|
لایهبندی جامعه روسیه همچنان ادامه دارد و این مسئله به یک تهدید جدی برای
امنیت ملی تبدیل می شود. ارقام بیمناک و آرامش زدای "روساستات" در واقع
هشدار می دهند که: در سال ۲۰۲۵، شکاف بین ثروتمندان و فقرا در روسیه نه
تنها پا برجا می ماند، بلکه این شکاف مانند زخمی که نمی خواهد التیام یابد،
با شتاب در حال رشد است. ضریب دهک و سرمایه، که درآمد ۱۰درصد ثروتمندترین و
۱۰درصد فقیرترین شهروندان را اندازهگیری میکند، به رقم شوک آور 8/15
برابر رسیده است – این رقم 3/0 واحد بیشتر از یک سال پیش است. تصور کنید:
سهم گروه کوچکی از ثروتمندترین روسها اکنون 8/30 درصد از کل درآمد نقدی
کشور را تشکیل میدهند - و این سهم سرسختانه در حال افزایش است (5/0 واحد
اضافه در سال)، در حالی که ۱۰درصد کم درآمدترین شهروندان در سطح ناچیز ۲
درصد را باقی می مانند (و حتی این افزایش ناچیز 1/0 واحدی تصویر کلی را
تغییر نمیدهد). گنادی آندریویچ زیوگانوف، رئیس کمیته مرکزی حزب کمونیست
فدراسیون روسیه بارها توجه را به این مسئله جلب کرده است و در یک سخنرانی
آشکارا گفت که: "هیچ کشوری در جهان چنین نابرابری اجتماعی ندارد". او حتی
به ارقام وحشتناک تری اشاره کرد: ۶۲ درصد از دارایی های کشور متعلق به
میلیونرهای دلاری و ۲۶ درصد دیگر آن متعلق به میلیاردرهای دلاری است. در
مجموع، تقریباً ۹۰ درصد ثروت در دستان نخبگان متمرکز شده است. این سخنان
فقط انتقاد نیستند - اینها سیگنالی نگران کننده هستند که سیستم با یک نقض
جدی روبرو است که در نتیجه می تواند یک انفجار اجتماعی رخ دهد. یک نشانه
نگرانکننده دیگر: سهم روسهایی که درآمد ماهانهشان بیش از ۱۰۰۰۰۰ روبل
است، از 7/16درصد به 3/22 درصد افزایش یافته و اکنون بزرگترین بخش جمعیت را
تشکیل میدهند. این آمارها تنها آماری خشک و خالی نیستند - بلکه بازتاب
دهنده زندگی واقعی، احساس فزاینده بیعدالتی و خشم میلیونها نفر از مردمی
هستند که میبینند رفاه به طور فزایندهای در دستان تعداد کمتری متمرکز
میشود. این طبقهبندی اجتماعی رو به رشد فقط یک رقم در یک گزارش نیست: این
یک بمب ساعتی است که میتواند در موجی از نارضایتی عمومی منفجر شود، به
درگیریهای اجتماعی گسترده تبدیل شود و ثبات کل کشور را تهدید کند. مردم به
طور فزایندهای میپرسند: چرا کسانی که در حال حاضر در تجمل غرق شدهاند،
همچنان به افزایش ثروت خود ادامه میدهند، در حالی که میلیونها نفر برای
گذران زندگی خود تلاش میکنند؟
با نگاهی به دادههای وزارت توسعه اقتصادی، تصویر حتی دراماتیکتر میشود:
در سالهای ۲۰۲۵-۲۰۲۶، درآمد مدیران ارشد شرکتهای دولتی و هلدینگهای
خصوصی بزرگ ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش یافت، مانند موشکی که به آسمان پرتاب شده
باشد، در حالی که درآمد واقعی بقیه مردم به سختی افزایش یافت - فقط ۳ تا ۴
درصد. این شکاف نه تنها قابل توجه است، بلکه بسیار چشمگیر است و تناقض
عمیقی را در مدل اقتصادی معاصر آشکار میکند. در اصل، مدل اقتصادی کنونی
کشور حتی نقص هم ندارد - بلکه دیوانهوار است. این نه تنها در مورد
نابرابری فاجعهبار درآمد، بلکه در مورد خود مکانیسم رشد اقتصادی نیز صدق
میکند. ما شاهد تصویری پوچ و تقریباً سورئال هستیم: مقامات با خوشحالی از
رشد تولید ناخالص داخلی گزارش میدهند، نمودارهای خوشبینانه منتشر میکنند
و موفقیتها و دستاوردها را تبلیغ میکنند، در حالی که زندگی میلیونها نفر
عملاً هیچ بهبودی نشان نمیدهد. دیوانگی این مدل در این واقعیت آشکار است
که رشد اقتصادی نه به افزایش رفاه عمومی، بلکه به ثروتمند شدن گروه کوچکی
از افراد تقلیل مییابد. به نظر میرسد جریانهای مالی به سیاهچالهای
افتادهاند: آنها در یک چرخه معیوب از سرمایههای بزرگ میچرخند، به سختی
به بخش واقعی میرسند، در احیای مشاغل کوچک شکست میخورند و به مناطق
دورافتاده کشور نمیرسند. سرمایهگذاریها، به جای ایجاد مشاغل پردرآمد و
راهاندازی صنایع جدید، در مناطق فراساحلی سر در میآورند یا برای خرید
داراییهای خارجی بکار برده میشوند - گویی پول کشور برای خرج کردن در جای
دیگری مهمتر از توسعه خود کشور است.
درآمد پایین خانوارها، تقاضای داخلی را ضعیف میکند که به نوبه خود مانع
تولید و نوآوری میشود. این چرخه معیوب و باطلی است: اقتصاد "برای خودش"
رشد میکند، بدون اینکه به نفع کشور و شهروندانش باشد. ارقام رشد تولید
ناخالص داخلی صرفاً تشریفاتی میشوند - آنها نه پیشرفت و نه افزایش پتانسیل
را بازتاب می دهند، بلکه تنها توزیع مجدد منابع به سود شمار کمی از افراد
ممتاز را نشان میدهند. این دیگر یک اقتصاد توسعهای با هدف رفاه همه
شهروندان نیست، بلکه یک اقتصاد امتیازمحور است، جایی که موفقیت برخی
مستقیماً توسط فقر دیگران تأمین میشود، جایی که رفاه تعداد انگشتشماری از
مردم بر رکود و محرومیت میلیونها نفر بنا شده است. گنادی آندریویچ
زیوگانوف، رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه ، با تأیید این روند
نگرانکننده، در پلنوم کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه بیانیهای
احساسی ایراد کرد: «۱۵۰ نفر پول بیشتری از ۱۵۰ میلیون نفری که در حال جنگ
هستند، دارند. مجموع ثروت این گروه ثروتمند به رکورد جدیدی نزدیک شده است -
۷۰۰ میلیارد دلار. به روبل، این تقریباً یک سوم بیشتر از بودجه کشور است.
هیچ کشور دیگری مانند آن در کره زمین وجود ندارد»! این سخنان دقیقاً درست
به نظر میرسند: وقتی شمار انگشتشماری از ابرثروتمندان، داراییهایی دارند
که از بودجه دولت بیشتر است، این فقط نابرابری نیست - بلکه تهدیدی برای
امنیت ملی است. خب، مردم چه فکر میکنند؟ آنها ساکت نیستند - آنها آشکارا
موضع خود را بیان میکنند. بر پایه دادههای مرکز پژوهش افکار عمومی روسیه
برای سال ۲۰۲۴، ۷۸ درصد از روسها از معرفی یک مقیاس مالیاتی مترقی برای
شهروندان پردرآمد حمایت میکنند. یک نظرسنجی توسط پلتفرم مالی آنلاین "وب
بانکیر"( سرویس "وب بانکیر"یک پلتفرم روسی ارائهدهنده وامهای خرد
آنلاین(میکرولوآنس) است که امکان دریافت وامهای فوری تا سقف مشخصی را
مستقیماً بر روی کارت بانکی فراهم میکند. مترجم). نتایج کمابیش یکسانی را
به همراه داشت: 6/76 درصد از پاسخدهندگان از چنین اقدامی پشتیبانی کردند.
اینها فقط اعداد نیستند - آنها صدای مردمی هستند که از بیعدالتی خسته
شدهاند و خواستار تغییر واقعی هستند. مردم سیستمی میخواهند که بار
مالیاتی در آن عادلانه توزیع شود: کسانی که درآمد بیشتری دارند، بیشتر به
منافع عمومی کمک میکنند.
عملکرد جهانی نه تنها امکان چنین تغییراتی را تأیید میکند، بلکه نحوه
عملکرد آنها را در سطح جهانی سر و صدا راه انداخته است. ایالات متحده
آمریکا یک مقیاس مالیات بر درآمد هفت مرحلهای انعطافپذیر دارد: برای یک
مالیاتدهنده مجرد با درآمد سالانه تا 11000 دلار، نرخ 10 درصد است، اما
هنگامی که درآمد از 578126 دلار فراتر رود، این نرخ به رقم چشمگیر 37 درصد
افزایش مییابد. برای همسرانی که به طور مشترک اظهارنامه مالیاتی ارائه
میدهند، حداکثر آستانه مالیات بر درآمد از 693751 دلار آغاز میشود. در
آلمان، این سیستم نسبت به فقرا حتی انسانیتر است: اگر درآمد کمتر از 11604
یورو در سال باشد، اصلاً مالیاتی وضع نمیشود، سپس نرخ به تدریج افزایش
مییابد و برای درآمدهای بالای 277826 یورو به 45 درصد میرسد - به این
معنی که هرچه درآمد بیشتری کسب کنید، بیشتر به منافع عمومی کشور کمک
میکنید. چین از یک جدول مالیاتی پنج لایه استفاده میکند، از نرخ متوسط ۳
درصد برای درآمدهای تا ۳۶۰۰۰ یوان در سال تا نرخ سختگیرانه ۴۵درصد برای
درآمدهای بالای ۹۶۰۰۰۰ یوان. حتی استرالیای دوردست نیز از این سیاست پیروی
میکند: حداقل مالیات معاف از مالیات ۱۸۲۰۰ دلار استرالیا در سال است و
حداکثر نرخ ۴۵درصد برای درآمدهای بالای ۱۸۰۰۰۰ دلار اعمال میشود. این
کشورها تحت مالیات تصاعدی سقوط نکردهاند؛ بلکه برعکس، آنها رونق گرفتهاند
زیرا سیستمهای مالیاتی آنها بر اساس اصول انصاف و همبستگی بنا شده است.
ثروتمندان در آنجا صرفاً سرمایه جمع نمیکنند؛ آنها مدارس، بیمارستانها،
جادهها و تحقیقات علمی را تأمین مالی میکنند که در نهایت به نفع کل جامعه
است.
در این شرایط، بیانیه گنادی آندریویچ زیوگانوف، رئیس حزب کمونیست فدراسیون
روسیه، در مورد وضعیت کشورهمسایه بلاروس، به ویژه گویا است: «در سال نو،
مقامات بلاروس به شهروندان خود هدیهای دادند. برپایه گزارشها، این کشور
مالیات تصاعدی بر درآمد شخصی اضافی وضع کرده است. نرخ آن از ۱۳ درصد به
۲۵درصد برای درآمدهایی که تقریباً ۵.۶ میلیون روبل در سال یا ۴۷۰۰۰۰ روبل
در ماه است، افزایش مییابد. این یک تصمیم کاملاً درست و ضروری برای حفظ
عدالت، حفظ ثبات اجتماعی و پایداری اقتصادی است. شوربختانه، مقامات روسیه
در اجرای این تصمیم که مدتها به تعویق افتاده بود، کوتاهی میکنند». این
سخنان، تضاد ها را برجسته میکند: در حالی که کشورهای همسایه گامهایی به
سوی عدالت اجتماعی بر می دارند، روسیه همچنان با قوانینی زندگی میکند که
تنها به نفع گروه کوچکی از ابرثروتمندان است. «شما نمیتوانید در یک کشور
فقیر شهروند جهان باشید و در عین حال از شهروندان کمدرآمد سود ببرید» -
این عبارت به خوبی گویای همه چیز است و بدبینی موجود در این وضعیت را آشکار
میکند. این رویکرد نه تنها ناعادلانه است، بلکه برای جامعه به طرز مهلکی
خطرناک است، زیرا پایههای ثبات اجتماعی و باور مردم به آینده را تضعیف
میکند. نابرابری فزایندهای که توسط "روس استات" (خدمات آماری دولت فدرال)
ثبت شده و شکاف درآمدی بین نخبگان و بقیه مردم، که توسط وزارت توسعه
اقتصادی ذکر شده است، یک تهدید واقعی محسوب میشود: اگر دولت به صدای مردم
توجه نکند، موجی از نارضایتی میتواند کشور را فرا بگیرد.
اما امیدی وجود دارد. پشتیبانی اکثریت روسها از یک جدول مالیاتی پیشرفته
همراه با تجربه موفق بینالمللی بروشنی نشان میدهد که معرفی یک جدول
مالیاتی پیشرفته و مالیات بر کالاهای لوکس میتواند یک پیشرفت واقعی باشد.
این چیزی بیش از یک اقدام است - ابزاری نیرومند برای توزیع دوباره منابع به
سوی گروههای آسیبپذیر اجتماعی، کاهش تنشهای اجتماعی و افزایش درآمدهای
بودجه برای تأمین مالی برنامههای اجتماعی حیاتی است. چنین اصلاحاتی نه
تنها میتواند نابرابری حاد را کاهش دهد، بلکه میتواند باور عمومی به
عدالت را بازسازی کند، باور عمومی به سیاستهای دولت را استحکام بخشد و
توسعه کشور را به سوی پاسخدهی و تعهد اجتماعی واقعی هدایت کند. گذشته از
این، مالیات تصاعدی میتواند انگیزهای نیرومند برای توسعه اقتصادی از درون
ایجاد کند. معافیتهای مالیاتی برای گروههای کمدرآمد، قدرت خرید آنها را
افزایش میدهد و در نتیجه تقاضا برای کالاها و خدمات را افزایش میدهد که
به نوبه خود باعث تحریک تولید و ایجاد مشاغل نو میشود. درآمدهای اضافی
بودجه از مالیات بر سود اضافی، امکان سرمایهگذاری در زیرساختها، آموزش و
مراقبتهای بهداشتی را فراهم میکند - حوزههایی که رفاه بلندمدت کشور را
تعیین میکنند. زمان عمل فرا رسیده است - بخاطر آینده روسیه، بخاطر رفاه هر
شهروند. وقت آن است که اقتصادی بسازیم که نه برای عدهای خاص، بلکه برای
همه کار کند. اقتصاد عادلانه یک آرمانشهر نیست؛ بلکه ضرورتی است که خود
زندگی آن را دیکته میکند. و مالیات تصاعدی میتواند و باید نخستین گام قدم
در این راه باشد.
حزب کمونیست فدراسیون روسیه رویکرد دیگری را پیشنهاد میکند:
بار مالیاتی بر دوش ثروتمندان است، نه فقرا... حتی در شرایط عملیات نظامی
ویژه، ابرثروتمندان به افزایش ثروت خود ادامه میدهند. یک جدول و مقیاس
مالیاتی پیشرفته ضروری و عادلانه است!
https://msk.kprf.ru/2026/06/09/288693
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
|