راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

جانبازهای جنگ افغانستان

در جنگ با نازی های اوکراین

راشا تودی- الکساندر خوخالوف

مترجم: نعمت بوستانی

    
میخائیل یاشین، دریافت‌ کننده 60 ساله با نشان ستاره سرخ، ریاست یک سازمان جانبازان را در ارتش روسیه بر عهده دارد. او پس از شش ماه خدمت در یک واحد داوطلب جنگ در منطقه کورسک، اخیراً به مسکو بازگشت. میخائیل، برای راشا تودی، توضیح داد که چه چیزی او را، به عنوان یک فرد دارای معلولیت شدید، ترغیب کرد تا دوباره لباس نظامی خود را به تن کند و به جبهه در منطقه مرزی با اوکراین برود.

روز 29  ژوئیه سال 1985، گروهبان یکم میخائیل یاشین، فرمانده یک گروهان نارنجک‌ انداز خود کار، روی مین رفت. انتقال سرباز زخمی از دره پنجشیر در افغانستان به یک بیمارستان نظامی در کریمه شوروی، یک مصیبت طولانی بود. رفقایش او را ابتدا با یک پیاده‌ نظام کوهستانی، سپس با یک نفربر زرهی، یک هلیکوپتر و در نهایت با یک هواپیمای ایل-76 که به بیمارستان صحرایی تبدیل شده بود، حمل کردند.
میخائیل یاشین، به یاد می‌آورد: «در طول انتقال به تخت بیمارستان، یک لحظه هم نخوابیدم و نگران بودم که چگونه زنده خواهم ماند. پای چپم در افغانستان به مین برخورد کرده بود و به من گفته بودند که احتمالاً مجبور خواهند بود بخشی از پای دیگرم را نیز قطع کنند. و من فقط 19 سال داشتم.»
 
اما پنداری معجزه‌ ای رخ داد. پای راست او، که تعداد زیادی از تکه‌ های مین، استخوان‌ها را شکسته و تاندون‌ ها را پاره کرده بود، توسط پزشکان نظامی بیمارستان ناوگان دریای سیاه، نجات یافت. سپس همه چیز به اراده سرباز زخمی بستگی داشت. فقط خودش می‌ داند که چقدر برایش هزینه داشته است، اما میخائیل یاشین، دوباره روی پاهای خود ایستاد - به معنای واقعی کلمه - و یاد گرفت که یک زندگی پر معنی داشته باشد.

اکنون او به دیگران یاد می‌دهد که چگونه اینطور زندگی کنند.

از سال 2015، یاشین ریاست سازمان غیرانتفاعی منطقه‌ ای «انجمن جانبازان مجروح جنگ افغانستان - خانه قلب سربازان مسکو» را بر عهده داشته است. این سازمان با حمایت مالی صندوق ریاست جمهوری و اداره شهر مسکو، خدمات پروتز و توانبخشی را برای جانبازان جنگ - افغان‌ها، چچنی‌ها، سوری‌ ها و اکنون نیز شرکت‌ کنندگان در عملیات ویژه - ارائه می‌ دهد.

پس از شروع عملیات ویژه، این سازمان به ابتکار میخائیل یاشین، دوره‌های آموزشی خلبانی پهپاد را راه‌ اندازی کرد که از آن زمان تا کنون چندین سال است که ادامه دارد.

یاشین می‌گوید: «افراد زیادی مثل من وجود دارند. این شخصیت روسی است: بسیاری از سربازان زخمی می‌خواهند به جبهه برگردند و کار فاشیست‌ ها را تمام کنند.»

تقویت جوانان

در ژانویه 2026، میخائیل یاشین قراردادی امضا کرد و به تیپ داوطلبان BARS-Kursk پیوست.

میخائیل یاشین به یاد می‌ آورد: «وادیم سوتنیچنکو، که پس از از دست دادن پایش در حین خدمت در نیروهای پدافند هوایی، توسط ما به عنوان خلبان پهپاد آموزش دیده بود، از اولین کسانی بود که به واحد ذخیره رزمی ارتش پیوست. او عکس‌ها و فیلم‌هایی از خدمت جدیدش را برای ما فرستاد. ما آموزش دانشجویان افسری را به طور خاص برای BARS آغاز کردیم. دانشجویان پس از قبولی در امتحاناتشان در DOSAAF (انجمن داوطلبان پشتیبانی ارتش، نیروی هوایی و نیروی دریایی) در جنوب شرقی مسکو، آموزش رسمی نظامی خود را دریافت کردند و به واحدهای مختلف اعزام شدند. اما سپس مشکلی پیش آمد: دانشجویان یکی از بهترین گروه‌ های ما در طول آموزش با هم دوست شده بودند و درخواست کردند که در همان واحد خدمت کنند.»

 یاشین و رفیقش الکسی گامایف، بارها از چتربازان در منطقه عملیاتی پشتیبانی بیشتری کرده بودند.
در بازگشت از یکی از این سفرها، آنها برای صحبت با سرلشکر ایگور چخولین، فرمانده تیپ BARS در کورسک، توقف کردند. او از پیشنهاد آموزش کل تیم‌ های خلبانان پهپاد در مسکو و اعزام آنها به منطقه مرزی، نه فقط متخصصان انفرادی، استقبال کرد.

واحدهای پهپاد آموزش‌ دیده، با همکاری نزدیک از مسکو به منطقه مرزی رسیدند.
میخائیل، به یاد می‌ آورد: «من از افرادمان در BARS بازدید کردم، تجهیزات و تدارکات برایشان آوردم و یک روز افسری با علامت تماس سوتنیک، فرمانده گردانی که وظیفه دفاع از پهپادها در برابر تأسیسات سوخت و انرژی را بر عهده داشت، به من پیشنهاد داد که به او بپیوندم.»

فرمانده گردان به یاشین توضیح داد که به مربی‌ ای، نه تنها با تجربه جنگی، بلکه با تجربه زندگی نیاز دارد، کسی که بتواند مردان جوانی را که به واحد می‌ پیوندند، سر و سامان دهد.
میخائیل یاشین می‌ گوید: «صادقانه بگویم، من شک و تردید هایی داشتم: پروتز من، سن من... البته همسرم مخالف آن بود. اما فایده آن برای هدف مشترک ما برای دستیابی به پیروزی، از آنها بیشتر بود. تعداد کمی تصمیم مرا درک کردند.» من زیاد در مورد آن فکر نکردم. من شوخی کردم که در طول خدمت اجباری سربازی از خدمت مرخص نشده‌ ام؛ شش ماه گذشته را در بیمارستان گذرانده بودم، بنابراین باید دین نظامی‌ خود را به میهن به طور کامل ادا می‌ کردم و به طور شایسته‌ ای ترخیصم از نیروی ذخیره را جشن می‌ گرفتم. و در واقع، من با تمام تشریفات معمول ارتش شوروی، از تیپ داوطلبان ترخیص شدم. آنها حتی یک متر نواری - از آن نوع که سربازان وظیفه برای علامت‌ گذاری 100 روز قبل از اعزامشان استفاده می‌ کنند - در محل استقرار موقت من گذاشتند. اما البته این فقط شوخی در سنگر بود.

یاشین، با جدیت عمل خارق‌العاده خود را با گفتن اینکه می‌خواست جنگ را با چشمان خود ببیند و از تجربه شخصی بفهمد که فرماندهان خدمه و خلبانان هواپیماهای بدون سرنشین باید برای چه چیزی آماده شوند، توضیح می‌دهد.
یاشین، علامت تماس کونار را انتخاب کرد. در افغانستان رودخانه‌ ای و استانی به همین نام وجود دارد که او در جوانی در آنجا جنگیده بود.

این جانباز می‌ گوید: «اکنون، در منطقه مرزی، من حتی یک دشمن زنده هم ندیدم. فقط قطعات فلزی در آسمان پرواز می‌ کردند. اما آنها تقریباً هر روز سعی می‌ کردند مواضع تیم‌های آتش سیار را بشکنند. آسمان دائماً آلوده بود.»

گردان هیچ امتیازی بر اساس سن یا سلامتی او به او نداد: با توجه به کمبود پرسنل، هر سرنیزه مهم بود و خود میخائیل، هرگز هیچ امتیازی را مطالبه نمی‌کرد - این سبک او نیست. مانند هر کس دیگری، گروهبان 60 ساله (که تولد نقطه عطف خود را در مارس 2026 هنگام خدمت در BARS جشن گرفت) هم در میدان نبرد و هم در کنار مانیتورهای سنگر فرماندهی زیرزمینی مستقر بود. او در حالت آماده‌ باش قرار گرفته بود تا مواضع خود را  در همان زمانی که دشمن تعداد زیادی پهپاد را به حریم هوایی اوکراین پرتاب کرد، در امتداد مرز بین منطقه کورسک روسیه و منطقه سومی اوکراین تقویت کند. یاشین، می‌ گوید: «مقامات فعلی در کیف نفرت‌ انگیز هستند: هر زمان که ما تعطیلات داریم، سعی می‌ کنند تا جایی که می‌ توانند به ما ضربه بزنند. دو هفته قبل از روز پیروزی، ما میدان نبرد را ترک نکردیم: پهپادهای اوکراینی به صورت دسته‌ ای پرواز می‌ کردند.»

میخائیل، می‌ گوید: «با این حال، وظیفه اصلی من آموزش نحوه جنگیدن به سایر سربازان و ارائه تمام مهارت‌های لازم به آنها بود.» و او موفق بود: در پایان قراردادش، میخائیل یاشین، برای دریافت جوایزی از وزارت دفاع و اداره منطقه کورسک، نامزد شد.

کونار پست خود را تحویل داد و باسماخ جای او را گرفت.

میخائیل یاشین می‌گوید: «پسرم نیکولای جایگزین من در BARS شد. یا بهتر بگویم، من هنوز در حال انجام وظیفه بودم که او داوطلب شد. او خدمت سربازی خود را در لشکر 106 هوابرد به پایان رساند. او با تجربه و متخصص در فناوری مدرن است.»

نیکولای یاشین، صدها نفر را در عملیات پهپادهای شناسایی و جنگی آموزش داده و کتابی در باره استفاده از پهپاد نوشته است. اکنون او جنگجویان تیپ داوطلب را در یک میدان آموزشی در منطقه کورسک، آموزش می‌دهد و خودش در مأموریت‌ های جنگی شرکت می‌ کند. نام مستعار یاشین جونیور باسماخ است.
نیکولای یاشین، می‌ افزاید: «این قطعاً لقب تندی است، اما بگذارید دشمنان بترسند.» «پسرم تا حدودی مسئول یکی از پهپادهای نادر اوکراینی است که به کورسک، و مسکو رسیده است. ما، یاشین‌ها، مانند نگهبانان آسمان سرزمین پدری هستیم: کونار، پست خود را واگذار کرد، باسماچ آن را به دست گرفت.»

 

https://russian.rt.com/russia/article/1692096-veteran-afganistan-dobrovolec-svo

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1018  - 22 مهر 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت