راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

آلمان در مسیر مجتمع تسلیحاتی

موشک و زیردریایی

فولکس واگن!

"مازیار فرهمند"

    

کارخانه‌های فولکس‌واگن برای سامانه‌های پدافندی، شرکت‌های تسلیحاتی اسرائیلی در آلمان، زیردریایی‌های ساخته‌شده در کیل در شمال آلمان و قراردادهای میلیاردی؛ درهم‌تنیدگی مجتمع نظامی ـ صنعتی آلمان، اسرائیل و ایالات متحده وارد مرحله‌ای تازه شده است.

اگر روابط آلمان و اسرائیل را صرفاً یک شراکت دیپلماتیک بدانیم، یکی از حوزه‌هایی را نادیده گرفته‌ایم که این پیوند در آن به‌مراتب عمیق‌تر است: صنعت تسلیحات.

آلمان دهه‌هاست که به اسرائیل سلاح و فناوری نظامی تحویل می‌دهد؛ اسرائیل نیز در مقابل، فناوری‌های پیشرفته نظامی به ارتش آلمان می‌فروشد. شرکت‌های آلمانی و اسرائیلی به‌طور مشترک به توسعه و تولید تجهیزات نظامی می‌پردازند و اکنون قرار است ظرفیت تولید صنایع تسلیحاتی اسرائیل مستقیماً در خاک آلمان نیز گسترش یابد.

تحولات سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که این مناسبات به‌تدریج در حال شکل‌دادن به یک فضای صنعتی ـ نظامی مشترک است.

یکی از نمادین‌ترین نمونه‌ها، کارخانه فولکس‌واگن در اوسنابروک است. تولید خودروی T-Roc Cabrio در این کارخانه در سال ۲۰۲۷ پایان خواهد یافت. در اوایل سپتامبر ۲۰۲۶، فولکس‌واگن، دولت ایالتی نیدرزاکسن و سرمایه‌گذار «Aurelius» درباره چارچوب کلی فروش این کارخانه به توافق رسیدند. بر اساس این طرح، کارخانه‌ای که تاکنون محل تولید خودرو بوده است، به‌تدریج به یک «مرکز تخصصی برای راهکارهای امنیتی و دفاعی» تبدیل خواهد شد.

پیش از آن نیز مذاکراتی با شرکت دولتی صنایع تسلیحاتی اسرائیل، Rafael Advanced Defense Systems، انجام شده بود. یکی از طرح‌های مورد بحث، تولید قطعاتی برای سامانه پدافند هوایی اسرائیلی گنبد آهنین (Iron Dome) بود. این قطعات شامل خودروهای حامل، پرتابگرها و سامانه‌های تأمین برق می‌شود.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، قرار نیست خود موشک‌های رهگیر در کارخانه فولکس‌واگن تولید شوند، بلکه برای تولید آن‌ها یک محل جداگانه در آلمان در نظر گرفته شده است.
اهمیت این تحول در آن است که یکی از مراکز تولیدی متعلق به یکی از بزرگ‌ترین خودروسازان آلمان، از تولید غیرنظامی خودرو به سمت تولیدات نظامی تغییر جهت می‌دهد و قرار است در این مسیر با یکی از مهم‌ترین شرکت‌های تسلیحاتی اسرائیل همکاری کند. در اینجا یک تغییر بنیادین در سیاست اقتصادی قابل مشاهده است :

ظرفیت‌های صنعتی‌ای که بر اثر بحران صنایع سنتی آزاد می‌شوند، به صنایع نظامی با استفاده از بودجه عمومی کشور تبدیل میشوند. به این ترتیب و در ادامه سیاست نظامی گری، تسلیح دوباره خود به بخشی از سیاست صنعتی تبدیل می‌شود.

رافائل و البیت؛ گسترش صنایع تسلیحاتی اسرائیل در آلمان

اوسنابروک یک مورد استثنایی نیست.

شرکت Elbit Systems، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های صنایع تسلیحاتی اسرائیل، نیز قصد دارد حضور خود را در آلمان به‌ شدت گسترش دهد. بنا بر اظهارات مدیر این شرکت در آلمان، قرار است شمار کارکنان آن طی سه سال به بیش از هزار نفر افزایش یابد و تا هشت مرکز جدید نیز ایجاد شود.
طرح ایجاد یک مرکز احتمالی تولید در نزدیکی شهر زانگرهاوزن (Sangerhausen) در ایالت زاکسن ـ آنهالت، به‌ویژه بحث‌برانگیز شده است. شبکه MDR در سال ۲۰۲۶ از برنامه‌های البیت برای استقرار در این منطقه گزارش داد. چند صد نفر نیز در اعتراض به این پروژه تظاهرات کردند. پیش‌تر برای این مجموعه صنعتی، ایجاد بیش از ۴٠٠ فرصت شغلی مطرح شده بود.
به این ترتیب، ساختار همکاری نیز در حال تغییر است. در گذشته، همکاری تسلیحاتی عمدتاً به صادرات و واردات محدود می‌شد: آلمان به اسرائیل سلاح تحویل می‌داد یا سامانه‌های نظامی اسرائیلی خریداری می‌کرد. اما امروز موضوع بر سر کارخانه‌های تولیدی، توسعه مشترک، شرکت‌های تابعه و زنجیره‌های تأمین یکپارچه در داخل آلمان است.

موشک‌های کروز تولیدشده در زاکسن

نمونه دیگر، شرکت Covenant است؛ یک استارت‌آپ تسلیحاتی آمریکایی با ریشه‌های اسرائیلی و ارتباطات پرسنلی با صنایع نظامی اسرائیل.

یکی از بنیان‌گذاران آن Ofir Dayan، پیش‌تر به‌عنوان مهندس سیستم در برنامه گنبد آهنین شرکت رافائل اسرائیل فعالیت می‌کرد. دیگر بنیان‌گذار، Michael Kaufman، دارای تابعیت آمریکایی ـ اسرائیلی است. از جمله سرمایه‌گذاران این شرکت، مولتی میلیاردر جنجالی و تندرو Peter Thiel و صندوق سرمایه‌گذاری او، Founders Fund، هستند(وی سالانه میلیون‌ها دلار به ارتش اسرائیل کمک مالی میکند). Covenant در ایالات متحده، آلمان و اسرائیل دارای مراکز فعالیت است.
[03.10.2026 19:10] Maziar:
اکنون قرار است در منطقه لایپزیگ یک مجموعه تولیدی بزرگ ایجاد شود. Covenant قصد دارد از سال ۲۰۲۷ در آنجا موشک دوربرد Anthem را تولید کند. بر اساس اطلاعات خود شرکت، در مرحله نخست تولید حدود هزار فروند در سال برنامه‌ریزی شده و در آینده ظرفیت تولید می‌تواند به حدود پنج هزار فروند در سال افزایش یابد.
این سلاح‌ها قادر خواهند بود محموله‌ای با وزن بیش از ۲۰۰ کیلوگرم حمل کنند. یک سفارش اروپایی نیز از پیش وجود دارد و گزارش‌هایی از مذاکرات با ارتش آلمان یا نهادهای مسئول خریدهای نظامی آن منتشر شده است، هرچند نام سفارش‌دهنده گان مخفی است و برای عموم اعلام نشده است.
به این ترتیب، آلمان دیگر صرفاً خریدار تسلیحات نیست، بلکه به محل تولید نسل جدیدی از سلاح‌های دوربرد تبدیل می‌شود.

زیردریایی‌های کیل برای اسراییل؛ یک پیوند راهبردی چندده‌ساله

همکاری در زمینه ساخت زیردریایی بسیار قدیمی‌تر و از نظر راهبردی مهم‌تر است.
در اول سپتامبر ۲۰۲۶، شرکت TKMS در شهر کیل زیردریایی INS Drakon را به نیروی دریایی اسرائیل تحویل داد. این زیردریایی سومین و آخرین شناور از مجموعه Dolphin-AIP است. هم‌زمان، TKMS در حال ساخت نسل بعدی این زیردریایی‌هاست که قرار است شامل سه فروند از کلاس Dakar باشد.

آلمان طی دهه‌ها نه‌تنها از نظر صنعتی امکان توسعه ناوگان زیردریایی اسرائیل را فراهم کرده، بلکه بخشی از هزینه‌های آن را نیز تأمین کرده است. نخستین زیردریایی‌های Dolphin نیز با حمایت آلمان ساخته شدند و در سفارش‌های بعدی، دولت فدرال آلمان بخش قابل توجهی از هزینه‌ها را بر عهده گرفت.
موضوع نقش این زیردریایی‌ها در راهبرد هسته‌ای اسرائیل بسیار حساس است. اسرائیل به‌طور رسمی وجود زرادخانه هسته‌ای خود را تأیید نمی‌کند. بااین‌حال، دهه‌هاست این بحث مطرح است که آیا زیردریایی‌های Dolphin می‌توانند به‌عنوان بخشی از توان «ضربه دوم هسته‌ای» اسرائیل مورد استفاده قرار گیرند؟ شماری از کارشناسان چنین احتمالی را مطرح کرده‌اند، اما این موضوع هرگز به‌طور رسمی تأیید نشده است.

آلمان هم‌زمان هم به اسرائیل سلاح می‌فروشد و هم از آن سلاح می‌خرد

روابط نظامی دو کشور اکنون در هر دو جهت جریان دارد.

آلمان یکی از تأمین‌کنندگان مهم تسلیحات اسرائیل است. بر اساس داده‌های SIPRI (سازمان بین المللی تحقیقات در مورد صلح جهانی مستقر در استکهلم)، در فاصله سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ حدود ۶۸ درصد واردات اسرائیل از تسلیحات متعارف عمده از آمریکا و ۳۱ درصد از آلمان تأمین شده است. به این ترتیب، تقریباً تمام واردات تسلیحات عمده اسرائیل که در آمار SIPRI ثبت شده‌اند، از همین دو کشور تأمین شده است.

تنها در سال ۲۰۲۳، دولت آلمان صادرات تسلیحاتی به اسرائیل به ارزش حدود ۳۲۶٫۵ میلیون یورو را مجاز اعلام کرد. این همکاری پس از آن نیز متوقف نشد. از نوامبر ۲۰۲۵ تا مارس ۲۰۲۶، دولت آلمان مجوز صادراتی به ارزش حدود ۱۶۷٫۴ میلیون یورو صادر کرد. این اقلام از جمله شامل مهمات، موشک‌ها، خودروهای زرهی و تجهیزات دریایی بود. در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نیز ارزش مجوزهای صادرشده به حدود ۷۹۹ میلیون یورو رسید.

هم‌زمان، آلمان سامانه‌های نظامی اسرائیلی خریداری می‌کند. برجسته‌ترین نمونه، سامانه دفاع موشکی

Arrow 3  است که آلمان با هزینه چند میلیارد یورو تهیه می‌کند.

در نتیجه دیگر نمی‌توان از یک رابطه ساده میان فروشنده و خریدار سخن گفت، بلکه نوعی چرخه شکل گرفته است:

آلمان فناوری اسرائیلی را تأمین مالی می‌کند، اسرائیل تجهیزات نظامی آلمان را خریداری می‌کند، ساختارهای تولیدی مشترک ایجاد می‌شوند و صنایع نظامی هر دو کشور از افزایش بودجه‌های نظامی اروپا بهره می‌برند.

فاجعه انسانی در نوار غزه و مسئله مسئولیت آلمان

اینجاست که بُعد سیاسی و حقوق بین‌الملل این همکاری اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.
امروزه روشن است که تجهیزات تسلیحاتی آلمان در ارتباط با عملیات نظامی اسرائیل در نوار غزه مورد قرار گرفته‌اند. بااین‌حال، درباره بسیاری از قطعات منفرد، به دلیل محرمانگی و پیچیدگی زنجیره‌های تأمین، نمی‌توان استفاده مشخص آن‌ها را در عملیات معین به‌طور عمومی اثبات کرد.
آنچه قابل اثبات است، این است که فناوری نظامی آلمان بخشی از توانمندی‌های نظامی اسرائیل را تشکیل می‌دهد. SIPRI برای نمونه به موتورهای آلمانی مورد استفاده در خودروهای زرهی اسرائیلی و همچنین ناوچه‌های کلاس Saar 6 ساخته‌شده در آلمان اشاره می‌کند که در جنگ غزه مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

از همین رو، پرسش سیاسی درباره مسئولیت مشترک مشروع است: [03.10.2026 19:10] Maziar: دولتی که سلاح، موتور، شناورهای نظامی، مهمات یا دیگر تجهیزات دارای اهمیت نظامی را در اختیار دولت دیگری قرار می‌دهد، از نظر مادی به توانایی نظامی کشور دریافت‌کننده کمک می‌کند.
اما اینکه این مسئله تا چه اندازه به مسئولیت حقوقی در قبال عملیات مشخص منجر می‌شود، پرسشی جداگانه است و از جمله به نوع تجهیزات، زمان تحویل، سطح اطلاعات موجود در هنگام صدور مجوز و نحوه استفاده از آن‌ها بستگی دارد که جنبه حقوقی مسئله است و باری از مسئولیت آلمان در کشتار و ویرانی در نوار غزه و جنوب لبنان کم نمی‌کند.

آمریکا؛ ستون مادی این ساختار

نقش ایالات متحده حتی بسیار بزرگ‌تر است.

تفاهم‌نامه فعلی میان آمریکا و اسرائیل برای سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۸ در مجموع ۳۸ میلیارد دلار

کمک نظامی آمریکا را پیش‌بینی می‌کند:

۳۳ میلیارد دلار در قالب برنامه Foreign Military Financing و پنج میلیارد دلار دیگر برای برنامه‌های دفاع موشکی.

پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بسته‌های چندمیلیارددلاری دیگری نیز به این کمک‌ها افزوده شد. تنها قانون مصوب آمریکا در آوریل ۲۰۲۴، از جمله ۳٫۵ میلیارد دلار دیگر برای تأمین مالی نظامی و میلیاردها دلار برای سامانه‌های دفاع موشکی اسرائیل از جمله سامانه های Iron Dome ؤ Iron Beam اختصاص داد. اما این رابطه مدت‌هاست که از تحویل ساده سلاح فراتر رفته است. شرکت‌های آمریکایی و اسرائیلی به‌طور مشترک تحقیق، توسعه و تولید می‌کنند؛ سرمایه آمریکایی استارت‌آپ‌های تسلیحاتی را تأمین مالی می‌کند؛ شرکت‌های اسرائیلی دارای شرکت‌های تابعه در آمریکا هستند و بخش‌هایی از سامانه‌های اسرائیلی در خاک ایالات متحده تولید می‌شوند.
بنابراین، پشت ظرفیت نظامی اسرائیل صرفاً کارخانه‌های اسرائیلی قرار ندارند. آنچه شکل گرفته، یک مجتمع نظامی ـ صنعتی فراملی است که در آن فناوری اسرائیلی، سرمایه و کمک‌های نظامی آمریکا و ظرفیت‌های صنعتی آلمان بیش از پیش در یکدیگر ادغام می‌شوند.
تحول تعیین‌کننده، بنابراین، نه در یک قرارداد تسلیحاتی منفرد، بلکه در مجموعه این روابط نهفته است.
در کیل برای اسرائیل زیردریایی ساخته می‌شود. آلمان سامانه Arrow 3 می‌خرد. رافائل فعالیت خود را در آلمان گسترش می‌دهد. البیت برای ایجاد ظرفیت‌های جدید تولید برنامه‌ریزی می‌کند. برخی از کارخانه های فولکس‌واگن برای تولیدات نظامی مورد استفاده قرار می گیرند و Covenant نیز در زاکسن یک مجموعه صنعتی برای تولید انبوه موشک‌های دوربرد ایجاد می‌کند.
آنچه در اینجا شکل می‌گیرد، درهم‌تنیدگی هرچه عمیق‌تر صنایع نظامی آلمان، اسرائیل و ایالات متحده است.
با توجه به شمار بسیار بالای قربانیان غیرنظامی و ابعاد ویرانی در نوار غزه و جنوب لبنان، این روند بیش از پیش نیازمند نظارت عمومی است. زیرا سیاست تسلیحاتی یک مفهوم انتزاعی در سیاست خارجی نیست. پشت هر صادرات، یک تصمیم برای صدور مجوز قرار دارد؛ پشت هر کارخانه، سرمایه‌گذاری وجود دارد؛ و پشت هر زیردریایی، قراردادهای دولتی و در مواردی تأمین مالی از منابع عمومی و مالیات شهروندان کشورهای مربوطه قرار گرفته است؛ آن هم بدون وجود سازوکارهای نظارتی کافی.
از این رو، آلمان صرفاً نظاره‌گر سیاست نظامی اسرائیل نیست. این کشور در کنار ایالات متحده از جمله دولت‌هایی است که از طریق صادرات تسلیحات و همکاری‌های صنعتی، بخشی از زیرساخت مادی‌ای را فراهم می‌کند که توان نظامی اسرائیل بر آن استوار است.
این بدان معناست که بحث سیاسی درباره غزه را نمی‌توان از این پرسش جدا کرد که چه کسانی ابزارهای نظامی را تأمین، تأمین مالی، طراحی و تولید می‌کنند و چه کسانی در آینده حتی به‌طور مشترک آن‌ها را خواهند ساخت.

تحولات اوسنابروک، کیل، زانگرهاوزن و لایپزیگ نشان‌دهنده مرحله‌ای تازه است:
همکاری از تجارت تسلیحات فراتر رفته و به سمت ادغام پایدار مراکز تولید و زنجیره‌های تأمین حرکت می‌کند.

بنابراین پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که آلمان چه سلاح‌هایی به اسرائیل صادر می‌کند.
پرسش بسیار اساسی‌تر این است که

آلمان تا چه اندازه می‌خواهد خود به پایگاه تولید یک مجتمع تسلیحاتی آلمانی ـ اسرائیلی ـ آمریکایی تبدیل شود؛ مجتمعی که محصولات آن برای جنگ، کشتن و ویرانی ساخته می‌شوند؟ و چه مسئولیت اخلاقی، سیاسی‌ و حقوقی از چنین نقشی ناشی می‌شود؟

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1017  - 15 مهر 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت