|
آیت الله ریشهری کارگزار انگلیسی جمهوری اسلامی! |
|
جلد دوم خاطرات حجت الاسلام ریشهری که بخش هائی از آن را برخی خبرگزاری های داخلی منتشر کردند موجب شد تا نام او یکبار دیگر به مطبوعات راه یابد و حافظه ها را فعال کند تا به نقش او در جمهوری اسلامی بیاندیشند. اکنون، حداقل بر بخش هائی از حکومتیان آشکار است که زیر عبای ریشهری سازمان های جاسوسی و نفوذی انگلستان پنهان بود. او ماموریت هائی را انجام داد که خواست انگلستان بود. از جمله آنچه با آیت الله شریعتمداری، آیت الله منتظری، نظامیان حزب توده ایران، دادگاه های شبه نظامی و.... انجام داد. چه در دورانی که وزیر اطلاعات بود و چه در دورانی که در راس دادگاههای نظامی قرار گرفت. بدون تردید تاریخ نگاران ایران، در آینده فهرستی از عوامل مستقیم و غیر مستقیم سازمان های جاسوسی غرب، بویژه انگلستان و اسرائیل در ایران را کشف و بصورت مستند به سینه تاریخ خواهند سپرد. ریشهری اولین وزیر اطلاعات و امنیت بود و بعدها عضو مجمع تشخیص مصلحت. برای رئیس جمهور شدن هم خیزی درجریان انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری (دوم خرداد) برداشت اما به جائی نرسید. داماد آیت الله مشگینی رئیس مجلس خبرگان بود. آیت الهی پرت از سیاست که ریشهری او را اداره می کرد. ریشهری دادستان انقلاب در ارتش بود، اما این پله اول و تمرینی او برای رسیدن به ریاست سازمان امنیت و وزارت اطلاعات و امنیت بود. آیت الله شریعتمداری را او درجریان تظاهرات مردم تبریز در سال ۱۳۵۸ نه تنها دستگیر کرد، بلکه برای شکستن همه سدها در جمهوری اسلامی، به صورت او که از مراجع اعظم بود سیلی زد و شکنجه وی را تا گرفتن اعتراف به گناه و حاضر شدن در تلویزیون پیش برد. آیت الله در هم شکسته، اندک زمانی پس از این حضور تلویزیونی و اعتراف گناه - با لهجه ای آذربایجانی- دق کرد، پیش از آنکه بتواند به قم بازگردد. اجازه سفر به آذربایجان را از او سلب کرده بودند و حتی تهدید به خلع لباسش هم کردند! دو چهره و زیر دست ریشهری، بعدها وارث دستگاه امنیتی شدند که وی بنا نهاده بود: علی فلاحیان و محسنی اژه ای. هم علی فلاحیان و هم محسنی اژه ای در بازجوئی از شریعتمداری سهیم بودند. شکنجه و اعتراف گیری از آیت الله شریعتمداری تمرینی بود برای گام های بزرگتر. همین تیم طرح حذف آیت الله منتظری از صحنه سیاسی ایران را پیاده کردند. آیت الله مطهری را بنام گروه فرقان (هم اندیشان مصباح یزدی و انجمن حجتیه) ترور کردند و برکناری آیت الله منتظری را فلاحیان، ریشهری و محسنی اژه ای (هر سه از شاگران و فارغ التحصیلان مدرسه حقانی مصباح یزدی) پیش بردند. سپهبد قرنی را همین گروه ترور کرد و انتقام خیانت به شاه را از او گرفتند. پرونده سید مهدی هاشمی را از ساواک بیرون کشیدند و قتل آیت الله شمس آبادی رئیس لژ حجتیه در اصفهان و حقوق بگیر دربار را بهانه دستگیری سید مهدی هاشمی کردند. برادر داماد آیت الله منتظری و از مقلدان زندان کشیده وی. سید مهدی هاشمی با انقلاب از زندان ساواک بیرون آمد و شد رئیس نهضت های اسلامی و برای دورانی هم رئیس روابط عمومی سپاه پاسداران. او دست توانای آیت الله منتظری در سپاه بود و درست به همین دلیل باید زده می شد تا بتوانند در گام بعدی خود آیت الله را بزنند و منزوی کنند و طرفداران و مقلدانش را در سپاه تصفیه. طرحی که با دقتی عجیب پیش برده شد و آیت الله خمینی را نیز با آن همراه کردند. ضربه را دو سویه زدند. هم به آیت الله خمینی و هم به آیت الله منتظری. در نیمه راه این طرح، علی رازینی رئیس دادگاه ویژه روحانیت که سرانجام نیز او را ترور کردند تا مبادا دهان باز کند. او نیز از سرنشینان قطار توطئه های ریشهر بود. اعدام سریع سیدمهدی هاشمی پیش از رسیدن فرمان توقف اعدام توسط آیت الله خمینی خود از دلائل بیم از افشای توطئه ها بود. از بیت آیت الله خمینی خبر دادند که خمینی با خواست منتظری برای جلوگیری از اعدام سید مهدی موافقت شده و رازینی شتابزده حکم اعدام را اجرا کرد، پیش از آنکه نامه به زندان برسد. باید همه رازها به گور سپرده می شد و پله های بعدی را بالا می رفتند. با اعدام سیدمهدی هاشمی، مقبره و بارگاه شمس آبادی (مراد شبکه حجتیه) را در اصفهان برپا کردند. شهید راه حجتیه، که بارگاهش قبله مصباح یزدی بود! قدرت نمائی با بردن رئیس جمهور وقت "علی خامنه ای" بر سر همین مقبره و بارگاه بالا گرفت و این دهن کجی بزرگی بود به آیت الله منتظری، آیت الله صالحی نجف آبادی، آیت الله طاهری و همه روحانیونی که در سالهای شاهنشاهی با انجمن حجتیه و تفکرات و وابستگی های اخوان المسلمین مخالفت و مقابله کرده بودند. خاطرات ریشهری با آنکه با دقت امنیتی تنظیم شد نتوانست حیات ننگین ریشهری را پنهان کند.
تلگرام راه توده:
|