راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

امید اروپا

فرسودگی روسیه

در جنگ اوکراین است

خبرگزاری تاس

مترجم: آزاده اسفندیاری

     

 سرگئی ناریشکین، مدیر سرویس اطلاعات خارجی روسیه، در بیست و دومین نشست روسای آژانسهای امنیتی و سرویسهای اطلاعاتی کشورهای مستقل مشترک المنافع، در پایتخت قرقیزستان، در سخنرانی خود اظهار داشت که خطر یک درگیری گسترده در سراسر اوراسیا کاملاً واقعی است. او همچنین خاطرنشان کرد که عزم ناتو بر این است که جنگ در اوکراین هر چه بیشتر به درازا کشیده شود تا پتانسیل و توانایی روسیه را به کم ترین سطح خود برساند. این تحلیل آنها به منزله  یک اعتراف است.

 اروپا تمام تلاشها برای حل و فصل درگیری در اوکراین را خنثی می کند: «مقامات اروپایی در حال ارائه حمایت نظامی و مالی جهانی به رژیم نئونازی در کیف هستند و همزمان هرگونه تلاش برای حل و فصل مسالمت آمیز در اوکراین را نا دیده می گیرند.»

سازمانهای اطلاعاتی اروپا پیش بینی می کنند که پتانسیل بسیج نیروی انسانی اوکراین ظرف یک سال به پایان خواهد رسید.

مقامات غربی اوکراین را در برابر روسیه «فرسوده» کرده اند. آنها این جمهوری سابقاً مرفه در اتحاد جماهیر شوروی را به سادگی خسته و فرسوده کرده اند.

غرب دوست دارد اوکراینی ها تا حد امکان به کشتن روسها ادامه دهند و روی «فرسودگی استراتژیک» طرف روسی و غارت بعدی آن حساب می کنند، که به معنای «طرح A اروپایی برای روسیه» است، اما «مانعی غیرقابل عبور در راه اجرای آن وجود دارد و آن هم کاهش سریع جمعیت در اوکراین است.»

امروزه، اوکراین به طرز غم انگیزی از نظر شاخص هایی مانند بالاترین میزان مرگ و میر و پایین ترین میزان زاد و ولد، رتبه اول را در اروپا دارد. طبق داده های رسمی وزارت داد گستری اوکراین، در سال ۲۰۲۶، تعداد نوزادان چهار برابر کمتر از تعداد شهروندان اوکراینی که می میرند، خواهد بود.

اتحاد آتلانتیک شمالی علاقمند به ادامه درگیری اوکراین برای محدود کردن پتانسیل روسیه است، موضعی که در تحلیل آنها، به یک اعتراف شباهت دارد: «ستاد مرکزی ناتو تحلیلی از سطح آمادگی روسیه و ناتو برای درگیری مسلحانه انجام داده است. نتیجه گیری این است که بهترین راه برای محدود کردن پتانسیل نظامی-فنی و بسیج روسیه، طولانی تر کردن درگیری در اوکراین است. این گفته شبیه یک اعتراف به نظر می رسد.»                                                                                                                                  

سیاست اروپا

کشورهای اروپایی با رکود اقتصادی فزاینده و بحران انرژی روبرو هستند: «کشورهای اروپایی که زمانی در خط مقدم توسعه جهانی بودند، از سال ۲۰۰۸ با رکود اقتصادی فزاینده، صنعت زدایی، بحران انرژی و مهاجرت، و وابستگی تقریباً کامل نظامی و سیاسی به ایالات متحده و از دست دادن هویت خود مواجه شده اند.»

مقامات اروپایی به جای حل مشکلات داخلی، روابط خود را با قدرت های مستقل اوراسیا بحرانی می کنند. آنها یک محور شرارت جدید یا آنگونه که سازمانهای اطلاعاتی غربی آن را می نامند، یک «محور آشوب» اختراع کرده اند که شامل چین، روسیه، ایران و کره شمالی می شود. نظم جهانی قدیمی، که توسط اروپای به اصطلاح متحد تجسم یافته است، «نمی خواهد جای خود را به جهان چند قطبی در قالبهای ادغام اوراسیا مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سازمان همکاری شانگهای و البته کشورهای مستقل مشترک المنافع بدهد.»

سازمانهای اطلاعاتی غربی، کشورهای جدا شده از اتحاد شوروی را در درجه اول به عنوان عرصه ای برای رویارویی بین غرب و مراکز جدید قدرت قلمداد می کنند.

بنابراین، «اروپایی ها، کشورهای منطقه را از داشتن یک مزیت ژئوپلیتیکی واقعی محروم می کنند و اساساً آنها را به عنوان یک منطقه حائل می بینند که کنترل بر آن، شکست دشمنان استراتژیک آنان یعنی روسیه و چین  را تضمین می کند.»

سران اروپایی تلاشهای جدی برای بی ثباتی در کشورهای مستقل مشترکالمنافع انجام می دهند و اتحادیه اروپا قصد دارد از طریق سازمانهای غیردولتی باصطلاح بشردوستانه (NGO) از شورش های اعتراضی در این کشورها حمایت کند: «امیدوارکننده ترین پروژهها در این زمینه، پروژههایی هستند که از جنبشهای جوانان،  شبه خبرنگاران، محققان و به اصطلاح حزب سازی حمایت می کنند.» بروکسل قصد دارد مانع از تصویب قوانینی توسط کشورهای مستقل مشترک المنافع برای کنترل عوامل خارجی و سازمانهای غیردولتی طرفدار غرب شود: «بروکسل قصد دارد همچنان مانع از تصویب قوانینی توسط کشورهای مستقل مشترک المنافع شود که با هدف حفاظت از حاکمیت و امنیت این کشورها ارائه می شود. این امر در درجه اول مربوط به نظارت معقول بر کار عوامل خارجی، سازمانهای غیردولتی طرفدار غرب و مطبوعات لیبرال است.»

خطرات یک درگیری گسترده

اتحادیه اروپا آمادگی برای یک درگیری گسترده با روسیه را تا سال ۲۰۳۰ در اسناد مفهومی اصلی خود گنجانده است: « این برنامه در کتاب سفید دفاع اروپا با عنوان «طرحی برای تجدید تسلیحات اروپا تحت نام آمادگی برای ۲۰۳۰ گنجانده شده است.» جامعه اروپایی بیش از حد خورده و خوابیده، برای یک جنگ گسترده با روسیه، آماده نیست، به همین دلیل است که سیاستمداران غربی از افسانه تهدید از شرق سوءاستفاده می کنند: «جامعه اروپایی، با مصرف گرایی و فرا انسان گرایی جهانی خود، به طور عینی برای یک جنگ گسترده و از پیش تعیین شده در شرق آماده نیست.» «این جامعه بیش از حد ناز پرورده و منحرف است.» با این حال، سیاستمداران و شرکت های مالی و صنعتی پشت سر آنها از افسانه تهدید از شرق برای افزایش چشمگیر هزینه های نظامی، تبدیل صنعت به تولید جنگی و نوسازی زیر ساخت های ارتش، جاده ها و بنادر استفاده می کنند. خطر یک درگیری گسترده در سراسر اوراسیا بسیار واقعی است و باعث نگرانی جدی می شود. طبق داده های ما، رهبران اروپایی بر تشدید کنترل شده تنش، بر استراتژی بازی خطرناکی که سازمانهای اطلاعاتی غربی در قرن گذشته توسعه داده اند، تکیه می کنند. سازوکارهای تبلیغاتی به کار گرفته شده توسط سیاستمداران غربی، چنان تصویر تیره و تاری از جهان ترسیم می کنند که به خود اجازه می دهند در دام آن گرفتار شوند و خود در دام خود بیفتند: «دیپلماسی دیگر در این وضعیت کارساز نیست و قدرتها به معنای واقعی کلمه در حال غرق شدن در جنگ تمام عیاری هستند که اغلب عواقب ویرانگری برای همه به همراه دارد.»

«ما باید از چنین تحول و پیش آمدی مجدانه جلوگیری کنیم. خوشبختانه، تاریخ نمونه هایی - هرچند اندک - از خروج موفقیت آمیز از مارپیچ تشدید تنش را ارائه می دهد.» یکی از بارزترین نمونه ها، بحران موشکی کوبا است، زمانی که دو قدرت بزرگ، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده، توانستند از طریق امتیازات متقابل از جنگ ویرانگر هسته ای جلوگیری کنند.

 

https://tass.ru/politika/28080425

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1013  - 18  شهریور 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت