راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

سرمقاله 1013

آرایش نیروها در حکومت

و در جامعه ایران چگونه است!

     

با گذشت بیش از ۶ ماه از آغاز تجاوز نظامی آمریکا، جامعه ایران در حالتی از نگرانی، انتظار و امید نسبت به آینده قرار دارد. امروز اکثریت مردم متقاعد شده اند که قدرت نظامی ایران توان ایستادگی در برابر تجاوزهای نظامی آمریکا را دارد و بنابراین جنگی هم اگر صورت گیرد شکلی محدود خواهد داشت. به ویژه که ایران همچنان امکان هدف قرار دادن و نابودی تاسیسات نفتی و زیرساخت های کل کشورهای منطقه را داراست، امری که آمریکا را در اجرای تهدیدات خود – در صورت توان اجرای آن - دچار تردید می کند و کرده است.

در زیر پوست این سکون و انتظار، تحول مهمی که در ایران جریان دارد به هم خوردن صف بندی های قدیمی، اصلاح طلب، اصولگرا، تندرو و کندرو و غیره است. همسویی پزشکیان و قالیباف و روحانی و خاتمی به عنوان چهره های شناخته شده گرایش های سیاسی کشور که در عین حال – به ویژه دو تن اول و حامیان آنان – تقریبا انحصار رسانه ای در کشور را بدست گرفته اند و بنام "وفاق" مانع از بیان دیدگاه های مخالف و مختلف در سطح رسانه های وسیع کشور می شوند، عملا و خودبخود تقسیم بندی های سیاسی قبلی کشور را در ذهن مردم از میان برداشته است. روزی نیست که پزشکیان سخنان کلیشه ای و تکراری، بعضا بی محتوا و در بسیاری موارد زیانبخش را از رسانه ها تکرار نکند. وضع درباره حامیان، وزرا، سخنگویان دولت نیز به همین شکل است. بی گمان این تک گویی با پشتیبانی جریان غربگرای حاکمیت ممکن شده است.

در این شرایط یک تقسیم بندی نوین و تعیین کننده و واقعی، بجای تقسیم بندی پوچ قبلی اصلاح طلب و اصولگرا، در حال شکلگیری است و آن تقسیم گرایش های بزرگ سیاسی کشور به دو جریان حامیان جهان تک قطبی یا غربگرا، و در برابر آنان مدافعان جهان چند قطبی یا جبهه شرق است. تقابل این دو جریان فعلا در عرصه سیاست خارجی است. جریان اول خواهان سازش، تفاهم و گاه تسلیم به غرب و امریکاست. تندروترین و وابسته ترین آنان گمان می کنند واقعا می توان به آمریکا با مذاکره به تفاهم دست یافت که هم آنان را به قدرت برساند، هم منافع آمریکا را تامین کند و هم منافع الیگارش های غربگرا را حفظ کند و هم به فروپاشی کشور منتهی نشود. آنان ادامه تعارض کنونی را که شکلی از مبارزه ضد امپریالیستی می بینند و هست، در نهایت موجب ناگزیرشدن حاکمیت به دست زدن به اصلاحات در جهت تامین عدالت اجتماعی و آزادی های سیاسی وسیع می بینند که مغایر با منافع این جریان غربگراست. به همین دلیل کوشش می کنند جنگ کنونی هرچه زودتر و به شکل یک تفاهم یا تسلیم خاتمه یابد. ازنظر سیاست داخلی جریان غربگرا متکی به حمایت الیگارش های غربگراست و غالبا به عنوان کارگزار و نماینده این الیگارشی در حاکمیت عمل می کند. 

جریان دوم که مدافعان جهان چند قطبی و قرار گرفتن ایران در جبهه شرق هستند دارای گرایش های مختلفی هستند. در عرصه سیاست خارجی عمدتا معتقدند که دوران تسلط غرب و جهان تک قطبی به پایان رسیده و قطب های تازه مانند چین و روسیه و بریکس و شانگهای و پیمان های منطقه ای به‌ تدریج جایگزین آن خواهد شد. به همین دلیل با درجات کمتر یا بیشتر خواهان مقاومت دربرابر آمریکا هستند و معتقدند که ایران می تواند با پشتیبانی جبهه شرق تسلیم خواست های آمریکا نشود. از نظر سیاست داخلی این جریان یک طیف است و هنوز یک سیاست اقتصادی مستقل ضدنولیبرالی در این جریان نتوانسته است خود را تثبیت کند و بیانگر خواست های آن شود و این ضعف بزرگ آن است.

با آنکه قدرت رسانه ای و اقتصادی در دست جریان غربگراست و از این طریق برای سازش با آمریکا و پذیرش شرایط آن فشار می آورد، بنظر می رسد که نیروی تعیین کننده در حاکمیت با جریان جبهه شرق است که قدرت خود را از طریق عدم تسلیم به شرایط آمریکا، بستن تنگه هرمز، زدن پایگاه های آمریکا در منطقه و گاه تشدید تنش دربرابر فشارهای آمریکا اعمال می کند. سخنان قاطع روسای جمهور چین و روسیه در حمایت از ایران، وادار شدن هند، برای نخستین بار، به امضای قطعنامه اجلاس شانگهای در محکومیت حمله به ایران، تاکید چین بر خرید نفت ایران و عدم پذیرش تحریم های آمریکا و ... همگی نشان می دهد که رهبران چین و روسیه و جبهه شرق چندان جریان غربگرای ایران را جدی نمی گیرند.

سخنان مجید رضاحریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین درباره اینکه آقای مجتبی خامنه ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، دوبار از قالیباف خواسته است تا درباره اقدامات وی درباره روابط با چین گزارش بدهد، سخنان دروغ هفته گذشته حسین مرعشی - از خاندان های الیگارش غربگرای ایران و دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی- که چین برای دیدار با قالیباف شرط گذاشته و تکذیب آن – برای نخستین بار – توسط دفتر ویژه چین، قاطعیت بیشتر طرفداران جبهه شرق در دفاع از ضرورت نزدیکی به این جبهه و افزایش افشاگری ها در فضای مجازی و شبکه های خبری درباره مقاومت و موانعی که دربرابر گسترش روابط با چین و روسیه گذاشته می شود، همگی نشاندهنده این است که کشاکش در این عرصه، همزمان با ضرورت روشن شدن تکلیف جنگ در ایران و اوکراین، وارد مرحله ای تازه شده است.

تصویر خلاصه به این شکل است که جریان غربگرا با استفاده از اهرم های رسانه و اقتصاد و به پشتوانه تحریم ها و محاصره نظامی آمریکا می کوشد چنان فشار اقتصادی را بر مردم سنگین کند که به پذیرش هر نوع تسلیم تن دهند و خود را کارگزار توانای این تسلیم نشان دهد و قدرت سیاسی را بدست گیرد. در مقابل جریان مدافع جبهه شرق با اتکا به توانایی ها و پشتیبانی این جبهه و همچنین ناامیدی عمومی از هر نوع امکان تفاهم درازمدت با آمریکا و پایبند ماندن آن کشور به این تفاهم و به اتکای قدرت نظامی در حال برهم زدن برنامه های جریان غربگراست با این ضعف بزرگ که فاقد اعتقاد یا برنامه یا کادر جایگزین برای مقابله با الیگارش های غربگرا و کاستن از فشار اقتصادی بر معیشت مردم است.

آنچه کوشش های جریان غربگرا و الیگارش های حامی آن را برای بدست گرفتن قدرت مبهم می کند، افول سریع آمریکا و جبهه غرب و دیکتاتوری های وابسته بدان در همه عرصه های داخلی و خارجی در جهان است. این همان نقطه امید برای مقاومت و مبارزه دربرابر این جریان است که می تواند در آینده گسترش یابد.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1013  - 18  شهریور 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت