|
بتدریج از نتایج دوران رهبری خامنه ای باید گفت! |
|
آقای علی خامنهای اگر در همه سیاستهایش دچار اعوجاج و دوگانگی بود در یک مسئله همواره ثابت قدم بود و آن هم کشاندن کشور از این ستون به آن ستون و اجازه ندادن به اینکه هیچ مسئلهای بتواند یک راه حل قطعی و روشن برای خود پیدا کند. از به اصطلاح مبارزه با "تهاجم فرهنگی" که هدف اصلی آن جلوگیری از فضای بازتر سیاسی در شرایط پس از جنگ بود؛ تا جلوگیری از به اصطلاح "حکومت دوگانه" و بستن دست محمد خاتمی و بالاخره کودتا علیه میرحسین موسوی که کفاره آن ضعف دربرابر احمدی نژاد از ترس باز شدن دهان او شد، این شیوه کشورداری تا پایان عمر او ادامه داشت و در عین حال جامعه را عصبی کرد. نتیجه این سیاستها این نشده که خواست اصلاحات به کنار رود بلکه در شکلهای جدید بروز کرده و دردسرهای تازه ایجاد کرده است. برای اینکه جوانان و دانشجویان را غیرسیاسی کنند آنان را به اعتیاد کشاندند و گسترش ورزش را تشویق کردند. حالا اعتیاد به یک معضل خانمانسوز تبدیل شده و خود ورزش و حضور جوانان و زنان در ورزشگاهها و تجمع و شعارهای آنها مشکل بزرگتری شد. برای آنکه آن زنان و دخترانی را که در 88 باتوم می خوردند و نگران چهره خود نبودند به خانههایشان بفرستند، آنها را به سمت بی هویتی و آرایش و مد و عمل زیبایی و مشابه آن سوق دادند. حالا اینان دیگر تن به تغییر سبک زندگی و حجاب اجباری نمی دهند و نمی دانند چگونه از خیابانها جمعشان کنند. مداحها را به میدان آوردند تا روحانیان روشناندیش را از صحنه حذف کنند و مراجع تقلید را سرجایشان بنشانند. اکنون این مداحها انقدر قدرت پیدا کرده و فساد و دزدی و کثافتکاری کردهاند که نمی دانند چگونه به حساب اینها برسند و محدودشان کنند. برای آنکه همبستگی میان مردم و احساس ملی را در آنها خفه کنند پول سالاری را تشویق کردند و اکنون این پول سالاری از صدر تا ذیل حکومت را فاسد کرده و امکان یک بسیج ملی را برای توسعه کشور که در نهایت بقای همین نظام هم به آن وابسته است ناممکن کرده است. اگر مسیر اصلاحات از همان دوران محمد خاتمی ارام در پیش گرفته می شد و انقدر در برابر آن کارشکنی نمی شد، بسیاری از مشکلات کنونی کشور بوجود نمی آمد و جامعه اینقدر پرتنش، گسیخته و از هم دریده نمی شد.
تلگرام راه توده:
|