راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

سرمقاله 1018

همه احتمالات

در رویدادهای آینده ایران محتمل است

   

 سیاسی از اوضاع کشور نباید آنچنان باشد که اصل مسئله در سایه آن قرار بگیرد و به جای افزودن بر آگاهی مردم، بر شک و تردید مردم نسبت به ضرورت هوشیاری افزوده شود. اطلاعات دقیق و تحلیل همه جانبه، می تواند تأثیری کلی‌ بر افکار عمومی‌ و حتی تا حدودی در افکار دولتمردان بگذارد و از این نظر مثبت است. تحلیل رویدادها نباید به گونه ای باشد که نقش رهبری نظام هزینه شود و در حاشیه قرار گیرد. بویژه در نظام کنونی که تحت سلطه انجمن حجتیه و یا تفکراتی همسو با حجتیه مانند جبهه پایداری قرار دارد.

از طرف دیگر، اختلاف بین فرماندهان نظامی نه باید فراموش شود و نه از آن غافل بود. فراموش نکنیم که "اصطکاک" شدید در آینده میان آنها بسیار محتمل است:

این امکان هست که نظامیان متاثر از تفکرات حجتیه و آلوده به فعالیت های سرمایه داری به بهانه نجات نظام به میدان آمده و کار را به سود خود یکسره کنند و یا سرداران سپاه و ارتش که هوادار اعتدال و اصلاحات هستند برای نجات نظام از دست ارتجاع و افراطیون مذهبی دست به کار شوند. کاری که در انقلاب پرتغال در ۱۹۷۴ صورت گرفت.

این دو احتمال پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی پر رنگ تر شده و نباید از آن غافل بود. جاده این دو احتمال روز به روز هموار تر می شود.

به نظر ما با تغییرات نسلی و جمعیتی ایران، رویدادهای آینده نمیتواند به سود و درجهت فکری و مالی افراطیون مذهبی باشد. نه تنها در جامعه نسل دیگری متفاوت با نسل انقلاب در اکثریت است و خواست ها و تمایلات دیگری دارد و در چارچوب معیارهای حکومت، حتی با زور و زندان و سانسور و دیگر فشارهای اجتماعی نمی گنجد، بلکه رهبران نسل اول و حتی دوم حزب الله و نیروهای موازی و مزاحم اصلاحات اساسی نیز کم کم پیر شده اند و به نظر نمیرسد برای نقش‌های کلیدی بتوانند نیروی تازه نفسی پیدا کنند. سیاهی لشکرشان هم که بطور قطع در حال پیر شدن و تقلیل و تحلیل و حتی دگردیسی و همسوئی با نسل جدیدی است. این سرنوشت قطعا شامل حال روحانیونی نیز می شود.

شاید خطر جنگی دوباره با امریکا و اسرائیل بر خلاف تصور این طیف نه تنها تبدیل به فرصت نشود، بلکه علیه آن شود.

جامعه ما اکنون در یک حالت انفجاری قرار دارد و اکثریت نیروهای حاکمیت از هر دو جناح از این انفجار بیمناک اند و می دانند که اگر انفجاری روی بدهد، قدرت های خارجی مهاجم برنده این انفجار  خواهند بود.

نباید فراموش کرد که فرماندهان سپاه اگر در گذشته یکدست نبوده اند و یک تفکر نداشته اند امروز بسیار بیش از گذشته این تفاوت تفکر وجود دارد و بهتر است در اخباری که منتشر می شود و یا افشاگریهائی که می شود، به این نکته بسیار مهم نیزتوجه شود. بویژه در رده های سرداری و بدنه سپاه.

بینائی سیاسی زیادی لازم نیست که با خواندن سخنرانی ها و مصاحبه های فرماندهان سپاه دیده شود که همین حالا هم صف بندی ها در سپاه آشکار است.

وضع کنونی روز به روز بیشتر نشان دهنده آنست که ایران در شرایط کنونی داخلی و منطقه ای، هیچ راه حلی جز طی کردن راه تغییرات اساسی بویژه برای کنترل سرمایه (مانند چین) و مقابله با فساد و دزدی (مانند روسیه) با تمام دشواری های آن ندارد. همچنان که در مناسبات جهانی و مستحکم ساختن اتحاد خود با جبهه شرق راه حلی دیگر ندارد. البته به آن شرط که خواهان استقلال کشور باشد.

 روی همه تضادها و صف بندی های سیاسی و نظامی که به آن اشاره شد باید محاسبه کرد و آن را در تحلیل ها و فعالیت های سیاسی خود در نظر داشت.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1018  - 22 مهر 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت