|
ایران در وضعیت جنگی تمام عیار قرار دارد. این واقعیتی است که مردم هم با
ایستادگی های خود - از جمله در تظاهرات و تجمعات شبانه- آن را نشان می دهند
و با نگرانی درباره آینده اوضاع کشور با خودداری و صبوری این وضعیت را درک
می کنند. تنها گروهی که هیچ درکی از شرایط جنگی ندارد بخشی از حاکمیت و
دستگاه دولتی است که یا منکر شرایط جنگی است، یا از آن برای توجیه فشار
بیشتر به مردم استفاده می کند و یا پذیرش ضرورت اقتصادی جنگی با منافع آن و
الیگارش هایی که نمایندگی می کنند مغایر است.
این جنگ ضمنا یک جنگ فقط ایرانی نیست، یک جنگ جهانی است. این اندیشه که
برخی تکرار می کنند که "آمریکا و چین در زمین ایران با هم می جنگند" بخشی
از واقعیت را بیان می کند، بدین معنا که جنگ جهانی است و هدف آمریکا در
نهایت نابودی چین است و جنگ در اوکراین و ایران و تحریکات در اطراف تایوان
هم بخشی از این جنگ است. آنچه در این اندیشه تحریف می شود آن است که ایران
و چین و روسیه هر سه در یک جبهه جهان چند قطبی دربرابر جهان تک قطبی صف
ارایی کرده اند. بنابراین جنگ، جنگ آمریکا و چین نیست، جنگ جهان تک قطبی
علیه حامیان گذار به نظم چند قطبی است و ایران و چین و روسیه به عنوان نوک
پیکان نظم چند قطبی، هرکدام به شکلی، زیر فشار نظم دلاری- استعماری حاکم
قرار گرفته اند که با استفاده از همه اهرم های نظامی و اقتصادی و سیاسی که
در اختیار دارد می خواهد این گرایش به نظم چند قطبی را به هر شکل ممکن
متوقف کند.
در این شرایط برخلاف ادعای حامیان نظام آمریکایی و تک قطبی که اگر ما نشان
دهیم که از چین و روسیه فاصله داریم و با آنان متحد نیستیم آمریکا دست از
سر ما و سرمایه های ما که در بانک های شرکت های غربی یا امارات و غیره
متمرکز شده بر می دارد در اشتباه هستند. مقاومت و دفاع دربرابر نظم حاکم بر
جهان تنها با تحکیم جبهه و پشت جبهه داخلی ایران ممکن است و این نیز بدون
همکاری و هماهنگی و حضور در بالاترین سطوح حامیان جهان چند قطبی به ویژه در
اتحادهای شانگهای، بریکس و اوراسیا و از همه مهمتر نزدیکترین اتحادها و
همکاری ها با چین و روسیه ممکن نیست. به همان شکل اگر حمایت روسیه و چین از
ایران در سازمان ملل متحد در وتوی قطعنامه های تحریمی و ضدایرانی نبود، یا
چین و روسیه تسلیم فشارها آمریکا برای عدم صادرات غله به ایران یا عدم خرید
نفت نمی شدند مقاومت برای ما ناممکن بود. به همان اندازه که مقاومت
قهرمانانه و جانانه نیروهای مسلح ما در برابر تجاوز خارجی، شرایط را برای
عدم تمکین چین و روسیه در برابر فشارهای آمریکا و نظم تک قطبی مساعد می
کند.
متاسفانه بوروکراسی غربگرای حکومتی در ایران، آنچنان در دوران اخیر منافع
خود را با منافع غرب و توهم پیروزی نظم تک قطبی بر جهان چند قطبی گره زده
که شکست آمریکا در جنگ علیه ایران را یک شکست علیه خود می بیند و نه یک
پیروزی برای مردم ایران. این بوروکراسی غربگرای حکومتی نه تنها به برداشتن
کوچکترین گامی برای بهبود شرایط پشت جبهه معتقد نیست، بلکه معتقد است که
باید این شرایط را تا آنجا که می شود سخت تر کرد تا مردم دست از مقاومت
بردارند و یک صدا خواهان تسلیم دربرابر آمریکا شوند، تسلیمی که آنها وعده
بهبود شرایط مردم پس ازان را می دهند، ولی در واقع نتیجه آن یک ایران پاره
پاره و در بهترین حالت عراقی است که آمریکا درآمد نفت آن را در اختیار می
گیرد و بعد مردم ایران برای مصارف خود باید از آن اجازه بگیرد. بستن
فرودگاه نجف بر روی ایران بدنبال تهدید آمریکا در نپرداختن پول نفت حقوق
کارمندان عراقی نمادی از این چشم اندازی است که بوروکراسی و الیگارشی
غربگرای ایرانی در صورت پذیرفتن شرایط و تسلیم آمریکا به ایران وعده می
دهد.
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
|