راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

سرمقاله

جبهه چپ در داخل کشور

بر محور کدام اصول میتواند عمل کند؟

     

هفته گذشته مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، به همراه هیئتی به سازمان ملل سفر کرد و در مجمع عمومی آن سخنرانی کرد. به همان اندازه که سخنرانی پزشکیان با قاطعیت و افشاگری توام بود و مورد استقبال محافل داخلی – جز بخشی از غربگرایان – قرار گرفت، به مصاحبه های ضعیف وی چندان در داخل کشور بهایی داده نشد. هرچند مذاکرات کنونی با مخالفت بخشی از جریان های داخلی و مخالفان غربگرایان قرار گرفت و آن را با بالا و پایین شدن بهای نفت می سنجیدند، هدف آن نیروی بالادستی که اجازه این مذاکرات را داد، نه امید واهی رسیدن به تفاهم با آمریکا، بلکه آماده کردن کشور برای جنگ است.

پشت جبهه ایران، بویژه از نظر اقتصادی بدلیل نفوذ جریان غربگرا در بدنه کارشناسی حاکمیت بسیار ضعیف است و این موجب استفاده همان جریان ها می شود که با شعار مذاکره و صلح می خواهند مردم را نه در منافع، بلکه در رویاهای خود شریک کنند. آنها چند دهه است که مدعی هستند به نتیجه نرسیدن مذاکرات میان آمریکا و ایران، نه بدلیل آن است که آمریکا می خواهد ایران را ببلعد و در بهترین حالت به عراقی دیگر تبدیل کند، بلکه یک موضوع "مدیریت داخلی" است که اگر این مدیریت بدست غربگرایان باشد می توانند آن را به نتیجه برسانند.

اجازه مذاکرت بدین دلیل داده شد و به غربگرایان سپرده شد که آنان آخرین دست و پاهای خود را بزنند و بهانه مدیریت از آنان گرفته شود و از سوی دیگر مردم به این نتیجه برسند که مشکل عدم تفاهم از ماهیت امپریالیستی امریکاست. بنابراین نتیجه نهایی این مذاکرات تقویت پشت جبهه و داشتن دست آزادتر در جنگ و تهاجمی است که رهبران جمهوری اسلامی ان را ناگزیر می دانند.

نشانه دیگری از این تلاش برای تحکیم پشت جبهه با احکام زندان تعلیقی و قطعی (از جمله برای شیخ حمید رسائی) و ممنوعیت از مصاحبه و فعالیت رسانه ای که برای سه چهره شناخته شده یعنی عباس عبدی، صادق زیباکلام و حشمت الله فلاحت پیشه صادر شد نیز خود را نشان می دهد، بویژه که دو نفر آخر به بلندگوی اسرائیل، توهین و تحقیر ایران و بالاخره روسیه و چین ستیزی در ایران تبدیل شده بودند.

در این میان سکوت طولانی و بی  عملی سعید جلیلی نیز نشان از آن دارد که یا فاقد برنامه جایگزین است، یا جسارت بیان آن را ندارد، یا این برنامه با غلظتی که درباره برخی مسائل مانند حجاب باید به خود بگیرد فاقد مشخصات یک برنامه ملی است و خلاصه هرچه هست نشان فرصت طلبی وی و حامیان اوست.

وضعیت کنونی و ضرورت شرکت در تحکیم این پشت جبهه در بین نیروهای "چپ" نیز دودستگی و چند دستگی پدید آورده است از جمله در میان کسانی که خود را هوادار حزب توده ایران می دانند. اکنون و بموجب وضعیتی که در کشور بوجود آمده یک دریچه تاریخی برای همکاری و حضور بیشتر نیروهای چپ مدافع دفاع ملی در کشور فراهم شده است که باید از آن برای برقراری اتحادی مستحکم تر با توده مردم ایران استفاده کرد. گروهی که اکثریت را تشکیل می دهند در مجموع از این دیدگاه دفاع می کنند و معتقدند که مسئله اصلی امروز استقلال و پشتیبانی از دفاع ملی است، در حالیکه اقلیتی با شعار "صلح خواهی" عملا و خواسته و ناخواسته خواستار خلع سلاح ایران دربرابر تجاوز امپریالیستی به کشور هستند.

در آنچه به هواداران حزب توده ایران مربوط می شود، بزرگترین مانع و بختکی که سه دهه است بر روی هوداران حزب قرار گرفته و آنها را از بهره گیری از همه چهره ها، شخصیت ها و امکانات برای مبارزه محروم کرده است، مطالبی است که درنشریه "نامه مردم" بعنوان نظر رسمی حزب توده ایران منتشر شده و مانع اتحاد همه توده ایهاست. وضع در باره گروه های دیگر چپ در خارج از کشور از اکثریت و اقلیت و راه کارگر و حزب چپ و غیره  نیز به همینگونه است.

این درحالی است که امروز همه کسانی که از چهار اصل:

۱) استقلال و پشتیبانی قاطع از دفاع میهنی در برابر تجاوز آمریکایی – اسرائیلی،

2) آزادی ها در وسیعترین معنا و امکان های موجود برای مدافعان انقلاب و طرفداران استقلال کشور،

۳) گرایش به شرق و کوشش برای گذار از جهان تک قطبی، و بالاخره

۴) عدالت اجتماعی و سوسیالیسم،

دفاع می کنند می توانند صرفنظر از گذشته و تعلق حزبی و سیاسی داشته و نداشته خود در کنار هم قرار گیرند. اینکه شکل همکاری چه باشد و به چه شکل تبلور یابد در جریان عمل روشن خواهد شد. در عین حال باید صرفنظر از تعلقات گذشته مرزبندی روشنی با کسانی که به این اصول معتقد نیستند، (هر نامی که بر خود بگذارند) داشت.

البته کسانی هستند که با هر نوع همکاری و کوشش برای علنیت و فعالیت بیشتر معتقدان به اصول بالا مخالف یا حداقل نگران آن هستند. بنظر آنان تجربه جمهوری اسلامی نشان داده که به محض اینکه "خر آن از پل گذشت" دوباره به شیوه های پیشین سرکوب روی خواهد آورد. این استدلال دارای یک اشکال است و آن اینکه جهان ما وارد مرحله ای شده است که در آن جمهوری اسلامی و ایران برای یک دوران طولانی و تا زمان تثبیت قطعی نظم چند قطبی و عقب نشینی امپریالیسم چاره ای جز تمکین به ضرورت حفظ دفاع ملی نخواهد داشت. درباره غلبه جریان غربگرا؛ و آینده پس از جمهوری اسلامی با قاطعیت می توان گفت که چپ هیچ آینده ای در صورت تسلط جریانات غربگرا جز خطر قتل عام نخواهد داشت.ب ه همین دلیل باید حول اصولی که در بالا اعلام شد و باید تکمیل و دقیق شود بتوان پایه یک پلتفرم و هسته اولیه برای همکاری و اتحاد همه معتقدان به این اصول و حامیان استقلال و دفاع ملی در کشور را فراهم آورد.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 1016  - 8 مهر 1405                                اشتراک گذاری:

بازگشت