|
سرمقاله 991
فردای ایران باید
بهتر از دیروز و امروز باشد!
هیچ تحول، انقلاب و رفرم و اصلاحاتی در هیچ کشوری، بدون خواست و اراده مردم
تحقق نیافته است. این درس بزرگی است که باید آن را آویزه گوش کرد. بویژه در
جامعه متحول و تب دار و ملتهب ایران که فعلا تحول خواهی و اصلاحات خواست
مردم است، اما هرگز تضمینی وجود ندارد که بحران متراکم شده در جامعه، بار
دیگر به انفجار ختم نشود. آنها که هنوز تصور می کنند تحولات بستگی به اراده
فرد دارد و یا مثلا تصور می کنند فلان مقام حکومتی می تواند اصلاحات و حتی
اصلاحات انقلابی کند و کوتاهی می کند و چنین نمی کند، (نظراتی که مطرح می
شود.) همین اصل تاریخی و بارها تجربه شده را فراموش کرده اند. این که تحول
– از هر نوع آن- با خواست و اراده مردم سنگلاخ ترین جاده ها را پشت سر می
گذارد و پیش می رود. وقتی این اصل پذیرفته شد، آنگاه نوبت می رسد به اصل
دوم. یعنی آگاهی روز افزون مردم از ساختار حکومت، پایگاه طبقاتی حکومت،
توان و امکانات حکومت برای مقاومت در برابر تحولات و سلسله شرایط دیگری که
در این یک بند طلائی لنین در باره انقلاب نهفته است: "مردم نخواهند و
حکومت نتواند".
یعنی مردم در وسیع ترین شمار حکومت را نخواهند و حکومت نیز چنان پایگاه
اجتماعی و مردمی خود را از دست داده باشد که دیگر قادر به مقاومت در برابر
مردم خواهان تحولات نباشد.
ما این تجربه بزرگ، یعنی شکست اراده گرائی انقلابی از یکسو و قدرت مردم
انقلابی و حکومت توانمند برای سرکوب اراده گرائی انقلابی و ناتوان از
مقابله با توده های مردم به میدان آمده را از سوی دیگر دیده ایم. یعنی
سالهای پیش از جنبش انقلابی 56- 57 در ایران و سالهای جنبش انقلابی 56- 57.
این شرح و توضیح شامل "شعار"ها نیز می شود. آنجا که شعار داده می شود اما
بازتابی در جامعه ندارد و یا این توهم غیر علمی و ارتجاعی که معتقد است 46
سال است در ایران انقلاب است. درحالیکه 46 سال نبرد برای دفاع از آرمان
های انقلابی است که در سال 1357 به سرنگونی رژیم شاه ختم شد و اگر امروز
بحثی از انقلاب وجود دارد – که دارد- دفاع از آن آرمان هاست. آرمان هائی که
حکومت پشت شعارها پنهان شده و به آن پشت کرده و خلاف آن عمل می کند.
باز گردیم به اراده گرائی سیاسی- انقلابی، در سالهای پیش از انقلاب 57 و آن
را مقایسه کنیم با ماههای پایانی سال 1357 که مردم در وسیع ترین شمار خود
رژیم شاه را نخواستند و رژیم نیز با تمام مانورها و خونریزی هایش نتوانست
بر مردم و انقلاب چیره شود و خود سقوط کرد.
در اواخر دومین دهه پس از کودتای 28 مرداد، یک جنبش انقلابی کم شمار اما
اراده گرا در میهن ما شکل گرفت که عمدتا تحت تاثیر انقلاب کوبا و امریکای
لاتین بود. همچنان که جنبش فلسطین تحت تاثیر آن بود. در جنبش اراده انقلابی
در ایران، مذهبی و غیر مذهبی به میدان آمدند، اما علیرغم همه جانفشانی ها و
محروم کردن جنبش انقلابی آینده کشور از وجود خود، نتوانستند کوچکترین خللی
در ارکان رژیم شاه بوجود آورند....
ادامه |