجه به خصلت همیشگی ضد کمونیستی که داشت به بهانه اختلاف بر سر قیمت گاز اقدام به قطع صدور گاز به اتحاد شوروی کرد که موجب حیرت مقامات مسکو شد. صدور گاز به شوروی قطع شد و بار دیگر گاز جنوب ایران در هوای خوزستان سوخت. رضا نیازمند از آگاهان صنعتی و مدیر ماشین سازی اراک درکتاب تکنوکراسی و سیاست گذاری اقتصادی در ایران روایت میکند : «در مورد قرارداد ذوبآهن با شورویها گرچه تمام مذاکرات محرمانه صورت میگرفت ولی آمریکاییها بو بردند که شماری کارشناس روس به ایران میآیند و میروند و ایران مشغول مذاکره با شوروی است. آمریکاییها سعی کردند دکتر یگانه رئیس کل بانک مرکزی را به سفارت آمریکا برای شام دعوت کنند و ماجرا را از او بپرسند. یگانه دعوت را قبول نکرد. آنها بعد عالیخانی وزیر اقتصاد را به سفارت دعوت کردند تا سر از ماجرا در آوردند. عالیخانی که احتمال میداد آمریکاییها میخواهند از او درباره قرارداد ذوبآهن با اتحاد شوروی سؤال کنند مهندس اصفیا (رییس سازمان برنامه) را هم همراه خود به سفارت آمریکا برد. هنوز قرارداد امضاء نشده بود ولی وقتی سفیر آمریکا مسأله را پیش کشید عالیخانی گفت ما امروز قرارداد را امضاء کردیم. بدین ترتیب دیگر آمریکاییها نتوانستند در آن اعمال نفوذ کنند» پس از امضای قرارداد تاسیس ذوب آهن در مهر ماه ۱۳۴۴ در اصفهان آغاز شد. مهندس امیر علی شیبانی که استاد دانشگاه و از مشاوران عالی وزارت صنایع و فردی پاکدست و مورد حمایت اسداله علم وزیر دربار بود به سمت مدیر عامل شرکت ملی ذوب آهن ایران منسوب شد و او نیز برای اطمینان خاطر و اجرای بموقع کارهای ساختمانی و بهره برداری، برادر خود عبدالحمید شیبانی را به سمت سرپرست اجرائی کارخانه ذوب آهن در اصفهان بر گزید. بالاخره کارهای ساختمانی ذوب آهن اصفهان در سال ۱۳۴۶ با نظارت جمعی از متخصصان و مهندسان ساختمانی ذوب اهن اتحاد شوروی در زمینی بمساحت ۲۲۰ کیلومتر مربع در جنوب غربی استان اصفهان و شمال شهرستان لنجان در ۵ کیلومتری زاینده رود شروع شد. همانطور انتظار میرفت آغاز کارهای ساختمانی در ابعاد بسیار وسیع و گسترده، بازارکار چشمگیری بوجود آورد و سیل عظیم نیروی کار اعم از مهندس، تکنسین در رشته های مختلف مثل ساختمان، برق، مکانیک وغیره، کارگر ماهر و ساده وعوامل خدمات گوناگون بسوی اصفهان سرازیر شدند و با حقوق های رضایتبخش و مزایای مختلف از جمله بیمه درمانی باستخدام کارخانه ذوب آهن در حال تاسیس در آمدند و مشغول کار شدند. از پدیده های جالب این اشتغال زايی در ایران ۳۵ میلیونی آن زمان این بود که بسیاری از مهندسین و تکنسین ها و کارگران ماهر به دلیل بالا بودن حقوق و مزایا ی کار در ذوب آهن اصفهان، از کار در شرکت های ساختمانی خصوصی مختلف دیگر استعفا میدادند و به ذوب آهن اصفهان می پیوستند و با این هجوم گسترده نیروی انسانی کمبود مسکن در شهر اصفهان و حتی روستاهای نزدیک به کارخانه مشهود بود. بهمین دلیل کرایه مسکن در شهر اصفهان بشدت افزایش پیدا کرده بود و اغلب بدشواری یافت میشد و حتی قیمت خانه و آپارتمان نیز افزایش محسوسی نشان میداد و ازطرفی بطور چشم گیری باعث رونق اغلب کسب و کارها شده بود، بطوریکه به تعداد رستوران و هتلها و مسافرخانه و سایر مشاغل مانند خواربار و میوه فروشی، نانوائی ها و خدمات شهری روز به روز اضافه میشد. این در حالی بود که هم در جوار کارخانه و هم در فاصله ۵ کیلو متری کارخانه برای اسکان موقت و دائمی کارکنان، کار شهرسازی نیز با سرعت در جریان بود. البته با تاسیس ذوب آهن و به دنبال آن، اشتغالزايی گسترده فقط محدود به اصفهان نمیشد و با توجه به نیاز کارخانه به زغال سنگ (کک شو) و سنگ آهن برای تبدیل آن به چدن و سپس فولاد برای دوره راه اندازی و بهره برداری، معادن مختلف سنگ آهن و زغال سنگ در شهرهای بافق، طبس، کرمان، زیرآب، گلستان، سمنان و چند شهر دیگر که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته بود با استفاده از نیروی قابل توجه بین ۱۰ تا ۱۵ هزار کارگران وتکنسینها ومتخصصین و مهندسین معدن، مورد اکتشاف و بهربرداری جهت حمل آنها به کارخانه قرارگرفت، بطوریکه در سال ۱۳۵۱ زمان راه اندازی و بهره برداری و شروع طرح توسعه، جمعا حدود ۳۵ تا ۴۰ هزار نیروی انسانی در مجتمع عظیم صنعتی ذوب اهن و معدن تابعه مشغول کار بودند . در قرارداد مربوط به تاسیس ذوب آهن که با نظر و همکاری کارشناسان روس و ایرانی تهیه شده بود هیچ مورد فنی، مهندسی و آموزشی و حتی خدماتی مانند ایجاد رستوران های متعدد در کارخانه و باشگاه تفریحی و مسکن موقت و دائم وجود نداشت و این خدمات و تاسیسات حاصل سالها تجربه روسها در ساختن کارخانه های متعدد ذوب آهن در کشور خودشان و در کشورهای دیگر بویژه در کشور هندوستان بود. از موارد مهم قرارداد، اعزام تعداد زیادی از مهندسین و تکنسینهای ایرانی در رشته های گوناگون در چند نوبت گروهی به کشور هندوستان و اتحاد شوروی بود که پس از کارآموزی و گذراندن دوره های تخصصی ۶ ماه تا یکسال در کارخانجات اتحاد شوروی و هندوستان و مراجعت به ایران، از زمان راه اندازی و شروع بهره برداری به بعد کلیدی ترین قسمتهای فنی کارخانه را مدیریت و راهبری کردند. (خود من از جمله افراد اعزام شده به هندوستان برای دیدن دوره بودم.) البته این کارآموزان قبل از عزیمت، در کلاسهای تقویت زبان انگلیسی برای اعزام به هندوستان و یاد گیری زبان روسی جهت اعزام به کشور اتحاد شوروی، شرکت میکردند. ساخت و ساز این مجتمع عظیم صنعتی که با تولیداتی مانند تیرآهن های گونگون و ریل راه آهن و انواع میله گرد وغیره که تا قبل از آن از خارج وارد میشد و میلیاردها دلار ارز از کشور خارج میشد، تحول شگرفی در صنعتی شدن و توسعه و آبادانی کشور بوجود آورد. کارهای ساختمانی و اجرائی این پروژه عظیم در سال ۱۳۴۶ شروع و در اول دیماه ۱۳۵۰ با افتتاح کارگاه های عظیم کوره بلند، کک سازی و آگلومراسیون، کارخانه به بهره برداری اولیه رسید و در دیماه ۱۳۵۱ با آغاز تولید فولاد در مجتمع بزرگ فولاد سازی و نورد با ظرفیت ۵۵۰ هزار تن در سال (طرح توسعه ۲ میلیون تن در سال) به بهره برداری کامل رسید و بالاخره در ۲۵ اسفند ۱۳۵۱ خواست مردم ایران برای داشتن کارخانه ذوب اهن تحقق یافت. آرزوئی که به قبل از جنگ جهانی دوم باز می گشت و کشورهای غربی، بویژه آمریکا مانع تحقق آن شده بودند. در مراسم افتتاح کارخانه کاسیگین نخست وزیر وقت اتحاد شوروی و دخترش و محمد رضاشاه شرکت کردند. این مجتمع عظیم صنعتی در ایران ۳۰ میلیونی با امکانات فنی و تخصصی و تجربی بسیار محدودی که در رژیم گذشته نسبت به امروز وجود داشت، ظرف مدت کمتر از ۵ سال ساخته شد و به بهره برداری رسید ولی سرنوشت ۱۰۰ کیلومتر جاده ریلی رشت- آستارا که قرار است جاده ترانزیتی شمال و جنوب را در جمهوری اسلامی بهم وصل کند واز محل عبور ترانزیت قطار، چندین میلیارد دلار نصیب ایران شود و یا قراداد ۴۰۰ میلیارد دلاری همکاریهای چین و ایران پس از این همه سال هنوز نا معلوم است و این دلیلی ندارد جز اینکه بخشی از دولتمردان رژیم گذشته واقعا به منافع ملی و توسعه و آبادانی ایران بی توجه نبودند. حتی اگر متمایل به غرب بودند و رابطه با غرب را به رابطه با شوروی ترجیح میدادند.
تلگرام راه توده:
|