راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

دیدارهای امنیتی

پشت درهای بسته

حزب کمونیست فدراسیون روسیه

ترجمه- کیوان خسروی

     

در پایان ماه اوت، خبری منتشر شد که پرسشهای مشروعی را مطرح می‌کرد. سرگئی ناریشکین، رئیس سرویس اطلاعات خارجی روسیه، آشکارا دیدار خود با مدیر سازمان سیای آمریکا را تأیید کرد. وقتی خبرنگاران از او در مورد هدف این دیدار پرسیدند، ناریشکین با لحنی فیلسوفانه اظهار داشت که در فعالیتهای سرویس های اطلاعات چنین تماس‌هایی صرفاً بخشی از کار است و افزود که او واقعا هر هفته با روسای «یک یا چند سرویس ویژه از تمام قاره های جهان» دیدار می‌کند. چرا روسای اطلاعات در کشورهایی که درگیر مبارزه‌ای دائمی برای بازار جهانی هستند، پشت درهای بسته با هم دست می‌دهند؟ برای درک این موضوع، نیازی به بازآفرینی چیزی نیست. کافی است اثر کوتاه اما درخشان و. ای. لنین، «درباره شعار ایالات متحده اروپا»، که در سال ۱۹۱۵ نوشته شده است را باز کنید. صد سال پیش، ایلیچ با دقت ریاضی، سازوکار حاکم بر سیاست جهانی امروز را اینگونه توصیف کرد: « تشکیل ایالات متحده اروپا، در رژیم سرمایه‌داری، مساویست با سازش درباره تقسیم مستعمرات. ولی در رژیم سرمایه‌داری، جز زور نمی تواند اساس و اصل دیگری برای تقسیم وجود داشته باشد. میلیاردر نمی‌تواند «درآمد ملی» کشور سرمایه‌داری را بطرق دیگری جز «به نسبت سرمایه» (و آنهم با مقداری اضافه بطوریکه بزرگترین سرمایه بیش از آنکه به آن تعلق می گیردعایدش گردد)- با کسی تقسیم کند. سرمایه‌داری عبارت است  از مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و هرج و مرج تولید. موعظه در باره تقسیم «عادلانه» درآمد بر چنین اساسی عبارتست از  پرودونیسم ، کودنی فرد خرده بورژوا و فیلیستر(تنگ نظر و بی‌فرهنگ. ک.خ) است. تقسیم طور دیگری جز «به نسبت زور» ممکن نیست». زور هم با سیر تکامل اقتصادی تغییر می‌پذیرد. آلمان پس از سال ۱۸۷۱، در حدود  سه تا چهار بار بیش از انگلستان و فرانسه قوت گرفته است و  ژاپن – در حدود ده بار بیش از روسیه شد. برای وارسی نیروی واقعی کشور سرمایه‌داری، وسیله‌ی دیگری غیر از جنگ وجود نداشته و نمی‌تواند وجود داشته باشد. جنگ متضاد با اصول مالکیت خصوصی نبوده، بلکه تکامل مستقیم و ناگزیر این اصول است. در رژیم سرمایه‌داری تکامل موزون اقتصادهای جداگانه محال است. در رژیم سرمایه داری برای اینکه توازن از دست رفته گاه بگاه مجدداً بر قرار شود، وسیله دیگریبجز بحران در صنعت و جنگ در سیاست وجود ندارد.  البته، سازش‌های موقت بین سرمایه‌داران و دولتها ممکن  و از این لحظه حتی تشکیل ایالات متحده اروپا نیز، بمثابه سازش سرمایه داران اروپا شدنی است... اما در باره چه؟ فقط در باره اینکه مشترکا  سوسیالیسم را در اروپا سرکوب سازند و مشترکا مستعمراتی را که به یغما برده اند در مقابل ژاپن و آمریکا که از تقسیم فعلی مستعمرات بینهایت دل ازرده اند و در ظرف این نیم قرن اخیر بطور غیر قابل قیاسی از اروپای عقب مانده سلطنتی که از فرط کهولت رو بفساد می رود سریعتر قوت گرفته اند». (و.ای. لنین، «درباره شعار ایالات متحده اروپا»، جلد ۲۶، صفحه ۱۶۱).

وقتی ناریشکین با رئیس سیا دیدار می‌کند، دقیقاً همین کار را می‌کنند – ثبت رسمی یا رسمیت بخشیدن تغییر موازنه قدرت. سازمان‌های اطلاعاتی نهادهای دوستی نیستند؛ آنها "دماسنج" امپریالیسم هستند. وقتی پایه اقتصادی تغییر می‌کند (و در دهه‌های اخیر به طرز چشمگیری تغییر کرده است)، توافقات قدیمی فرو می‌ریزند. جنگ در اوکراین، تشدید تنش در اطراف تایوان، آتش‌سوزی در خاورمیانه - همه اینها "بحران در صنعت و جنگ در سیاست" لنین هستند، ابزارهایی برای توزیع مجدد بازارها. و جلسات مخفی بین روسای سرویس های اطلاعاتی، تلاشی از سوی بورژوازی برای یافتن "توافق‌های موقت" جدید، برای تعریف مرزهای جدید برای غارت یکدیگر است تا در آتش جنگ مستقیم هسته‌ای نسوزند. آنها باید در مورد چگونگی تقسیم مستعمرات و حوزه‌های نفوذ «بر اساس سرمایه» به توافق برسند. در این زمینه، رفتار هیات حاکمه آمریکا بسیار قابل توجه است. دونالد ترامپ بتازگی یک سری حملات تند و تقریباً خشمگینانه را علیه ایدئولوژی کمونیستی انجام داده است. به نظر می‌رسد که اتحاد جماهیر شوروی مدت‌هاست که از بین رفته است، جنگ سرد پشت سر ماست - این به چه معناست؟ چرا باید با یک روح جنگید؟ و در اینجا، دوباره، لنین پاسخی جامع ارائه می‌دهد. در همان مقاله، او می‌نویسد که اتحادهای موقت سرمایه‌داری تنها برای یک هدف امکان‌پذیر هستند: « فقط در باره اینکه مشترکا  سوسیالیسم را در اروپا سرکوب سازند و مشترکا مستعمراتی را که به یغما برده اند در مقابل ژاپن و آمریکا محافظت کرد...» نشانگرهای جغرافیایی را با نشانگرهای کنونی جایگزین کنید، و تصویر کاملاً واضح خواهد شد. لفاظی‌های ضد کمونیستی ترامپ حماقت یا ادای احترام به گذشته نیست. در محدوده بیرونی، این سخنان علیه چین است. تهدید اصلی برای هژمونی ایالات متحده آمریکا امروز، جمهوری خلق چین است، کشوری که حزب کمونیست در آن سکان هدایت را در دست دارد. در نتیجه ویژگی‌های خاص سیستم خود، چین به گفته لنین «ده بار سریع‌تر» از جهان رو به کهولت غرب، قوی‌تر شده است. ترامپ با اعلام جنگ صلیبی علیه «کمونیسم»، صرفاً یک توزیع مجدد بازارها بین امپریالیستی پیش پا افتاده را در یک بسته ایدئولوژیک زیبا برای رأی دهندگان خود می‌پیچد. در عین حال، او به یک مسئله داخلی نیز می‌پردازد، زیرا تضادهای طبقاتی در ایالات متحده آمریکا قوی‌تر از همیشه است. استانداردهای زندگی رو به کاهش است، نارضایتی طبقه متوسط در حال افزایش است و خشم کارگران صنعتی و روستایی رو به افزایش است.

ترامپ برای هدایت این اعتراض اجتماعی خاموش به کانالی امن برای سرمایه بزرگ، از یک ترفند کهنه وامتحان‌شده استفاده می‌کند: او مردم عادی را با «تهدید سرخ» و «کمونیسم» می‌ترساند و با این سخنان هر کسی را که در مورد افزایش مالیات بر طبقات دارا یا حقوق اتحادیه‌های کارگری مِن مِن کند، بدنام می‌کنند. سیاست جهانی سرمایه تغییر نکرده است. پشت پرده «ارزش‌های دموکراتیک»، «منافع ملی» و توییت‌های گزاف ترامپ، همان فرمول لنینیستی نهفته است: چنگال آهنین مالکیت خصوصی، تقسیم بازارها بر اساس قدرت، و ترس طبقه حاکم از اینکه کارگران روزی متوجه شوند دشمن واقعی آنها کیست. «یکی از عناصر موفقیت - تعداد - کارگران است؛ اما تعداد تنها زمانی تعیین‌کننده است که توده‌ها سازماندهی شده و توسط دانش هدایت شوند. تجربیات گذشته نشان داده است که غفلت از اتحاد برادرانه‌ای که باید بین کارگران کشورهای گوناگون وجود داشته باشد و آنها را تشویق کند تا در مبارزه برای آزادی محکم در کنار یکدیگر بایستند، با شکست مشترک تلاش‌های پراکنده‌شان مجازات می‌شود». این اندیشه، کارگران کشورهای مختلف را که در ۲۸ سپتامبر ۱۸۶۴ در یک نشست عمومی در تالار سنت مارتین گرد هم آمدند، بر آن داشت تا انجمن بین‌المللی را تأسیس کنند. اعتقاد راسخ دیگری نیز به شرکت‌کنندگان این جلسه الهام بخشید: «اگر رهایی طبقه کارگر مستلزم همکاری برادرانه کارگران است، پس چگونه می‌توانند این وظیفه بزرگ را با سیاست خارجی‌ای که اهداف جنایتکارانه را دنبال می‌کند، از تعصبات ملی سوءاستفاده می‌کند و در جنگ‌های غارتگرانه، خون می‌ریزد و ثروت مردم را بر باد می‌دهد، به انجام برسانند»؟ اتحاد برای افشای همزمان آن و دست یابی به قوانین ساده اخلاق و عدالت، که باید راهنمای تعاملات افراد باشند، به بالاترین قوانین در روابط بین ملت‌ها تبدیل شدند. مبارزه برای چنین سیاست خارجی بخشی از مبارزه کلی برای رهایی طبقه کارگر است.

 

https://static.kprf.ru/m/att/2026/10/rodina15102026no-40.pdf

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1020  - 6 آبان 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت