راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

حکومت فردی

همیشه در ایران

فاجعه بار بوده!

     

اگر در گذشته نه چندان دور همه دوخت و دوزهای اداره کشور در بیت رهبری انجام می شد، امروز دیگر چنین شیوه برای اداره کشور ممکن نیست. اگر امروز هم مردم نپرسند، فردا خواهند پرسید که چرا باید بسیاری از تصمیمات مهم مملکتی در پشت صحنه علنی کشور و درغیاب گرفته شود؟

برای مثال حتی در ترکیه، مجلس آن کشور تصمیم می گیرد و در جمهوری اسلامی حتی اعلام نمی شود دارندگان بزرگترین هولدینگ های اقتصادی چه کسانی  هستند.

بحث بر سر حکومت فردی از بالای سر مردم است. همینگونه استمرار مذاکره یا عدم مذاکره با امریکا، آمادگی نظامی، آزادی زندانی های سیاسی، تصویب و یا طرح فلان موضوع در مجلس و یا جلوگیری از تصویب و طرح آنها در مجلس، انتخابات مجلس یا انتصابات آن، برگماری اعضای شورای نگهبان، برگماری رئیس قوه قضائیه، برگماری فرماندهان و درجه دادن به آنها، گران کردن بنزین، و دهها و دهها نمونه دیگر که همگی ناشی از حکومت فردی است.

به همین ترتیب است حرف ها و سخنان دوپهلوی مقامات و بویژه از قول رهبر و یا منتسب به رهبر که همواره فرصتی برای فرار از قبول مسئولیت فراهم می کند. خدم و حشم جبهه پایداری و چاپلوسان و نعلین بوسان قدرت همیشه به سود تحکیم موقعیت خود از همین شیوه حکومتی استفاده می کنند و حتی مشوق آن هستند.

وقتی همه کارها به یک تن ختم می شود، همه می کوشند بنام او کارهای خود را پیش ببرند و در نهایت همه حساب‌ها و اشتباهات هم به او ختم می شود. تردید نیست که آقای خامنه‌ای در پس بسیاری از اشتباهات و خطاها و تصمیمات نادرست سه دهه گذشته قرار داشته است. شاید خیلی از تصمیمات را رهبری نمی گرفت و از آن هم آگاه نبود اما پاسخگوی مسئولیت همه آنها در نهایت شخص او بود، همچنان که جانشین او همین مسئولیت را دارد. در چنین سیستمی از حکومتداری است که وقتی یک جای کار خراب میشود، همه کاسه و کوزه‌ها بر سر رهبر می شکند همانطور که در ماجرای نفوذ و ضرباتی که درجریان دو جنگ 12 روزه و رمضان بوجود آمد و حتی جان خود رهبر را نیز گرفت.

در یک حکومت فردی وقتی فرد بزرگ می شود، ممکن است خیلی از تصمیمات را آن فرد نگیرد، ولی پاسخگوی از نظر ملت اوست. این وضعی است که جمهوری اسلامی از ابتدای تاسیس تا کنون داشته و دارد.

تردید نیست که درگذشته پیش از انقلاب نیز شخص شاه خود سررشته دار بسی از پلیدی‌ها بود ولی همه کارها زیر نظر او نبود. بخشی از اداره امور مملکت دست کسانی بود که خود را در میل و جهت اعلیحضرت شاهنشاه آریامهر نشان می دادند و سپس کار خود را می کردند. نتیجه آن نیز سقوط شد. اگر این سقوط فقط سقوط یک فرد یا یک حکومت و یا نظام باشد باز مسئله‌ای نبود و نیست. اما سقوط گاهی می تواند به شکل جنگ داخلی، تجزیه خاک کشور، یا جدا شدن بخش‌هایی از آن درآید. همان اتفاقی که در پایان سلطنت صفویه و سقوط شاه سلطان حسین بدست محمود افغان روی داد. یا در دوران فتحعلیشاه که قفقاز از ایران جدا شد و در دوران ناصرالدین شاه که "هرات" را از ایران جدا کردند. در دوران فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه، اعلیحضرت همایونی ضل الله سقوط نکرد ولی کشور تجزیه و شاه به دست نشانده تبدیل شد که کم از سقوط نبود. نمونه های کوچک و بزرگ جهانی این نوع حکومت ها نیز کم نیست.

بنابراین، سقوط فقط این نیست که فرد و حکومت فردی را ببرد، این امکان هست که بخشی از خاک کشور را هم ببرد، بخشی از مردم را هم به خاک و خون بکشاند.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1018  - 22 مهر 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت