|
افریفا سرگئی کاژمیاکین- روزنامه پراودا ترجمه آزاده اسفندیاری |
|
در جمهوری دموکراتیک کنگو، ایالات متحده می خواهد ذخایر مهم استراتژیک را
کنترل
کند، در حالی که مقامات کنیا و تانزانیا به دنبال سود بردن از درگیری بین
ایالات متحده و چین هستند. اما وقتی همین اتفاق در «جنوب جهان» رخ می دهد، علاقه فوراً از بین می رود. نه فروپاشی امپراتوریهای استعماری و نه پیروزی نمایشی حقوق بشر، نگرشها را نسبت به مردم آفریقا و آسیا تغییر نداده است. از نظر مراکز قدرت غربی، آنها همچنان شهروندان درجه دو محسوب می شوند. این امر، گسترش (کشورها) را توجیه می کند، گسترشی که نه به عنوان غارت، بلکه به عنوان یک «ماموریت متمدن سازی» به تصویر کشیده می شود.
بیش از نیم قرن پیش، پاتریس لومومبا، قهرمان مبارزه آزادی بخش کنگو، علیه
این رویکرد
زبان به گفتن گشود.
وقایع پیرامون اعلام استقلال از بلژیک به طور گسترده
مطرح
شد. به محض ورود او به لئوپولدویل (کینشاسا امروزی)، شاه بودو اول،
از دوران استعمار ستایش کرد، که به ادعای او روشنگری و فرهنگ را برای مردم
به ارمغان آورده بود. نخست وزیر لومومبا،
در پاسخ گفت که جنایات اشغالگران را فهرست کرده و با فریاد خشمگینانه ای
به پایان رسانده است:
«ما
دیگر میمونهای شما نیستیم!»
متأسفانه، این کلمه هنوز بر زبان نیامده است. جمهوری دموکراتیک کنگو (DRC)
همچنان بار وابستگی نواستعماری را به دوش می کشد و منابع آن به نفرینی
برای
116
میلیون نفر جمعیت
آن
تبدیل شده است. ارزش منابع معدنی آن
24
تریلیون دلار آمریکا تخمین زده می شود. این کشور در زمینه کبالت، تانتالوم
و نیوبیوم - فلزات ضروری برای الکترونیک مدرن - در جهان
مقام اول را دارد.
علاوه بر این، ذخایر تنگستن و طلا و همچنین موقعیت مرکزی کشور نیز وجود
دارد. قوام نکرومه، فیلسوف مارکسیست و اولین رئیس جمهور غنا، گفت: «کنگو
قلب آفریقا است. هر زخمی که بر کنگو وارد شود، زخمی برای تمام آفریقا است.» رهبری جمهوری دموکراتیک کنگو که به تنهایی قادر به مدیریت اوضاع نبود، به ایالات متحده روی آورد. فلیکس تشیسکدی، رئیس جمهور این کشور در نامه ای به دونالد ترامپ، دسترسی به کبالت، لیتیوم و تانتالوم را در ازای حمایت در مبارزه با شورشیان وعده داد. کاخ سفید طبق معمول پاسخ مثبت داد. رهبران جمهوری دموکراتیک کنگو و رواندا به محض ورودشان به واشنگتن، توافقی «در باره صلح و رفاه» امضا کردند. ترامپ با افتخار گفت: «من به یک جنگ چند دهه ای پایان دادم. آنها به من گفتند: خواهش می کنم، اگر شما بیایید و منابع معدنی ما را به دست آورید، خوشحال می شویم. و این دقیقاً همان کاری است که ما قرار است انجام دهیم.» اگرچه جنگ ادامه یافت، اما پس از آنکه ایالات متحده یک توافق نامه همکاری استراتژیک از کینشاسا به دست آورد، شروع به تصاحب منابع این کشور کرد. شرکت ویرتوس مینرالز ذخایر کبالت و مس را از شرکت محلی شماف، به دست گرفت. گلنکور، یک شرکت سوئیسی که در استخراج همین فلزات فعالیت دارد، 40 درصد از داراییهای کنگو را صاحب شد. در عوض، یک شرکت استرالیایی، سهام خود در معدن لیتیوم مانونو را به گروه کوبولد واگذار کرد که توسط برخی از بزرگترین بزرگان تجاری آمریکا، از جمله جف بزوس و بیل گیتس، حمایت می شود... کشورهای دیگری مانند تانزانیا نیز به این رقابت شدید کشیده می شوند. در مقایسه با جمهوری دموکراتیک کنگو، تانزانیا الگویی از ثبات به حساب می آید. در بیش از 60 سال استقلال، نه کودتایی رخ داده و نه جنگ داخلی؛ این کشور توسط حزب انقلابی اداره می شود که توسط اولین رئیس جمهور آن، جولیوس نایرره، تأسیس شده است. اما حتی در اینجا نیز اسرار تاریکی پنهان است. اولین حاکمان، بانکها، صنایع و مزارع را ملی کرده و یک اقتصاد برنامه ریزی شده را معرفی کردند. اعلامیه آروشا در سال 1967 سیاست «اوجاما» - «سوسیالیسم آفریقایی» - را تثبیت کرد. در این سند آمده است: «کشوری که جامعه اوجاما را ساخته است، کشور کارگران است: نه سرمایه داری را می شناسد و نه فئودالیسم را.»
در دهه
1990،
حزب انقلابی روحیه انقلابی خود را از دست داد. تانزانیا،
اصلاحات لیبرالی را تحت نظارت صندوق بینالمللی پول آغاز کرد. معادن خصوصی
شده
و به دست سرمایه های بریتانیا، کانادا، استرالیا و آفریقای جنوبی افتاد.
به عنوان مثال، شرکت کانادایی باریک،
ذخایر طلا را به دست آورد. گذشته از یک بورژوازی کمپرادور کوچک، این امر
هیچ درآمدی برای کشور به همراه نداشت. چهل و سه درصد از جمعیت زیر خط فقر
بینالمللی (2.15
دلار آمریکا در روز) زندگی می کنند. در همین زمان، ثروت محمد دوجی، که
سهامی در صنعت، کشاورزی و تجارت دارد، به
2.2
میلیارد دلار آمریکا رسید. در حالی که پکن، از طریق وانگ یی، وزیر امور خارجه این کشور«اعتماد کامل به رهبری و نهادهای کشور برای مدیریت مستقل امور داخلی خود» را ابراز کرد، ایالات متحده در باره «قابلیت اعتماد به دولت تانزانیا به عنوان یک شریک» ابراز تردید کرد. با این حال، اندکی پس از آن، اندرو لنتز، سفیر ایالات متحده، با رئیس جمهور حسن، دیدار و اعلام کرد که ایالات متحده به رابطه ای نه بر اساس وابستگی به کمک های توسعه ای (اشارهای آشکار به چین)، بلکه بر اساس «رفاه متقابل» متعهد است. رئیس جمهور از واشنگتن خواست تا با گسترش پروژههای موجود، سرمایه گذاری را افزایش دهد. شرکت آمریکایی شل، در حال حاضر به طور مشترک با شرکت نروژی اکوئینور، گاز طبیعی تولید می کند. ساخت یک مجتمع 43 میلیارد دلاری گاز طبیعی در مراحل برنامه ریزی است... در بهار، تانزانیا رزمایش نظامی «رضایت تضمین شده 2026» را با پنتاگون انجام داد. کنیا، نیز در تلاش است تا جایگاه خود را در هر دو طرف حفظ کند. این کشور تعدادی توافق نامه ای را با چین امضا کرده است. پکن، خط آهن نایواشا-مالبا را که کنیا را به اوگاندا و جمهوری دموکراتیک کنگو متصل می کند و همچنین بزرگراه ریرونی- مائو را خواهد ساخت. این همکاری نزدیک که پیش از این برای کنیا ارتباطات حمل و نقل مدرن، پایانه های بندری و تأسیسات صنعتی فراهم کرده است، ادامه خواهد یافت.
توسعه اقتصادی کنیا به شدت به چین وابسته است، به همین دلیل است که رهبری
این کشور روابط خود را با دشمنان استراتژیک خود
توسعه می دهد.
ایالات متحده در حال گسترش پایگاه نظامی خود، کمپ سیمبا، ساخت یک باند
فرودگاه جدید و سایر تأسیسات است. کریستوفر لاندو، معاون وزیر امور خارجه
ایالات متحده، در مراسم کلنگ زنی گفت: «این
عمل
یک سیگنال بسیار قوی به دشمنان بالقوه ما می فرستد.» اروپاییها دارند سوار بر موج حرص و آز آمریکا می شوند. کنیا میزبان اجلاس فرانسه-آفریقا بود، جایی که امانوئل مکرون متعهد به پرداخت 23 میلیارد یورو برای توسعه این قاره شد. اما همه از این سخنان زیبا هیجان زده نشدند. جنبشهای مترقی یک اجلاس متقابل ترتیب دادند و اعلام کردند که غرب در حال پنهان کردن استعمار مجدد با ابتکارات زیست محیطی و کمکهای مالی است. توافق نامه سلامت با ایالات متحده باعث نارضایتی گسترده شد. اتحادیهها استدلال می کنند که کنیا در حال واگذاری کنترل استراتژیک بر بخش بهداشت و تسلیم شدن در برابر شرکت های دارویی خارجی است. برنامه های واشنگتن برای ساخت یک مرکز قرنطینه برای بیماران ابولا، باعث نا آرامی شده است. افزایش قیمتها و خشکسالی که دو میلیون نفر از ساکنان این کشور را در معرض گرسنگی قرار می دهد، تنش ها را تشدید می کند. چهل درصد از جمعیت زیر خط فقر زندگی می کنند. در این زمینه، مقامات برای دریافت بسته کمکی جدید به صندوق بینالمللی پول روی آورده اند. مقامات به طور فزاینده ای نا امن، سرکوب خود را رقم می زنند. در ماه فوریه، بوکر اومول، رئیس حزب کمونیست مارکسیست کنیا، ربوده شد و با اتهامات پوچی روبرو گردید، از توطئه برای شورش و نگهداری غیرقانونی سلاح گرفته تا ارتباط با کارتلهای مواد مخدر ونزوئلا. پس از آنکه بی اساس بودن این اتهامات ثابت شد، این سیاستمدار که با او بد رفتاری شده بود با قرار وثیقه آزاد شد، اما دستگیری کمونیستها همچنان ادامه دارد. حاکمان مستعمرات سابق با مانور بین قدرتها، وضعیت وابستگی کشورهای خود را بیشتر می کنند.
https://gazeta-pravda.ru/issue/73-31854-1013-iyulya-2026-goda-/pravo-na-dostoinstvo/
|