|
در انتظار نبرد آخر برای تثبیت جانشینی |
|
گزارش زیر دریافت شده و برای انتشار، بخش هائی از آن حذف و یا با توجه به حساسیتی که وجود دارد اصلاح و ویراستاری شده است: من معمولا برنامه های سیما را می بینم. مخصوصا مزخرف ترین آنها یعنی بیست و سی را. صدا وسیما، رسما شده، رسانه کمک به براندازی! مخصوصا همین برنامه پوپولیستی بیست وسی ! یکی از همکاران که از دوستان قدیمی است هر روز از اسلامشهر در جنوب غرب تهران به اداره می آید و در رفت وبرگشت، مسافرکشی می کند و تمام اخبار و شایعات روز را از حفظ است. طرفدار خمینی بود. بعدها احمدی نژادی شد. حالا مدام به از صدر تا ذیل را ناسزا می گوید. دیگری، کار پردازمان است که از جنوب شرق تهران می آید و در طول روز با موتور سیکلت در شهر جابجا می شود و خبرهای سطح شهر را می آورد. پسر برادرش پاسدار رده بالاست و معمولا خبرهائی از درون بر و بچه های سپاه دارد. از مجموعه خبرها و نظراتی که از درون بدنه سپاه و فرماندهان نقل می کند اینگونه بر می آید که همین تقسیمات و دسته بندی های سیاسی موجود در جامعه، در تمام ارتش و سپاه هم هست. اینطوری نیست که مثلا، «بدنه»، یک جور است و « فرماندهی»، یک جور دیگر! خیر در میان فرماندهان هم همان دسته بندی هائی وجود دارد که در بدنه وجود دارد و در جامعه وجود دارد. همین که حکومت در مجموع توانسته لنگان لنگان پیش برود و حوادث کودتائی روی ندهد، به دلیل همین «یکدست» نبودن بالائی ها و مخصوصا در سپاه است. با کمال تعجب و تاسف جمع زیادی از آنهایی که از «بدنه» سپاه می ریزند، « من و تو» ئی میشوند! در سپاه هم مانند جامعه در باره ترورهای دو جنگ 12 روزه و 40 روزه رمضان، علاوه بر نفوذ عوامل موساد شایعات جریان دارد اما به نظرم، پرونده این ترورها را فعلا نمیتوان باز کرد مگر اطلاعات دقیق و رسمی انتشار یابد. در بدنه سپاه پر نفوذ ترین فرمانده قاسم سلیمانی بود که ترور شد. نه بعد از ترور بلکه پیش از ترور. بعد از سلیمانی نفوذ اول را سرلشگر باقری رئیس ستاد نیروهای مسلح داشت که در ابتدای جنگ 12 روزه ترور شد. دسته بندی توام با رقابت برای قدرت و درجه و گرفتن پست فرماندهی در میان فرماندهان سپاه هم وجود دارد اما سعی می کنند بروز علنی نکند. پیش از دو جنگ 12 روزه و 40 روزه هم بحث هائی درباره رهبری جانشین آهسته و زیر لبی در میان فرماندهان و هم در بدنه سپاه وجود داشت. در مجموع یک نوع ترس از خونریزی بر سر جانشینی وجود داشت که هنوز هم دارد. خیلی ها به شوخی و با اشاره به عربستان و قدرت توام با خشونت و توطئه بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی، اسم مجتبی خامنه ای را گذاشته بودند "بن مجتبی". در میان فرماندهان بحث جانشینی عمدتا بر محور خلق و خوی خشن مجتبی دور می زد و تصفیه هائی که در صورت رهبر شدن او در سپاه آغاز خواهد شد. این بحث اکنون هم که او ظاهرا از مرگ نجات یافته و رهبر شده وجود دارد. ستاره اقبال امثال قالیباف هم دوام نخواهد آورد.
در باره آینده حزب:
هر حزب چپ جدی که در آينده ايران به صحنه بیاید نمی تواند در برابر نوع نگاه حزب توده ایران به جامعه و حرکت در بستر سیاسی آن مقاومت کند و اگر چنین کند بقول معروف "یخش نخواهد گرفت". این را مخالفان و دشمنان حزب توده ایران و مشی و سیاست تاریخی آن اعتراف می کنند. حتی همین حزب تمدن نوین اسلامی که تشکیل شده هم چاره ای نداشت جز نزدیک شدن به همان مشی سیاسی حزب توده ایران دربرابر تحولات کشور و مخالفان آنها نیز بلافاصله تبلیغات علیه آنها را با برچست توده ای شروع کردند. در حالیکه رهبران این حزب مسلمان دو آتشه هم هستند. حالا این احتمال که نام آن حزب توده ایران نباشد و نام دیگری داشته باشد هم محتمل است که باید دید در چه شرایطی چنین امکانی برای چپ مارکسیست ایران فراهم می شود. آنچه که فعلا شاهدیم یک نوع گرایش به سیاست های حزب توده ایران در مقاطع مختلف در میان نسل جوان متمایل به چپ و مارکسیسم و نوعی تجدید نظر در نگاه بخشی از حکومتیان سالهای اولیه انقلاب نسبت به حزب است که گوشش به تبلیغات حکومتی بدهکار نیست و خود در جستجوی واقعیات گذشته و یافتن هویت است. ما در اینجا، نه تنها در جلسات گسترده دانشگاهی و دانشجوئی بلکه در میان محققان و اساتید و روشنفکران جدید جامعه هم شاهدیم بی آن که تمایل به فعالیت سیاسی داشته باشند. همه چیز موکول به آینده و شرایط است. یک نمونه را برایتان می نویسم: دوست جوانی دارم که در این دو- سه سال اخیر هوادار حزب شده. دانشجوی پزشکی است، با سوادی کم نظیر! هر زمان من را می بیند با حسرت از نبود حزب توده ایران در صحنه امروز ایران سخن می گوید. این نوع افراد در میان جوانان کم نیستند. همین نمونه ها ثابت می کند که «گفتمان حزب توده ایران»، در وضعیت کنونی کشور، بیشترین استعداد را برای ترویج و پذیرش در جامعه دارد. از جمله به این دلیل که بیشترین انطباق را با واقعیت های عینی جامعه و تجارب توده ها دارد. ترویج این « گفتمان» و گفتمان های مشابه و همسایه از آنجا که فاقد ماهیت تشکیلاتی - حزبی است، ضمن آنکه حساسیت برانگیز نیست، در عین حال تار و پود تشکیلات آلترناتیو فردا را می بافد. ما نمی دانیم که این فردا کی می رسد اما می دانیم که عجله سازمانی ضرورت ندارد. در این مورد، همه چیز معطوف است به وضعیت سیال و تناسب قوای دائما در حال تغییر داخلی، منطقه ای و بین المللی. تکاپوهای خارج از کشور برای «حزب سازی» ( ولابد «پیروزی در کسب هژمونی» جنبش چپ ) در داخل کشور نه تنها جدی گرفته نمی شود، بلکه در جمع ها و محافل متمایل به چپ، به شوخی برگزار می شود، زیرا هیچ ارتباطی به اوضاع داخلی و مسايل مبتلا به مردم ایران ندارد!
تلگرام راه توده:
|